در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سرهنگ محمدیان، رئیس پلیس آگاهی تهران در این باره گفت: در حالی که با حضور تعداد زیادی از مردم، شعبه بانک روز شلوغی را میگذراند، فریاد زنی توجه مشتریان و کارمندان را به خود جلب کرد. با سروصدای «دزد... دزد» این زن، یکی از 2 جوانی که قصد فرار داشتند، از سوی مردم دستگیر و نفر دوم متواری شد.
در تماس کارکنان بانک با مرکز فوریتهای پلیسی 110 و حضور ماموران کلانتری 103 ونک متهم به نام مرتضی 18 ساله به کلانتری منتقل شد. پس از تشکیل پرونده و تحقیقات مقدماتی از این متهم، به دستور توکلی، بازپرس شعبه 5 دادسرای جنایی تهران پرونده متهم در اختیار کارآگاهان پایگاه سوم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.
در بررسیهای اولیه از مردی که متهمان قصد سرقت از وی را نیز داشتند، وی به افسر پرونده گفت: با به همراه داشتن 4 میلیون تومان پول و چکپول به بانک رفته بودم. در حال صحبت با جوانی بودم که سوالاتی از من داشت که با فریاد آن خانم و فرار همزمان جوانی که با من صحبت میکرد و جوان دیگری به سمت در خروجی بانک، تازه متوجه شدم سوالات پیدرپی جوان از من، برای توجه من به خودش بوده تا همدستش بتواند پولهایم را سرقت کند.
اعتراف
سرهنگ محمدیان افزود: مرتضی با توجه به مدارک و شواهد موجود در مقابل کارآگاهان پایگاه سوم به جرم خود اعتراف کرد و گفت: من همراه دوستم، پرویز در ساعات شلوغی روز با موتورسیکلت به مراکز اقتصادی و تجاری مثل بانکها میرفتیم. معمولا پس از انتخاب سوژه، من با روشها و بهانههای مختلف از جمله طرح سوالاتی یا یک مساله انحرافی و... حواس سوژه را به خود یا موضوع صحبتمان جلب میکردم تا همدستم با استفاده از فرصت مناسب محتویات جیب وی را خالی کند. پرویز اغلب روزنامهای را به دست میگرفت و وانمود میکرد مشغول مطالعه روزنامه است و خودش را طوری کنار سوژه سرقت قرار میداد که وی شک نکند. لحظاتی بعد که پرویز پس از سرقت از فرد مورد نظر از محل دور میشد، من نیز سریعا صحبتها را تمام کرده و محل را ترک میکردم.
محمدیان اظهار کرد: مرتضی در ادامه تحقیقات از سوی افسر پرونده به مورد دیگری اشاره کرد و گفت: من و پرویز علاوه بر بانکها و مراکز شلوغ تجاری به جاهایی نظیر ایستگاههای اتوبوس بی.آر.تی میرفتیم. در ایستگاه یا داخل اتوبوس، مثل روش بانک حواس یک نفر را پرت میکردم و پرویز در حال روزنامه خواندن پشت سر او قرار میگرفت. پس از سرقت، هم من و هم پرویز در اولین ایستگاه پیاده میشدیم.
سرقت از عابربانکها
با دستگیری و اعترافات مرتضی، شناسایی و دستگیری پرویز دیگر متهم پرونده نیز در دستور کار جدی کارآگاهان قرار گرفته که او هم 13 تیرماه در مخفیگاه خود دستگیر شد. پرویز 27 ساله که دارای 8 فقره سوابق قبلی جیببری و یک مورد نگهداری و استعمال مواد مخدر از سال 78 است، ضمن اعتراف به بیش از 50 فقره جیببری در ماههای اخیر اظهار کرد: در جیببریهایی که کارت عابر بانک از مالباخته به دست میآوردیم، سریعا در مدارک و تکه کاغذ و ... که جزو مدارک سرقتی بود، دقت میکردیم تا شاید رمز کارت نیز یادداشت شده باشد و بلافاصله به نزدیکترین دستگاه عابر بانک میرفتیم و موجودی صاحب حساب را خالی میکردیم. تاکنون بیشترین مبلغی را که توانستیم با این روش به دست آوریم، مبلغ یک میلیون و 700 هزار تومان بود. در این مورد پس از این که در کیف جیبی سرقت شده، هم عابر بانک و هم رمز وجود داشت، ابتدا مبلغ 200 هزار تومان قابل برداشت را همانجا از دستگاه گرفته، سپس بقیه موجودی حساب را به حساب عابر بانک خودم که با مدارک جعلی افتتاح کرده بودم، منتقل کردم. علاوه بر موارد فوق، بعضی مواقع گوشی تلفن همراه هم سرقت میکردیم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: