پرده اول

مشروعه خواهان

نهضت مشروطیت که در پی حرکت عدالتخواهانه ملت ایران به رهبری روحانیت ظلم‌ستیز به وقوع پیوست، ریشه در حرکت‌های ضداستعماری و ضداستبدادی ملت ایران داشت که اوج آن را می‌توانیم در قیام ضد امتیاز رژی مشاهده نماییم. اوضاع به هم ریخته ایران در سال‌های پایانی سلطنت ناصرالدین شاه و پس از آن، که در نتیجه اقدامات مستبدین و راهکارهای استقلال شکنانه منورالفکران بدتر شده بود، علما را بشدت نگران ساخت، لذا درصدد ایجاد اصلاحاتی برآمدند که در پی آن، ضمن جلوگیری از ظلم مستبدین، مداخلات بیگانگان نیز کاهش یافته و با بازسازی وضعیت کشور، توان مقابله با تعدیات بیگانگان افزایش بیابد؛ لازمه این امر، محدود کردن استبداد از طریق ایجاد یک ساختار بود که ابتدا به عنوان عدالتخانه مطرح شد.
کد خبر: ۲۶۹۹۰۵

 رفته رفته با تشدید اختلاف بین روحانیون و عین‌الدوله، بخش‌هایی از جامعه که دارای تفکرات غربگرایانه بود و توان بسیج مردم را علیه قاجاریه نداشت، از اختلاف علما و دربار استفاده کرد و در بدنه نهضت عدالتخواهی مردم ایران، نفوذ کرد. قصد آنان به هم زدن اوضاع و پیشبرد اهداف غیردینی خود بود، لذا با پنهان شدن پشت برخی از نیروها و شعارهای مذهبی، آتش نزاع و درگیری را تندتر ساختند، هسته مرکزی گروه تندرو و موج‌سوار، رادیکالیزه کردن مطالبات برحق مردم (بیش‌از حد ظرفیت اجتماعی - سیاسی جامعه ایران) ایجاد اختلاف بین علما و روحانیون و تسلط گام به گام بر روند طبیعی و معقول نهضت را مد نظر داشت.

علمای تیزبینی نظیر آیت‌الله حاج شیخ فضل‌الله نوری از همان ابتدا نسبت به این تحرکات، حساس شده و به دیگر علما و متدینین نسبت به عواقب اقدامات آن گروه‌ها و تساهل نسبت به آنان هشدار می‌داد. تحصن در سفارت انگلیس در آستانه موفقیت قیام عدالتخواهانه مردم ایران و طرح شعارهایی متشابه، با رنگ و بویی غیردینی، هشداری جدی به علما و جریان دینی بود که متاسفانه از کنار آن نیز با تساهل عبور شد. با پذیرش نظام مشروطه از سوی پادشاه قاجار، تشکیل مجلس و تهیه نظام‌نامه و قانون اساسی، موضوع اصلی مشروطه‌خواهان بود، گمان آحاد مردم و علما این بود که در نظام مشروطه، حاکمیت استبدادی قاجار محدود شده و براثر اجرای قوانین اسلامی، عدالت در کشور حکمفرما خواهد شد، به طور طبیعی نمایندگان ملت مسلمان نیز می‌بایستی مسلمان بوده و به اجرای قوانین اسلامی، پایبند می‌بودند. تحرکات غرب‌گرایان در تدوین قانون اساسی براساس قوانین اساسی دول غربی که جدایی دین از سیاست جزو لایتجزای قوانین آنان محسوب می‌شد، باردیگر زنگ خطر را برای عالمان آگاه و بیداری نظیر آیت‌الله حاج شیخ فضل‌الله نوری به صدا درآورد، مخالفت‌ها و مقاومت‌های اولیه شیخ، کارگر نیفتاد، لذا سعی کرد با طرح اصل دوم متمم قانون اساسی مبنی بر نظارت پنج تن از علمای طراز اول بر مصوبات مجلس جلوی انحراف مشروطه را بگیرد، این طرح با هزینه‌های حیثیتی سنگینی که به شیخ تحمیل شد به تصویب رسید، شیخ راه چاره را در مشروطه مشروعه می‌دید و خروج مشروطه را از دایره شریعت اسلامی سم مهلکی برای آزادی مردم و پیشرفت ایران می‌دانست، عدم پایبندی غربگرایان به شریعت و اقدامات مخرب آنان، شیخ را وادار کرد که تکیه بیشتری بر مشروعه شدن مشروطه بنماید و در همان حال برای جلوگیری از سوءاستفاده دشمن فریاد سر دهد که من همان مشروطه‌ای را می‌خواهم که آخوند خراسانی می‌خواهد، فریادهای شیخ در سیزدهم رجب 1327 در میان هلهله‌های غربگرایان بر بالای دار خاموش شد، اندکی بعد هر یک از علمای مشروطه‌خواه به محض گفتگو از رعایت قواعد اسلامی با موجی از اهانت‌ها و تهمت‌ها و توطئه‌ها مواجه شدند، سیدعبدالله بهبهانی در سالگرد شیخ در منزل خود توسط غربگرایان گلوله‌باران شد، سیدمحمد طباطبایی در انزوایی دردناک دار فانی را وداع گفت، آخوند خراسانی به طرز مشکوکی چشم از جهان فرو بست و همگی قربانی بی‌توجهی نسبت به هشدارهای مرحوم حاج شیخ فضل‌الله نوری شدند، تساهل نسبت به غربگرایان، عدم تفکیک خطوط سیاسی و عقیدتی و فرهنگی و... دستاورد بزرگ نهضت عدالتخواهی را در اختیار مستبدان جدیدی قرار داد که رفته رفته آزادی‌های شخصی و دینی مردم را نیز از آنان سلب کردند. در چالش بزرگ غربگرایی و اسلامگرایی، مرور پرونده نهضت مشروعه‌خواهی، درس‌های گرانبهایی برای اسلامگرایان و ایران دوستان در بر دارد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها