در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش «جامجم»، شامگاه 31 تیر ماه امسال مردی با مرکز فوریتهای پلیسی 110 کرج تماس گرفت و از دستگیری 2 نفر از اعضای یک باند آدمربایی در شهرک اوج کرج خبر داد.
پس از این تماس، کارآگاهان اداره جنایی آگاهی استان تهران به محل حادثه اعزام و متوجه شدند مرد میانسالی که در شرایط بد جسمی قرار دارد، مقابل خانهای رها شده و 2 مرد جوان هم با دست و پای بسته کنار وی قرار دارند. به این ترتیب، 2 مرد آدم ربا بازداشت و به اداره آگاهی استان تهران منتقل شدند و مرد میانسال برای ادامه تحقیقات به اداره جنایی آگاهی استان تهران احضار و بازجویی شد.
وی در اظهاراتش به پلیس گفت: ساعت 23:30 شامگاه حادثه پس از تعطیلی مغازه عازم منزل شدم. وقتی به در منزل رسیدم، در حیاط را باز کردم تا خودرو را به داخل حیاط انتقال دهم که ناگهان چند مرد مرا به نام صدا زدند.
ناکامی 6 مرد در آدمربایی
در این هنگام 6 مرد که سرنشینان 2 دستگاه خودرو بودند، گفتند که از ماموران اداره مبارزه با موادمخدر هستند و ماموریت دارند به دلیل حمل موادمخدر و نگهداری مواد، مرا بازداشت و خانهام را نیز بازرسی کنند.
شاکی ادامه داد: با شنیدن این حرفها، به آنها اعتراض کردم که به سوی من حملهور شدند، و راهم را سد کردند و مرا بشدت کتک زدند و داخل خودرویی انداختند و با سرقت خودرویم، قصد فرار داشتند که در همین موقع همسرم از پشت پنجره متوجه درگیری من با مردان آدم ربا شد و شروع به داد و فریاد کرد که همسایهها سررسیدند و با سد کردن راه آدمرباها، مانع از ربودن من شدند و 2 نفر از آنها را دستگیر کرده و تحویل پلیس دادند، اما 4 مرد دیگر در تاریکی شب با سوار شدن به 2 خودروی دیگر از محل حادثه متواری شدند.
وی افزود: آدمرباها را نمیشناسم و نمیدانم آنها به چه انگیزهای قصد ربودن مرا داشتند. با اطلاعاتی که مرد شاکی در اختیار ماموران قرار داد، تحقیقات از 2 مرد آدمربا صورت گرفت که در این ارتباط اظهار بیاطلاعی کردند و به این ترتیب روز گذشته برای ادامه تحقیقات به شعبه پنجم بازپرسی دادسرای جنایی کرج انتقال یافتند.
متهمان، آدمربایی را ساختگی دانستند
محسن، یکی از آدمرباها در اظهاراتش به بازپرس کرمی گفت: همدستم سعید با همکاری چند فرد دیگر یک کمپ ترک اعتیاد را در حومه شهرری تهران اداره میکرد. یک ماه قبل وقتی به دیدن وی رفتم، او مرا با مردی به نام مرتضی که چندی قبل در کمپ اعتیادش را ترک کرده بود، آشنا کرد.
پس از آشنایی با مرتضی، وی با بیان این که پس از ترک اعتیاد ادامه تحصیل داده و اکنون دانشجوست، از من و دوستانم خواست به او کمک کنیم تا 2 فرزند معتاد یکی از استادهای زن دانشگاهش را به این کمپ انتقال داده و مقدمات ترک اعتیادشان را فراهم کنیم.
متهم ادامه داد: وقتی درخصوص این 2 برادر معتاد از او پرسیدم، ادعا کرد، این 2 برادر به موادمخدر (کراک) اعتیاد دارند و هر روز به بهانههای مختلف مادر خود را کتک میزنند و اموال خانه را میفروشند تا هزینه اعتیاد خود را تامین کنند.
با شنیدن حرفهای وی، من که در یکی از رشتههای ورزش قدرتی دارای سابقه بودم، قبول کردم تا با کمک دوستم که از مسوولان کمپ بود و 3 نفر دیگر، این 2 برادر را ربوده و به کمپ انتقال دهیم.
شب حادثه همراه مرتضی و دیگر اعضای باند، به مغازه شاکی که یک موتورفروشی در یکی از محلههای کرج بود، رفتیم و منتظر ماندیم تا او از مغازهاش خارج شود، اما در همین موقع مرتضی طراح آدمربایی از غفلت شاکی استفاده کرد و هنگامی که او در حال گفتگو با مرد مشتری بود، وارد مغازه او شده و پس از سرقت حدود 6 میلیون تومان نزد ما برگشت و بعد از تعطیل شدن مغازه، دستور داد تا مرد مغازهدار را تعقیب کنیم که پذیرفتیم و پس از طی مسافتی به شهرک اوج که منزل شاکی در این محل بود رسیدیم و با صدا کردن وی، به او حمله کرده و قصد ربودن او را داشتیم که همسایهها متوجه شدند و در عملی کردن نقشه آدمربایی ناکام ماندیم و 4 همدست دیگرم متواری شدند و من و یکی از مسوولان کمپ دستگیر شدیم.
وی افزود: قرار بود بعد از انتقال این مرد، برادر دیگرش را هم ربوده و به کمپ انتقال دهیم و در قبال آن مادر وی 500 هزار تومان و یک دستگاه تلویزیون به کمپ هدیه کند و نمیدانستیم، هدف مرتضی، عملی کردن نقشه یک آدمربایی واقعی است.
به دنبال اعتراف این متهم، همدست وی هم گفتههای او را تایید کرد.
یک آشنا، سرکرده باند بود
به دنبال این اعترافات، متهمان برای ادامه تحقیقات به اداره جنایی آگاهی استان تهران انتقال یافتند و ماموران با اطلاعاتی که از این 2 مرد متهم به دست آوردند، به چهرهنگاری رایانهای از دیگر همدستان آنها پرداختند که معلوم شد، تصویر یکی از آنها، متعلق به مرتضی داماد سابق یکی از اقوام شاکی بوده، که به خاطر اعتیادش چندی قبل از همسرش جدا شده است.
با مشخص شدن این موضوع، مرتضی و همدستان وی تحت تعقیب قرار گرفتند تا پس از دستگیری، راز این آدمربایی فاش شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: