در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چه مدتی است که زندانی شدهای؟
درست 3 سال پیش دستگیر شدم . چند روز بعد از درگیری من را بازداشت کردند و زندانی شدم. در آن زمان 22 ساله بودم و این مدت برایم به اندازه یک عمر گذشته است.
چطور شد که زندانی شدی؟
به اتهام قتل بازداشت شدم. خیلی شرایط سختی بود. البته قبول دارم که به مقتول ضربه زدم اما به عمد نبود و من برای اینکه بتوانم از خودم دفاع کنم آن ضربه را وارد کردم و قصدم اصلا کشتن کسی نبود.
مقتول را میشناختی؟
درست نمیشناختم. او از هممحلیهای من بود اما از آنجایی که من زیاد در خیابان نبودم و بیشتر اوقات سر کار بودم و اوقات فراغتم را هم در خانه میگذراندم کسی را نمیشناختم. آن روز که به خیابان رفتم اتفاقی بود و حادثهای که اتفاق افتاد کاملا اتفاقی بود.
تو همدست هم داشتی؟
بله، دو نفر دیگر هم بودند که در آن درگیری با من بودند البته آنها من را تنها گذاشتند و متواری شدند. من ماندم تا مجازاتم را تحمل کنم و از خانواده مقتول بخواهم که حلالم کنند و خوشبختانه موفق هم شدم.
از روز حادثه بگو، چطور شد که مرتکب قتل شدی؟
دعوا بر سر کرایه تاکسی آغاز شد. بعد من پیاده شدم و مشاجره تمام شد. چند دقیقه بعد در خیابان مقتول به سراغ من آمد و گفت که چرا با من مشاجره کردی که درگیری دوباره آغاز شد. او به من حمله کرد و من را زیر مشت و لگد خود گرفت. من هم شیشه شکستهای را که در آن اطراف بود برداشتم و به سمت او پرت کردم. قصدم به قتل رساندن او نبود، من فقط میخواستم از دست کتکهای او رهایی یابم. متاسفانه ضربهای که زدم منجر به مرگش شد.
اگر قصد قتل نداشتی چرا او را به بیمارستان منتقل نکردی؟
قبل از اینکه من دست به کاری بزنم دیگران این کار را کردند. حتی ضربهای که به گردنش برخورد کرده بود توسط پزشکان ترمیم شد اما ضربهای که به سینهاش اصابت کرده بود باعث مرگش شد.
ضربهای که به سینه مقتول برخورد کرده بود را هم تو زدی؟
من چند بار شیشه را به سمت او پرت کردم اما نمیدانم آن ضربه را هم من زدم یا افراد دیگر که در آن درگیری بودند. بههرحال این من بودم که دستگیر شدم و کیفرخواست نیز علیه من صادر شد.
چطور توانستی رضایت اولیای دم را جلب کنی؟
از وقتی این حادثه رخ داد من بشدت ناراحت بودم و وضعیت روحیام خیلی خراب شده بود. به هر حال باعث مرگ یک جوان شده و خانوادهاش را به عزا نشانده بودم. شبها کابوس میدیدم و روزها یک لحظه آن صحنهها از جلوی چشمم دور نمیشد. برای اینکه بتوانم بر خودم غلبه کنم قرآنخوانی را شروع و تلاش کردم هر چه بیشتر به خدا نزدیک شوم و از کاری که کردم توبه کنم. در آن مدت من فقط قرآن میخواندم و روزه میگرفتم تا شاید بخشیده شوم. در این مدت بارها و بارها با مادر مقتول تماس گرفتم و از او خواستم اگر از قصاص من صرفنظر نمیکند حداقل مرا حلال کند.
او قبول کرد؟
چند بار اول که نه. ناراحت بود و از من میخواست که به او توضیح دهم چرا فرزندش را کشتم. مادرم هم به سراغش رفت و از او دلجویی کرد. به هر حال خانوادهام آنقدر به سراغ اولیای دم رفتند تا آنها در نهایت قبول کردند در برابر دریافت دیه رضایت دهند.
در این مدت که زندانی بودی چه تجربه آموزندهای به دست آوردی؟
زندان با تمام سختیهایش و تجربیات تلخی که انسان دارد افراد مجرم را به فکر فرو میبرد. آنها به این فکر میکنند که چرا کاری کردند که آزادی از آنها سلب شود و این طور گرفتار شوند. من هم مانند سایر زندانیان به این فکر میکردم که چرا کاری کردم که هم خودم و هم خانوادهام وهم خانواده دیگری را گرفتار کردم و به این عذاب گرفتار شدم. زندان به من آموخت که باید صبور باشم و اگر به حقوق دیگری تعدی کنم مجازات خواهم شد. من در این مدت سعی کردم درس بخوانم و به خانواده مقتول بفهمانم که از اتفاق افتاده پشیمان هستم و از آنها طلب بخشش کنم.
همدستانت چه شدند؟
آنها فکر میکردند میتوانند از عذاب کاری که کردهاند فرار کنند. نمیدانستند که نالههای یک مادر به دنبال آنهاست و هر طور شده گرفتار میشوند. آنها در درگیریهای جداگانه کشته شدند و این طور تاوان کاری که کرده بودند را پس دادند.
از اولیای دم چه خواستهای داری؟
پدر و مادر مقتول بسیار افراد خوب و مهربانی هستند و من از اینکه باعث ناراحتی و عذابشان شدهام عذرخواهی میکنم. از آنها ممنونم که مرا بخشیدند و اجازه دادند تا دوباره شانس زندگی کردن داشته باشم . تنها خواسته من این است که مرا حلال کنند و همانطور که از خون من گذشتند از ظلمی که در حق آنها هم کردم گذشت کنند و من را ببخشند تا شاید بتوانم گذشتهام را جبران کنم.
چه حرفی برای جوانانیمانند خودت داری؟
همیشه خشم خود را کنترل کنند و در لحظات خشم به خداوند فکر کنند و از او بخواهند تا در فروخوردن خشم به آنها یاری رساند. از خداوند بخواهند که آنها را از شیطان دور نگه دارد. همیشه رابطه خود را با خدای خودشان حفظ کنند. این تنها راه دور شدن از گناه و رسیدن به آرامش است.
داوودابوالحسنی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: