در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حالا وزارت آموزش و پرورش به استناد کدام منابع تاریخی میخواهد زندگی اسکندر را منتشر کند؟ اگر مستندات نویسنده، همان منابع یونانی باشد که از اسکندر در حد پرستش یاد میشود، اگر منابع دیگری باشد نظیر «تاریخ ایران باستان» (حسن پیرنیا مشیرالدوله) که عمده مستندات این کتاب هم برگرفته از منابع یونانی است و حتی مشیرالدوله هم روایات هرودوت یا دیگر تاریخنگاران یونانی را درباره ایران باستان، باورنکردنی و یکجانبه میداند.
از آنجا که بخش مهمی از شناخت ما نسبت به تاریخ ایران باستان و حتی مصریها و بابلیها و فینیقیها از منابع یونانی است که تنها تاریخنگاران آن روزگار بودهاند، چه جای نگارش زندگی اسکندر مقدونی است آن هم برای نوجوانان! آیا قرار است اسکندری را معرفی کنیم که تاریخنویسان یونانی ارائه کردهاند؟ یا قرار است اسکندر دیگری را بنویسیم که معرف همان گجستک یا پادشاه خونریزی باشد که حتی جانشینانش هم بر بقایای تمدن ایران باستان رحم نکردند.
سوال مهمتری که مطرح است، این که آیا انتشارات مدرسه یا هر موسسه انتشاراتی دیگری به زندگی و تاریخ همه سرداران بزرگ هخامنشی که در مقابل هجوم مقدونیها ایستادهاند، پرداخته است و فقط جای خالی اسکندر مقدونی را احساس کردهاند؟
به نظر میرسد مجموعه «ت مثل تاریخ» که آثار جذابی هم از تاریخ ایران باستان و دوران پس از اسلام منتشر کرده است، میتواند خوش سلیقهتر از این عمل کند و وقت و حوصله نویسندگان را صرف جستجو در زیباییهای ایران و ایرانی کند تا معرفی پادشاهان متجاوز بیگانه. بررسی زندگی پادشاهانی چون اسکندر، نیازمند تحلیل تاریخی است، نه روایت تاریخ. تحلیل تاریخ هم از حوصله گروه سنی نوجوان خارج است، مگر آن که نام کتاب از زندگینامه به هر نام دیگری تغییر کند و این هم با کلیات طرح «ت مثل تاریخ» مغایر است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: