سریال «مسافر زمان 2» از نگاه سازندگانش

نابُرده رنج، گنج میسر می‌شود... ؟!

جولان دادن به گردونه خیال و بازی با رخدادهای تاریخی با اهرم درام، در 2 جبهه سرگرمی سازی و اطلاع‌رسانی برای مخاطب منشا تاثیر است. «مسافر زمان» با هل دادن قهرمان‌هایش از زمان معاصر به عصر ساسانی هم در مسیر بازخوانی بخشی از تاریخ و هم در ترسیم موقعیت‌های فانتزی کم و بیش با توفیق مواجه شده است. هر چند که در شمایل دیداری، چینش آکسسواری و گفتارنویسی برای قهرمان‌های باستانی تلاش سازندگان این سریال خالی از لطف نیست اما بخش فانتزی و موقعیت‌های کمیکی که می‌توانست به جولان دادن خیال در عرصه یک درام مفرح مدد برساند در این اثر به نیکی محقق نشده است. چند و چون ساخت سریال «مسافر زمان» را از منظر چند تن از دست اندرکاران آن رصد کرده‌ایم.
کد خبر: ۲۶۸۷۱۸

وقت شیرین مصائب...!

دنباله‌سازی برای سریال‌ها امری بدیهی است. ذبیح الله اجـاقلو، تهیه‌کننده سریال مسافر زمان در ارتباط با ضرورت‌های ساخت سری دوم این مجموعه داستانی می‌گوید: مسافر زمان 1 که دهه فجر سال 82 در محضر قضاوت تماشاگران قرار گرفت با استقبال خوبی مواجه شد. منتقدین هم یادداشت‌های خوبی راجع به این سریال نوشتند. مدیران سیما بعد از پخش سریال از سازندگان تقدیر کردند. در همان مقطع صحبت‌هایی با مدیر وقت شبکه دو آقای پورحسین انجام شد. به این فکر افتادیم کاری شبیه تقریبا مسافر زمان 1 منتها با یک دوره جدید تاریخی کار کنیم.

پیرامون دوره ساسانیان تا به حال کسی کار نکرده بود که بحث یکتاپرستی ایرانیان و تاریخ تمدن در آن زمان مطرح است. مرحله تحقیق و پژوهش کار اواخر سال 82 اتفاق افتاد ولی مراحل تصویب کار به سال 83 کشید مدیران در آن مقطع از این داستان که در دوره ایران باستان رخ می‌داد خیلی استقبال نکردند. خوشبختانه ما محققان قوی داشتیم که همه استاد دانشگاه بودند. در راس آنها آقای عرفان منش قرار داشت که رشته اصلی ایشان تاریخ بود. اوایل سال 83 طرح سریال تصویب شد، مرحله تحقیق و نگارش تا سال 85 زمان برد.

تهیه‌کننده سریال مسافر زمان در ارتباط با وقفه‌های تولید در ادامه توضیح می‌دهد: خلاصه ما به سال 85 رسیدیم که نگارش فیلم نامه به پایان رسید و کد تولید هم گرفت که همزمان شد با تغییر مدیر شبکه دو که جناب فرجی جایگزین دکتر پور حسین شدند. مدیر جدید هم تمام فیلم نامه‌ها را مطالعه کردند و در واقع جناب فرجی تنها مدیری هستند که فیلم نامه‌ها را می‌خوانند. ایشان بعد از مطالعه فیلمنامه ایرادهایی به قصه داشتند که توصیه کردند که اصلاحاتی اعمال شود. اصلاحات را انجام دادیم، اواخر بهمن سال 85 ما یک پیش تولید جزیی را آغاز کردیم ولی مواجه شدیم با تغییر و تحولات شبکه دو، آقای فرجی گفتند که بماند ما یک بررسی دیگر انجام دهیم.

بررسی انجام شد نویسنده‌های جدیدی برای نگارش مجدد دعوت شدند، متن‌هایی آماده شد که مورد قبول سیما قرار نگرفت. شاید پنج شش نویسنده روی متن دوباره کار کردند ولی مقبول نیافتد. نهایتا ما یک تیمی را درست کردیم که شامل خانم خدامی و آقای نوابی می‌شدند که نگارش مجدد را پیش بردند. بازنویسی کار هم با هدایت آقای عرفان منش پیش می‌رفت که مدیر گروه قبلی تاریخ شبکه دو بودند. به هر حال هدایت خوبی انجام می‌دادند. تلاش جمعی این گروه نتیجه‌اش این بود که بالاخره فیلمنامه مورد پسند سیما قرار گرفت.

دی ماه 86 دوباره پیش تولید تازه‌ای راه انداختیم تا اواخر فروردین 87 پیش تولید را ادامه دادیم که دوباره به ما اعلام کردند که سریال یک مقدار بماند...! بعد از یک ماهی دوباره جلسه‌ای با مدیر شبکه دو و دوستان گذاشتیم. که بالاخره در اردیبهشت 87 تولید سریال به غلتک افتاد. پیش‌تولید دوباره راه افتاد هر چند که در سال 86 بازبینی لوکیشن‌ها را انجام داده بودیم حتی به انتخاب بازیگر هم رسیده بودیم منتها دوباره به وقفه خوردیم که بعد از راه اندازی مجدد کار و ادامه پیش تولید در 19‌/‌3‌/‌87 بالاخره طلسم این سریال شکست و تصویر برداری را به غلتک انداختیم.

بخش عمده رخدادهای مسافر زمان در دل تاریخ و عصر ساسانی سپری می‌شود، اجاقلو در ارتباط با مراحل تصویر برداری کار می‌گوید: تصویربرداری را از شیراز به غلتک انداختیم. ما 3 مرتبه به شیراز سفر کردیم. شرایطی که ما به لحاظ فصلی در داستان داشتیم باید بدین سیاق رج می‌زدیم. در اوج گرما به شیراز رفتیم. بعد به تهران آمدیم؛ یک بخش از کار باید در خجیر تصویر برداری می‌شد، برای تهران هم رج آنچنانی نزدیم. این سریال 95 بازیگر اصل و فرعی داشت، در 85 لوکیشن متعدد کار کردیم. تصویر برداری سریال 9 ماه زمان برد. 22‌/‌12‌/‌87 تصویربرداری ختم بخیر شد. بخشی از کار هم به شکل پرده آبی است که به واقع 55 ویژوال افکت برای این سریال کار کردیم.

به هر روی بخشی از داستان در عصر ایران باستان می‌گذشت. با تلاش دوستان و حمایت شبکه به هر مشقتی شده کار را آبرو مندانه جمع کردیم. طبق فیلم‌نامه هر سکانسی داشتیم گرفتیم با کارگردان هم خیلی هماهنگ بودیم.

نحوه و زمان ارائه سریال در جلب و یا ریزش تماشاگر بسیار تاثیرگذار است، کدخدای سریال مسافر زمان 2 در ادامه ابراز می‌دارد: اول بنا بود فقط جمعه‌ها سریال پخش شود ؛ بعد 2 روز در هفته شد! ولی در کل پخش سریال دست ما نیست! پخش هم ضوابط و قوانین دارد، مدیران پخش واقعا هوای کارها را دارند، آنها بهتر از ما می‌دانند چه زمانی اثری را پخشش کنند به هر حال این دوستان صاحب کار هستند.

مشکل اساسی این است که یک کار هزینه بر و پر‌زحمت، هیچ زمان و در هیچ جایی ماقبلش دیده نمی‌شود که پیش از آن چه اتفاقاتی رقم خورده تا این سریال به پخش برسد...! آن هم باز صلاح دید خود مدیران شبکه است، خودم از شرایط کنونی پخش رضایت دارم. دوستان نظر داشتند که سریال در هفته سه نوبت پخش شود، اگر این اتفاق می‌افتد به گمانم به سود سریال می‌شد، منتها چون ویژوال افکت‌های ما آماده نبود واقعا نتوانستیم به پخش سه‌‌نوبت در هفته خودمان را برسانیم. سریال را در 21‌‌قسمت آماده کردیم هر چند که برای 26 قسمت کار نگارش شده بود. منتها برای این که ریتم سریال تند و مطلوب شود بخشی‌هایی از زمان سریال را فشرده کردیم. خود مدیر شبکه هم نظرش این بود که ریتم سریال افت و کندی نداشته باشد.

پیشینیان خوش ذوق!

سریال رخدادهایش در 2 بخش معاصر و تاریخ باستان رقم می‌خورد، شهرام قدیری در ارتباط با آماده‌سازی جغرافیا و لوکیشن تاریخی سریال می‌گوید: این نخستین کاری است که رخدادهایش در دوره ساسانی رقم می‌خورد. قبلا یک کاری به اسم بزرگمهر حکیم می‌خواستیم انجام دهیم که تا نیمه راه پیش رفتیم و بعد هم متوقف شد؛ تحقیقات مفصلی برای همین کار صورت گرفت که رخدادهایش در دوران خسرو انوشیروان ساسانی است. داستان مسافران زمان در دوره خسرو پرویز تعریف می‌شود! از کتاب‌های مختلف کمک گرفتیم تعدادی کتب و جزوه‌هایی که معرف دوره ساسانی است. یکسری از کتب که مربوط به سیستم پولی و نظامی آن زمان بود به حال از کتابخانه‌های مختلف تهیه و خوانده شد. جزوه‌ای دقیق و جامعه‌ای هم به دست مان رسید توسط کسی که در ارتباط کلیت سریال تحقیق و پژوهش انجام می‌داد.

طراح صحنه سریال در ارتباط با استفاده از المان‌های موجود در آثار باستانی چون تخت جمشید در ادامه توضیح می‌دهد: از یکسری نقش برجسته و کتیبه که مال نیشابور و فیروز آباد بود برای ساخت آکسسوارها کمک گرفتیم. تصاویری که از نقش برجسته‌ها و روی سکه‌ها مانده بود، ما به صورت مستند و مشابه واقعیت کار کردیم. روی سکه‌ها می‌دیدیم به فرض فلان کلاه چه شکل است ! حتی در بخش‌هایی از کاخ از موتیفی بهره بردم که نقش پرنیان ساسانی و متعلق به همان نقوش است که در لباس خسرو پرویز آن زمان استفاده می‌شده ؛ این جزئیات را بیرون کشیدم و به صورت چاپ پارچه، چاپ باتیک و سیلک، روی دیوارها استفاده کردم چون در آن مقطع زمانی عصر طلایی نساجی در ایران بوده است ؛ بیشتر موتیف‌های آن موقع را چاپ کردیم و روی دیوار‌ها با پارچه چسباندیم.

رنگ نقش اساسی در معماری و جغرافیای زمان ساسانی دارد، قدیری در ارتباط با منابعی که در رنگ آمیزی لوکیشن‌ها از آن مدد گرفته، چنین توضیح می‌دهد: «کتاب‌هایی در ارتباط با تخت جمشید و دوره ساسانی مطالعه کردیم. یکسری رنگها که در بنا و معماری دوره ساسانیان اسفاده می‌شد در این کتابها به آن اشاره شده بود. در آن زمان رنگ‌های جگری، فیروزه‌ای و سبز آبی نقش مهمی ایفا می‌کرده است ؛ چون عناصر اصلی در رنگ آمیزی معماری را این رنگ‌ها تشکیل می‌دادند، سعی کردیم بیشتر از همین‌ها استفاده کنیم. از آن سو یک مقدار سریال بستر فانتزی و طنز داشت که بایستی از المان‌ها و رنگ‌هایی بهره می‌بردیم که آن بستر طنز را نیز تقویت می‌کرد. خودم یک مقدار شفافیت و وضوح رنگ‌ها را بالاتر گرفتم تا رنگ‌ها یک ذره ماهیت شان بیشتر معلوم شود، در واقع از رنگ‌های روشن بیشتر استفاده کردم. رنگ‌ها به گونه‌ای نیست که خیلی دور از تصور آن عصر باشد.

شمایل دیداری کار بین فانتزی و واقعیت در نوسان است، طراح صحنه مسافر زمان اعتقاد دارد: صحبت‌هایی که با کارگردان داشتیم ایشان هم بر جنبه واقعی قضایا تاکید داشتند تا پر رنگ کردن بستر فانتزی اثر! خود ایشان هم بر این دوره تاریخی اشراف کامل داشتند. سعی کردیم از رنگ‌هایی بهره ببریم که در آن زمان موجود بوده است. موقعیت‌های فانتزی در سریال کم نیست، مانند زمانی که قهرمان‌های قصه از تنور با موتو سیکلت بیرون می‌آیند. آکسسوار و بزک‌هایی که برای موقعیت‌های طنز و فانتزی لحاظ کردیم یک ذره با تشدید رنگ‌ها روی این شمایل فضاها مانور دادیم؛ خودم سریال را به رئال نزدیکتر می‌بینم.

روح‌الله مؤمنی: شخصیت پیرمرد را جدی گرفتم تا آن سه نفر که از زمان معاصر به کلبه این شخصیت در زمان ساسانی می‌آیند از لحاظ موقعیت کمیک نمود بهتری داشته باشند

قدیری نحوه سر و سامان دادن نشان ها، کالسکه و ارابه‌ها را این گونه شرح می‌دهد:‌ ‌بیشتر این وسیله‌ها را ساختیم، یکسری موتیف‌های دوره ساسانی تا حدودی مشخص است که کالسکه و ارابه هایش چه جوری است. چون در نقش برجسته‌ها و کتیبه‌ها نشانه‌هایی از کالسکه‌ها را می‌بینیم. تعدادی کالسکه هم موجود بود که تغییر دادیم به شکل مد نظر خود درآوردیم. کالسکه‌هایی که تغییر دادیم، یک ذره رومی بودند. چرخ‌های این کالسکه‌ها را عوض کردیم تا بهتر حرکت کنند. برخی از این کالسکه‌ها پره‌ای بودند که کار را سخت می‌کردند به هر حال این کالسکه‌ها را تا آنجا که وقت به ما اجازه می‌داد تغییر دادیم، چون ما اصلا وقت نداشتیم گاهی ما یک لوکیشنی را باید خیلی سریع آماده می‌کردیم چون به شرایط جوی خیلی بدی دچار شدیم اصلا شرایطی پیش آمد که ما مجبور بودیم لوکیشن‌های بیرون را رها کنیم تا سریع مکانی داخلی را حاضر کنیم چون یکدفعه 4 روز بارندگی می‌شد ! یعنی از این اتفاق‌ها بسیار رقم خورد و یا بالعکس!

طراح صحنه مسافر زمان در مورد منابع نوری کاخ‌های باستانی در ادامه می‌گوید: همین پیه سوز‌ها بودند. بیشتر سعی کردیم رنگی که حالا آتش ما دارد، در واقع یکجوری سرخ بسوزد. دوست شیمیدانی داشتیم که برای مشعل‌های ما موادی ساخت که طبیعی و بدون دود باشند. چون در بعضی فیلم‌ها و سریال‌ها می‌بینم مشعل در کاخ دود راه انداخته که در واقعیت چنین چیزی نبوده است. چون آنها آدم بودند و خفه می‌شدند! به هر حال در بعضی از کارها می‌بینیم همین دودهای کذایی مشعل‌ها جغرافیای رئال قصه را به اتمسفری اکسپرسیونیستی بدل می‌کند. به خاطر همین ما شیمیست داشتیم حتی برای سکانس جشن سریال می‌خواستیم شعله‌ها آبی شوند؛ درون مشعل‌ها این دوست ما سدیم می‌ریخت!

در بـرخـی سـریـال‌هـای تـاریـخـی بـرای روشـنایی مشعل‌های دیواری از گاز شهری بهره می‌برند، قدیری در ارتباط به چنین ترفندی اعتقاد دارد: گازکشی در این سریال به دلیل این که وسعت لوکیشن ما خیلی زیاد بود، انجام نگرفت. بیش از 70 لوکیشن در این سریال آماده کردیم. برخی را هم در لوکیشن‌های کوفه و مدینه شهرک غزالی کار می‌کردیم. تمام کوچه‌های ساسانی را در همین کوفه و مدینه سامان دادیم. به هر روی چون تغییر موقعیت و جا زیاد داشتیم این که بخواهیم لوله‌کشی گاز انجام دهیم، برای ما مشکل بود؛ از آنسو بیشتر بخاطر خطرات کار با گاز از این سیاق نوردهی برا ی صحنه پرهیز کردیم. تهیه کننده زیر بار هزینه تهیه موادی که شیمیست ما مد نظر داشت رفت، ولی گازکشی را به خاطر اتفاقاتی که ممکن بود حادث شود، کنار گذاشت.

نحوه آماده سازی لوکیشن‌های زندان این سریال را طراح صحنه این گونه شفاف می‌سازد:‌ چند زندان برای این سریال درست کردیم. در یکی از اینها آن قدر خاک ریختیم که همین طوری حرف می‌زدیم خاک به حلق‌مان می‌رفت این جغرافیا را خیلی رنگی ندیدیم. تمام نقاط زندان را ته‌مایه سبز یشمی کار کردیم تا یک ذره آن حس سرما و سیاه چال آن زمان منتقل شود.

ما خیلی جاها برای این که تازگی را نشان دهیم از جلا بهره بردیم. چون اعتقاد دارم دوره ساسانیان عصر ثروتمندی ایران بوده است، 270 اختراع در زمان ساسانی اتفاق افتاده است، آن موقع‌ها بانک داشتیم، تمام خیابان‌ها در آن دوران سنگ فرش بوده، تمام تاریخ نویس‌ها هم به این موضوع اشاره کرده‌اند؛ کمتر جایی در عصر ساسانی دیده شده که خاکی باشد ! اکثر جاها سنگ فرش بوده است، دوره سلجوقیان را شاید یک ذره خاکی‌تر می‌دیدم، زمان ساسانی عصر ثروتمندی ایران بوده خیلی من نتوانستم کهنه کاری کنم.

بخش مهمی از مسیر تردد آدم‌ها در کوی و برزن به شکل سنگ چین کار شده است، قدیری نحوه آماده‌سازی این مکان‌ها را این گونه شرح می‌دهد: « یک جاهایی در شهرک غزالی سنگ چین موجود بود که ما از این بخش‌ها هم استفاده کردیم. برخی مکان‌ها مثل بازار سنگ چین نداشت یا زیر خاک رفته بود، نکته مهم این بود که در کنار سنگ چین یک بخش بنایی هم باید همزمان پیش می‌رفت، چون نمی‌شد اول کار را آماده کنیم و بعد کف را بسازیم زیرا زمان نداشتیم، یک جاهای دوستان آمدند گچ‌کاری کنند یا بنایی را پیش ببرند ؛ بعد در یک لحظه باران شدیدی آمد، هر چه خاک بنایی بود همراه خود آورد و تمام این سنگ فرش‌ها پوشیده شد، به هر حال با مشورت با کارگردان لوکیشن دیگری را برای تصویر برداری مهیا کردیم. آن سنگ فرش‌ها را دو روز طول کشید تا خشک کنیم. یعنی تمام منطقه را خاک ریختیم تا خشک شد سپس خاک‌ها را جمع کردیم تا دوباره نم آب‌ها کشیده شود؛ خلاصه برای آماده سازی همین سنگ فرش‌ها ما کلی داستان داشتیم.

تنوع رنگی لحاظ شده میان لوکیشن‌های مختلف عصر ساسانی سریال را، طراح صحنه این گونه شفاف می‌سازد: چهار پنج عنصر رنگی اساسی از بدو پیدایش حیات دست‌مایه بشر قرار گرفته که به رنگ‌های طبیعی که در محیط وجود دارند آنها را می‌شناسیم. مثل: اخرا، امرا، گله‌ماش، یا رنگ سدر؛ تمام رنگ‌هایی که در کل در این سریال استفاده کردم هیچ کدام دور از این چهار پنج رنگ اصلی نبودند. رنگ‌های گیاهی و پودری که رنگ‌های مادر محسوب می‌شوند. مثلا برای پایین آشپزخانه را با حاشیه سدری کار کردیم. بالای آشپزخانه را اخرا و گله‌ماش بود یعنی رنگ‌هایی که واقعا عناصر طبیعی هستند. هیچ رنگی را مثلا یکدفعه نیامدیم یک ماژنتا گل بهی استفاده کنیم! آن وقت شما می‌گفتید طراح صحنه رنگ‌سازی کرده است ولی شما نگاه کنید از آن اول تا آخر همه لوکیشن‌ها براساس همین چهار پنج عنصر اصلی رنگ طبیعی و گیاهی سامان گرفته‌اند.

تمام حیاط ما از یک انسجام رنگی برخوردار است که جملگی از یک رنگ است، تقریبا بین امرا و رنگ گله ماش است اما برای داخلی کاخ آمدم یک ذره از زرشکی که آن موقع خیلی رنگ رایجی در دوره ساسانیان بوده استفاده کردم. برای سنگ‌های زندان از یک رنگی استفاده کردم که یک ذره سرما را به بیننده منتقل کند.

قدیری تجربه خود را در آماده‌سازی لوکیشن‌های عصر ساسانی را این گونه می‌سنجد: همگان ملاحظه کردند که این سریال دکور سنگین و پرکاری داشت. یکی از اتفاقات دوره ساسانی چاپ پارچه بوده است. بنده آمدم به خاطر این که بیشتر این قضیه را به رخ بکشم و نشان دهم که این دوره این کارها را انجام می‌دادند این قضیه چاپ را برجسته‌تر نشان دادم. در برخی از صحنه‌ها شطرنج را به نمایش گذاشتم. یکی از اختراعات آن دوره شطرنج است که بزرگمهر حکیم مخترع آن بود. در سکانس عروسی از چاپ پارچه استفاده کردم در تمام ستون‌های موجود بخاطر این که یک فرقی با فضای معماری گنجور داشته باشد از رنگ‌های متنوع بهره بردم. پارچه‌های عمودی را در سکانس عروسی می‌بینیم که از ستون ها، آویزان است و نقوش و موتیف‌های ساسانی مثل آن شیری که در لباس خسرو پرویز است، تمام این‌ها چاپ شد و روی ستون‌ها و پارچه‌ها کار شد، مضاف بر این که در همین سکانس بی‌نهایت از گل استفاده کردیم. یعنی بیشتر از یک وانت گل از بازار گرفتیم و آوردیم داخل کاخ کار کردیم. به خاطر این که ایرانی‌ها در عصر ساسانی خیلی گُل باز بودند!

پندار نیک

بازیگران در ردای شخصیت‌های داستان رنگ و لعاب باور پذیری را به تماشاگر ودیعه می‌دهند، ولی‌الله مومنی در ارتباط با نقش پیرمرد زرتشتی در سریال مسافر زمان می‌گوید: از لحاظ فیزیک اگر حساب کنید بنده به این نقش می‌خوردم شما هم از بنده بیشتر فیلم تاریخی دیـده‌ایـد. نــقــش هــم جــذابـیـت‌های خاصی داشت؛ دیالوگ‌های قشنگش توجه مرا خیلی به خود جلب کرد، به همین خاطر این نقش را پذیرفتم، خوشبختانه خود کارگردان هم از این شخصیت که بنده ردای آن را پوشیدم رضایت داشتند.

این نقش مانند سایر کارهای تاریخی من نبود، ولایت عشق بستر مذهبی داشت اما مسافر زمان جنبه تاریخی در آن پر رنگ تر بود و به ایران باستان می‌پرداخت.

مومنی در ارتباط با نقش لباس و چهره‌آرایی در باورپذیری شخصیت تاریخی نزد مخاطب اعتقاد دارد: در کل لباس و گریم در چنین کارهایی نقش مهمی برای بازیگر ایفا می‌کنند؛ آدم وقتی به خودش می‌نگرد احساس می‌کند که آن شخصیت عوض شده است. بر اساس آن فیزیک که شخصیت را می‌سنجد گویش را هم سعی می‌کند نزدیک به فضا و موقعیت درآورد. در سریال مسافر زمان جنبه تخیلات و فانتزی نیز در قصه نقش اساسی ایفا می‌کرد. طنز هم گاهی در موقعیت‌ها پر رنگ می‌شد.

با التفات به موقعیت‌های کمیکی که سایرین در مواجهه با این پیرمرد باستانی رقم می‌زدند، بازیگر نقش پیرمرد در ارتباط با میزان شوخی و جدی بودن این موقعیت‌ها می‌گوید: من شخصیت پیرمرد را جدی گرفتم تا آن سه نفر که از زمان معاصر به کلبه این شخصیت در زمان ساسانی می‌آیند از لحاظ موقعیت کمیک نمود بهتری داشته باشند. اگر بنده هم شخصیت را کمیک می‌گرفتم نه موقعیت بنده که یک فرد زمان ساسانی بودم مشخص می‌شد نه موقعیت مهمان‌ها که در کلبه پناه گرفته بودند؛ نقش بنده کاملا جدی بود.

موقعیت‌های کمیک پیرمرد باستانی در مواجهه با ابزار و اشیای معاصر مثل قوطی آب معدنی یا تعارف ساندویچ به وی را مومنی این گونه می‌سنجد: در درجه نخست این آدم تخیلی است و توسط نویسندگان شکل گرفته. در ابتدا این‌گونه در فیلمنامه ترسیم شده بود که این مرد از نظر بینایی چشم‌هایش کم سوبه نظر می‌رسید ولی کارگردان به این نتیجه رسید که این قضیه را ما خوب نمی‌توانیم نشان دهیم، بهتر است که این مرد سالم باشد در عین حال که یک آدم ساده و کشاورز است، مورد تعجب برانگیز برای او این است که این آدم‌ها را با آن لباس‌های زمان معاصر و با آن هیبت می‌بیند.

مومنی در ارتباط با میزان بداهه‌پردازی در موقعیت‌های دو گانه‌ای که این پیرمرد زرتشتی با افراد معاصر بده بستان دارد، در ادامه می‌گوید: در ارتباط با پیرمرد زرتشتی که من ایفا می‌کردم بداهه پردازی به هیچ وجه نمی‌شد انجام داد ولی این سه نفری که به عنوان مهمان به کلبه پیرمرد می‌آمدند چون طنز کار می‌کردند، با بدهه‌پردازی پیش می‌آمدند یعنی زیاد به دیالوگ اهمیت نمی‌دادند ولی من باید مو به مو دیالوگ‌ها را می‌گفتم چون جنبه تاریخی داشت. با التفات به سابقه مومنی در امر دوبلاژ وی در ارتباط با میزان تمرکز بر نحوه بیان این شخصیت، اعتقاد دارد: کارگردان بشدت مخالف صدا سازی بود. البته کل کارگردان‌ها بشدت مخالف این هستند که صداسازی شود. شما باید با نقش زندگی کنید اگر بخواهید صداسازی انجام دهید، آن وقت می‌شود دوبله...! مثل فـیـلـم‌هـای فـرنـگـی و مـعـمـولی که بخواهید جای شخصیت‌ها حرف بزنید. این است که تا آنجا که می‌توانید باید صدا را بشکنید. در واقع ذهنیت دوبله را هنگام اجرا جلوی دوربین پاکسازی کردم و خود کارگردان هم خیلی کمک می‌کرد. به فرض می‌گفت این جا صدای شما عوض شد و رفت در حالت دوبله این را بگیر ! من هم این حالت را حذف می‌کردم.

بازیگر نقش پیرمرد نوع دیالوگ‌هایی که به زبان ایران باستان در مسافر زمان نگاشته شده بود را این گونه می‌سنجد: گویش زرتشتی بود که برای خودم تازگی داشت. چنین تجربه‌ای را به نوعی دیگر در سریال مختارنامه داشتم، دیالوگ‌هایی که آقای میر باقری می‌نوشتند خیلی برای من جذابیت خاصی داشت. البته در سریال مسافر زمان برخی دیالوگ‌ها که نامفهوم بود می‌پرسیدم این گویشش چگونه است و باید آکسون را کجا بکار برم، به هر حال مسافر زمان تجربه تازه‌ای برای من بود. هم نوع دیالوگ‌ها هم گویش و حرکتش خیلی نسبت به سریال‌های تاریخی دیگری که کار کرده بودم فرق داشت.

مومنی تجربه مشارکت خود را در سریال مسافر زمان این گونه می‌سنجد: البته من نقش تاریخی زیاد بازی کرده‌ام. این کار برای کارگردان مسافر زمان به نظرم تجربه ایده‌آلی به نظر می‌رسد. کارگردان از نظر دانش و شعور آدم تحصیل کرده‌ای بود و بینش بسیار بالای داشت، منتها آن چیزی که خود کارگردان می‌خواست، از منظر فضاسازی خرجش بالا بود و پول نداشتند! توقع کارگردان خیلی بالاتر از این حرف‌ها بود؛ یعنی آن تخیل‌ها خیلی قوی‌تر و بهتر از اینها باید ساخته می‌شد؛ خودم از حضور در این سریال و ایفای نقش پیرمرد زرتشتی رضایت دارم.

علی احسانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها