در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برای خانواده ما هم یکی از این پاکتهای مستطیلی که ماهی یک بار از طرف عزیزی دور از وطن میآمد، ارزش بسیار ویژهای داشت؛ یادم میآید یکی از این پاکتهای خاطرهدار عکسهایی از آن عزیز دور از وطن را با خودش برای ما آورده بود، عکسهایی که از سفرهای به نام ابوالفضل (ع) انداخته شده بود، آن هم در کشوری اروپایی و غیرمسلمان، سفرهای که گوش تا گوش آن دلباختگان حضرت ابوالفضل نشسته و به نیت او، آجیل مشکلگشا نذر کرده بودند.
گفتم آجیل مشکلگشا، اصلا از دیرباز برای ما ایرانیها و مسلمانان و حتی بعضی از ارامنه، نام ابوالفضل نامی بسیار محترم و عزیز است که با گشودن مشکلات نیز همراه شده است و هنگام رخ دادن سانحهها و اتفاقها بسیاری از ما ایرانیها به صورت ناخودآگاه نخستین کلامی که میگوییم یا اباالفضل است.
روز گذشته، روز میلاد قمر بنیهاشم بود، روز میلاد ابوالفضل (ع) مشکلگشا، روزی که احمد عزیزی شاعر دلباخته مهر آل طاها و اهل بیت که نزدیک 2 سال است در حالت نیمه بیهوشی و کما به سر میبرد، در چنین روزی و با شنیدن زمزمههای شعری که خودش برای ابوالفضل سروده به ناگاه تکانی میخورد و لب به سخن میگشاید و حیرت همه پزشکان را بر میانگیزاند.
احمد این شعر را سالها پیش سروده بود، غزلی استوار و محکم که هنگام خواندن آن ناخودآگاه فکر میکنید عزیزی آن را برای همین روزهای سخت و بیماریاش سروده تا توشه راهش باشد و ابوالفضل مشکلگشا تن بیمار او را از درد و رنج رهایی بخشد به امید شفای کامل این شاعر با هم بیتهایی از این شعر را میخوانیم :
ساخت ابوالفضل من، مطلع انوار من زاده امالبنین، حیدر کرار من
جان تو شاه جهان، رحم نما چون شهان بر دل مجروح من، بر تن بیمار من
دود دلم را ببین، دامن گلها گرفت وین چه فغان میکند مرغ گرفتار من
مست نباشم ز می، جان من و جان وی سوز دل زینب است، آتش رخسار من
فخر کنم بر فلک، ناز کنم بر ملک ماه بنیهاشم است، دلبر و دلدار من
احمد عاشق بگوی، مدح ابوالفضل شاه کز اثر طبع توست رونق بازار من
عازم کرب و بلاست بهر تو عباس جان طبع شکرریز من، کلک شکربار من
سینا علیمحمدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: