گفتگو با یک متهم به قتل

خدایا مرا ببخش

شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران چندی پیش پسر جوانی را محاکمه کرد که متهم است مرد سرایداری را به قتل رسانده است. وی اتهام قتل را پذیرفته و با حکم قصاص روبه روست. با این جوان گفتگویی کردیم که می‌خوانید.
کد خبر: ۲۶۸۰۵۵

چند سال داری و چه مدتی است که در زندانی؟

تازه وارد 23 سالگی شدم. یک سال است که در زندان هستم و تا پایان پرونده‌ام نیز باید در زندان بمانم.

چرا مرتکب قتل شدی؟

مجبور شدم من نمی‌خواستم مقتول را بکشم فقط می‌خواستم از دست او فرار کنم اما کاری کرد که کنترل خودم را از دست دادم و او را به قتل رساندم.

مگر مقتول چه کرد که مدعی هستی مجبور به قتل او شدی؟

او مرا مورد آزار قرار می‌داد. من نمی‌دانم چرا این کار را می‌کرد. اما چون مجبور بودم در خانه او بمانم رفتارهایش را تحمل می‌کردم این روزهای آخر دیگر نتوانستم و یکباره کنترل خودم را از دست دادم، به سمتش رفتم و او را به قتل رساندم.

با مقتول چه آشنایی داشتی که در خانه او می‌ماندی؟

در محل کارم با او آشنا شده بودم. سن مقتول از سن پدرم بیشتر بود. من هم فکر می‌کردم او می‌تواند برایم پدری کند و با محبتش می‌توانم به آرزوهایم برسم در حالی که اشتباه می‌کردم.

خانواده خودت کجا بودند؟

مدتی بود آنها را ترک کرده بودم. من با پدر و مادرم اختلاف شدید داشتم به همین خاطر هم از شهرستان به تهران آمدم فکر می‌کردم می‌توانم زندگی خوبی در تهران داشته باشم. اما کارم به جایی کشید که حالا در زندان هستم.

اختلافت با خانواده‌ات بر سر چه مساله‌ای بود؟

من نمی‌خواستم در آن شهرستان بمانم می‌خواستم پیشرفت کنم. از پدرم پول می‌خواستم اما او به من نمی‌داد می‌گفت اگر پول می‌خواهی باید خودت زحمت بکشی. به من گفته بودند در تهران راحت‌تر می‌شود کار پیدا کرد به تهران آمدم تا به آرزوهایم برسم. بعد از آن هم دیگر با خانواده‌ام ارتباط نداشتم.

حالا چطور، با آنها رابطه داری؟

تلفنی با هم در ارتباط هستیم. چون آنها در شهرستان هستند ما نمی‌توانیم زیاد همدیگر را ببینیم و مجبوریم تلفنی با هم تماس داشته باشیم.

گفتی مقتول به تو تعرض می‌کرده است. چرا خانه‌اش را ترک نکردی؟

چون مجبور بودم در آنجا بمانم. من جایی برای ماندن نداشتم و مقتول هم این را می‌دانست به همین خاطر هم من را وادار به انجام خواسته‌اش می‌کرد.

اگر به خاطر رفتارهای بد مقتول او را به قتل رساندی چرا پول‌هایش را به سرقت بردی. قضات معتقدند گفته‌هایت دروغ است و به قصد سرقت، مقتول را به قتل رساندی؟

من پول‌ها را دزدیدم چون نمی‌توانستم بدون پول در این مدت زندگی کنم. مجبور بودم فرار کنم و برای فرار هم پول لازم داشتم. درآمدی که من داشتم آنقدر کم بود که فقط می‌توانستم هزینه یک روز زندگی‌ام را تامین کنم و نه بیشتر.

به هرحال دلایل تو برای این‌که بتوانی ادعایت را ثابت کنی کافی نیست. دادگاه حکم بر قصاص تو صادر کرده است. تا کنون اقدامی برای این‌که بتوانی رضایت آنها را جلب کنی انجام داده‌ای؟

من چندین بار از آنها عذرخواهی کرده‌ام اما فرصتی نشده است که بتوانم مدت طولانی با آنها صحبت کنم. فرزندان مقتول قصد ندارند به حرف‌های من گوش کنند. می‌گویند من به پدرشان تهمت زده‌ام در حالی که این طور نیست. می‌دانم پذیرش این مساله برایشان سخت است. اما من واقعیت ماجرا را گفته‌ام. من به امید این‌که مقتول برایم پدری کند و محبتی که همیشه انتظار داشتم از پدرم ببینم دریافت کنم به سراغ او رفتم و این بلا سرم آمد.

خانواده‌ات اقدامی برای جلب رضایت اولیای دم کرده‌اند؟

پدر و مادر من خیلی فقیر هستند آنها نمی‌توانند حتی پول سفرشان به تهران را تهیه کنند. با این حال هر بار که به تهران آمده‌اند در مورد رضایت با فرزندان مقتول حرف زده‌اند آنها راضی نشده‌اند و می‌خواهند مرا قصاص کنند.

در مدتی که زندان بودی آیا تلاشی برای استغفار به درگاه خداوند و طلب بخشش از او کرده‌ای؟

من مدت‌هاست که در زندان از خداوند می‌خواهم توبه‌ام را بپذیرد و من را به راه راست هدایت کند. از او می‌خواهم تا گناهان گذشته‌ام را پاک کند و من را به زندگی دوباره باز گرداند. به قتل رساندن یک انسان عذاب وجدان شدیدی را برای قاتل به همراه دارد و من هم دچار همان عذاب وجدان هستم. شب‌ها خواب می‌بینم که آن لحظه‌های هولناک دوباره تکرار می‌شود و با وحشت از خواب می‌پرم. تنها کاری که می‌توانم بکنم این است که دعا کنم و از طریق نیایش با خداوند به آرامش برسم. از سویی دیگر وقتی به یاد لحظه‌ای می‌افتم که مرا بالای چوبه‌دار می‌برند بشدت می‌ترسم. عذابی که من می‌کشم آنقدر زیاد است که نمی‌توانم آن را وصف کنم.

چه نصیحتی به افرادی مانند خودت می‌کنی؟

صحبت من با جوانانی است که در شهرستان زندگی می‌کنند. از آنها می‌خواهم که به تصور زندگی بهتر شهرشان را ترک نکنند و به تهران نیایند چرا که زندگی در این شهر بزرگ خیلی سخت است و بر آمدن از پس مشکلاتش کار هرکس نیست. اگر در شهرستان خود بمانند و کار کنند بهتر می‌توانند پیشرفت کنند. بعد هم از آنان می‌خواهم به خدا توکل کنند و هرگز او را از یاد نبرند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها