دردسرهای دو اسمی بودن / دوست دارید به چه اسمی صدایتان کنند

مرا به اسم کوچکم صدا بزن

اسمش را خودش عوض کرده بود. اسم شناسنامه‌ای‌اش بهاره است، اما از وقتی می‌شناسمش، همه رها صدایش می‌کنیم. کلی دعوا و مرافعه داشته تا همه آدم‌هایی را که می‌شناخته، راضی کند رها صدایش کنند. از چهارده پانزده سالگی این اسم را انتخاب کرده و هر کس بهاره صدایش می‌زده می‌دانسته نباید انتظار جواب داشته باشد. اوایل خیلی از دوست‌هایش اذیتش می‌کردند و مثلا توی مدرسه داد می‌زده‌اند: «بهاره... بیا زنگ تفریح خورده.» با همه اینها رها بالاخره موفق شده حالا که سی سال دارد یک رهای واقعی باشد.
کد خبر: ۲۶۷۷۵۰

می گوید حالا با اسم بهاره کاملا غریبه هستم. وقتی این اسم را روی برگه‌های رسمی کار و دانشگاه می‌بینم یادم می‌افتد که زمانی بهاره بودم و چقدر آن زمان دور است. انگار همیشه رها بوده ام. با خنده می‌گوید بهاره را اصلا نمی‌فهمم. زمانی که چهارده ساله بودم فکر می‌کردم من از همه چیز رها هستم. ذهنم آزاد است و نمی‌فهمیدم که چرا پدر و مادرم فکر اینجایش را نکرده بودند.

چقدر برایتان مهم است که با اسمتان ارتباط برقرار کنید؟ فکر می‌کنید اسمی که رویتان گذاشته شده تا چه اندازه به شخصیتتان نزدیک است؟ این احساس برایتان وجود دارد که ای‌کاش پدر و مادرتان اسم دیگری رویتان گذاشته بود؟

اسم هر آدمی بخشی از هویت او به حساب می‌آید، این را که حتما قبول دارید؟ انگار خیلی وقت‌ها شخصیت آدم‌ها را می‌شود بر اساس اسم‌هایشان بهتر شناخت. راستش را بخواهید حتی می‌شود فکر کرد خیلی از آدم‌ها شخصیتی از خودشان نشان می‌دهند که با اسمشان هماهنگ باشد. پس انتظار خیلی بی جایی نباید باشد که عده‌ای بخواهند اسمی که توی شناسنامه‌شان هست را دوست نداشته باشند. خیلی طبیعی است که کسی احساس کند اسمی که برایش انتخاب شده هیچ ارتباطی به روحیات و شخصیت او ندارد.

یکی از مهم ترین دلایلی که بعضی‌ها از دوران نوجوانی و جوانی شان به بعد اسم دیگری برای خودشان انتخاب می‌کنند، تفاوت نسل‌ها و اختلافات ذهنی و فرهنگی است که بین پدر، مادرها و بچه‌ها وجود دارد. خیلی وقت‌ها پدر و مادرها با ذهنیات و البته علاقه خودشان اسمی برای بچه‌هایشان انتخاب می‌کنند که سال‌ها بعد، زمانی که آن بچه یک ماهه بی گناه حالا به جوانی بیست ساله تبدیل شده است، اسمی را دنبال خودش دارد که احساس می‌کند با فرهنگ نسل خودش متفاوت است. گاهی یک اسم می‌تواند نماینده یک طرز فکر باشد. یعنی یک اسم می‌تواند پس زمینه فکری خانوادگی یک شخص را نشان بدهد. برای همین هاست که نمی‌توان اسم آدم‌ها را از هویت شخصی آنها جدا دانست.

شما هم خیلی‌ها را می‌شناسید که به دلایل مختلفی اسمشان را عوض می‌کنند؟ البته پروسه عوض کردن رسمی اسم کاری تقریبا غیر ممکن است. اغلب دو اسمی‌ها در نهایت نمی‌توانند اسم رسمی و شناسنامه‌ای شان را تغییر بدهند و همیشه باید با این دوگانگی و دو اسمی بودن سرکنند. خیلی‌ها به خاطر این تغییر اسم مسخره می‌شوند. از طرف خانواده و البته دوستانشان.

اما «یک اسمی»‌ها اصلا درک نمی‌کنند که «دو اسمی» بودن می‌تواند چطور یکدفعه آدم را دچار مشکل هویتی بکند. این‌که مجبور باشی تاریخچه و شخصیت هر دو اسم را همزمان با خودت اینور و آنور ببری. باور کنید کار سختی است که نتوانی به خودت هم ثابت کنی که بالاخره امیر هستی یا اردشیر؟ هدایت هستی یا حامد؟ میترا همانی هست که واقعا هست؟ ببینید شما هم باشید گیج می‌شوید. بیایید با دو اسمی‌ها بهتر رفتار کنیم. احتمالا برای خودتان هم لذت بخش تر است که کسی را با اسمی که دوست دارد صدا کنید.

«این گناه نیست که اسمت را دوست نداشته باشی؟ چه ایرادی دارد که بخواهی به اسمی صدا زده شوی که دوستش داری؟» این را مهتاب می‌گوید که اسم روی مدارک مدرسه و دانشگاهش مریم است. می‌گوید من اسم مریم را هم دوست دارم اما این اسمی نیست که بخواهم مال من باشد. ترجیح می‌دادم اسمم مهتاب باشد. پدرم در خانه مریم صدایم می‌کند اما مادرم همیشه اسم مهتاب را ترجیح می‌داده و من برای او مهتاب هستم. بقیه خواهر و برادرها هم بین مریم و مهتاب، هر کدام که در آن لحظه برایشان دم دست‌تر باشد، به همان صدایم می‌کنند.

مهتاب اسمی است که مادرش برایش انتخاب کرده بود اما به هر دلیلی، اسمش را در شناسنامه مریم می‌گذارند. بعدها که بزرگ‌تر می‌شود ترجیح می‌دهد مهتاب باشد تا مریم. حالا دوستان نزدیکش مهتاب صدایش می‌کنند. توی خانه که راه می‌رود باید حواسش باشد که مریم و مهتاب هر دویشان خود او هستند. می‌گوید انگار دو تکه‌ام. گاهی، وقتی مریم صدایم می‌کنند فکر می‌کنم با من کاری ندارند. اما مساله این است که وقتی پدرم صدایم می‌کند می‌دانم که مریم هم بخشی از هویت من است که باید با آن کنار بیایم.

اگر بخواهیم پای روانشناس‌ها را وسط بکشیم و ربطشان بدهیم به جامعه شناس‌ها به تحقیقات قابل توجه و جالبی درباره اسم می‌رسیم. اسم افراد بصورت ناخودآگاه بر رفتارهای اجتماعی آنها اثر می‌گذارد. مخصوصا درباره اسم‌هایی که یک مفهوم همگانی دارند و همه از آن اسم به یک معنی مشترک می‌رسند. این اتفاقی است که انگار زیاد هم می‌افتد. صاحبان این اسم‌ها بیشتر یا در جهت همان مفهومی که جامعه از اسم آنها برداشت می‌کند، حرکت و زندگی می‌کنند و گاهی در این کار اغراق هم می‌کنند.گاهی هم این آدم‌ها به شکل آشکاری در جهت خلاف آن رفتار می‌کنند. یعنی نوعی غلو در این رفتارها وجود دارد.

به این ترتیب نتیجه‌ای که بدست آمده می‌گوید آدم‌ها اغلب به طور ناخواسته در جهت یا خلاف جهت مفهومی که اسمشان دارد حرکت می‌کنند. رفتارهای انسان‌ها نسبت به معنی اسم‌هایشان بی تفاوت نیست. البته شما می‌توانید روی این مساله کنترل داشته باشید. یعنی به بیان ساده‌تر مراقب باشید اسیر مفهوم اسمتان نشوید.

گاهی تناقض‌های عجیب و غریبی در اسم آدم‌ها و ظاهرشان وجود دارد. مثلا یادم می‌آید اسم یکی از همکلاسی‌های دوارن دبستانم سپیده بود و او یکی از تیره‌ترین پوست‌هایی را داشت که به عمرم دیده بودم. اصلا سپیده یکی از معدود همکلاسی‌های آن دوران است که قیافه و اسمش را به خاطر دارم. یادم می‌آید دلم می‌خواست بدانم آیا برای بقیه همکلاسی‌هایم هم این تناقض همانقدر عجیب است یا نه؟ بعد‌ها عده بیشتری را دیدم که اسمشان تناقض عجیب و آشکاری با شخصیت و رفتارشان داشت و همیشه هم فکر می‌کرده‌ام اینها باید یک فکری برای اسمشان یا شخصیتشان بکنند. این اندازه از بی ربطی از نظر شما هم خیلی قابل درک نیست، نه؟

کامران که حسابی دلش پر است در واقع روزگاری رشید بوده است. حالا اما اصلا حاضر نیست بشنود کسی او را رشید صدا کند. می‌گوید خیلی تلاش کردم که اسمم را در شناسنامه هم تغییر بدهم اما امکانش نیست. همین‌طوری هر اسمی را به صرف این‌که دوستش نداری نمی‌توانی عوض کنی. این چیزی است که به من گفته‌اند. من هم با این مساله کنار آمده ام. اما همه دوستان و خانواده‌ام می‌دانند که من کامران را دوست دارم و به همین اسم هم صدایم می‌کنند. پدر و مادرها باید حواسشان باشد چه اسمی روی بچه‌هایشان می‌گذارند. گاهی اسمی در یک دوره‌ای مد می‌شود اما دلیل نمی‌شود آن اسم را روی بچه مان بگذاریم. باید به این فکر کنیم که این بچه روزی بیست ساله هم می‌شود و آیا این اسم برای بیست سالگی اش هم مناسب است؟ یا آیا برای یک خانم شصت ساله این اسم مناسبی است؟

حضرت محمد(ص) در حدیثی اشاره می‌کند که این وظیفه والدین است که نامی نیکو برای فرزاندانشان انتخاب کنند. شاید مهم ترین عاملی که بایددر نظر گرفته شود این است که اسمی فرا‌زمانی و تا جایی که امکان دارد فرا مکانی برای بچه‌هایمان انتخاب کنیم. از آن اسم‌ها که به مرور زمان کهنه نمی‌شوند و تاریخ مصرفشان را بعد از بیست سال از دست نمی‌دهند. اگر بچه دار شدید کتاب‌های انتخاب اسم می‌تواند به‌شما ایده‌های خوبی بدهد.

دختری را می‌شناسم که با بی‌تفاوتی تمام دو اسم مرضیه و سمیه را همزمان دارد. نصف خانواده که بابایی ترند او را مرضیه و نصف دیگر که مامانی‌ترند او را سمیه صدا می‌کنند. ناگفته پیداست که سمیه انتخاب مادرش بوده و مرضیه انتخاب پدر. اصلا هم برایش فرقی نمی‌کند که به کدام اسم صدا زده شود. اسم شناسنامه‌ای اش مرضیه است و به جز فامیل و دوستان نزدیکش که آنها هم دو قسمت هستند بقیه او را مرضیه صدا می‌کنند. هیچ دوگانگی شخصیتی یقه‌اش را نگرفته و با خنده می‌گوید واقعا برایم اهمیتی ندارد به کدام یکی از این دو اسم صدازده شوم این دعوای پنهان بیست و چند ساله خانوادگی را هم نمی‌فهمم که روی اسم من راه افتاده. سمیه یا مرضیه در من تاثیر آنچنانی ندارد. گاهی از این‌که همزمان سمیه و مرضیه صدا زده می‌شم خنده‌ام می‌گیرد اما چاره‌ای نیست. می‌گذارم آنها هم کار خودشان را بکنند.

برای تغییر اسم شرایط پیچیده‌ای وجود دارد که آدم از خیرش می‌گذرد. اسمتان باید عجیب‌ترین اسم دنیا باشد و احتمالا از هر یک میلیون نفر ایرانی یک نفر ممکن است اسمی به آن عجیبی داشته باشد. تازه مراحل قانونی تغییر مدارک و این چیزها را هم به مبلغ اضافه کنید. خیلی زیاد می‌شود.

اما نکته اصلی این است که عوض کردن اسم در شناسنامه راه حل اصلی قضیه نیست. شاید بهتر باشد دو اسمی‌ها به جای این‌که دست به دامن آدم‌های دور و برشان شوند و از آنها بخواهند که هویتشان را ثابت کنند خود دست به کار شوند. البته منظورم اصلا مبارزه و این حرف‌ها نیست. مساله اینجاست که باید یادمان باشد اسممان نمی‌تواند آنقدرها روی شخصیت مان تاثیر بگذارد. شاید بهتر باشد یک قدم جلوتر برویم و اصلا ادعا کنیم که حتی این ما هستیم که می‌توانیم به یک اسم، شخصیت تازه‌ای بدهیم. اسمی که هر جا شنیده شود شما به خاطره‌ها بیایید. زیادی خیال پردازی کردم، نه؟

اسم‌های عجیب و غریب

با مراجعه به سایت اینترنتی ثبت احوال کشور شرایط کامل و لازم برای تغییر اسم را می‌توانید ببینید. در این صفحه ریز به ریز اسم‌هایی را که امکان عوض کردنشان وجود دارد مشخص کرده و مدارکی هم که برای این کار لازم دارید را به‌شما گفته است.

مثلاً سازمان ثبت احوال گفته اگر این نام‌ها را دارید می‌توانید عوضشان کنید اگرچه بعید است چون خیلی عجیب و غریب هستند.

اسم‌هایی که موجب هتک حیثیت مقدسات اسلامی می‌شود مثل عبدالات، عبدالعزی (لات و عزی نام دو بت در مکه معظمه دوران قبل از اسلام است. ) اسم‌های مرکب ناموزون مثل: سعید بهزاد، شهره فاطمه و حسین معروف به کامبیز. عناوین اعم از عناوین لشکری یا کشوری یا ترکیبی از اسم و عنوان.مثل سروان، سرتیپ، دکتر، شهردار یا سروان محمد و شهردار علی.اگر اسمتان لقب خاصی هم هست می‌توانید عوضش کنید.: ملک الدوله، خان یا شوکت الملک، حاجیه سلطان و سلطانعلی. اسم‌های زننده و مستهجنی که بر حسب زمان و مکان بدلایل و جهات زیر برای دارنده آن زننده و مستهجن باشد و مراتب به تأیید برسد. بهتر است مثال نزنیم. اسم‌هایی که معرف صفات مذموم و مغایر با ارزش‌های والای انسانی است. مثل: گرگ و قوچی. اسم‌هایی که با عرف و فرهنگ غالب و مقدسات مذهبی مردم مغایر باشد.مثل لات، خونریز. اسم‌هایی که باعث اشاعه و ترویج فرهنگ بیگانه شود مثل وانوشکا، ژاکاردو. اسم‌هایی که باعث تحقیر اشخاص می‌شود یا معنای لغوی آن در جامعه قابل پذیرش نیست.مثل صد تومانی، کنیز و گدا. اسم‌های نامتناسب با جنس.مثل ماشاءاله برای زن‌ها یا انتخاب نام اشرف و اکرم برای مردان. هم نام بودن فرزند با پدر و یا مادر در یک خانواده. هم نام بودن برادران و یا خواهران در یک خانواده،تغییر اسم کسانی که نام آنها اسامی ایام هفته جمعه، شنبه و ... باشد.

سیما دهقان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها