در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما «اتفاق» زمانی رخ داد که سازندگان سریالهای طنز شبانه به این فکر افتادند که خرج کردن «خلاقیت» کافی است چون مردم عادت کردهاند، هر چهآنها ساختند، تماشا کنند.
این تفکر و بسته شدن در خلاقیت به مرور سریالهای طنز را با اما و اگرهای بسیار روبهرو کرد تا این که کار به جایی رسید که مدیران سازمان صداوسیما تصمیم گرفتند برای مدتی هم که شده تولید و پخش سریالهای طنز را تعطیل کنند اما چون مردم آثار «طنز» را دوست دارند، سریالهای طنز شکل خود را تغییر دادند و از شبانه به هفتگی تغییر کردند.
مهدی مظلومی که سریالهایی مانند بدون شرح، کمربندها را ببندید، بانکیها را ساخت... یکی از کارگردانانی بود که با سریال «لطفا دور نزنیم» ساخت سریالهای طنز هفتگی را تجربه کرد.
این سریال مدتی است از شبکه تهران در حال پخش است؛ با مظلومی به گفتگو نشستیم تا نظرات او را درباره طنزهای 90 شبی بشنویم و از زبان او با تفاوتهای طنزهای شبانه و هفتگی آشنا شویم.
سریال «لطفا دور نزنیم» که به صورت هفتگی پخش میشود و طنز نیز هست با توجه به کارهای قبلی شما (بدون شرح، کمربندها را ببندید، بانکیها و....) که به صورت شبانه به نمایش در میآمدند چه جایگاهی در کارنامه شما دارد؟
در شرایط فعلی به دلایلی، امکان تولید مجموعههای 90 شبی در صدا و سیما وجود ندارد، به همین دلیل، طبیعتا باید یک مسیر دیگری را انتخاب کنیم تا بتوانیم در شرایط جدید سریال طنز تولید کنیم. سریال لطفا دور نزنیم در جهت تجربه جدید در مسیر ساخت سریالهای طنز تولید شد؛ اما محتوای آن دور از آنچه که قبلا انجام دادم نیست و فقط شاید به لحاظ ساختار تغییراتی کرده است.
در گفتگوهایی که از شما منتشر شده، عنوان کردید که این مجموعه از فیلمنامه معمولی برخوردار بوده، با توجه به این موضوع چرا تصمیم گرفتید سریالی بسازید که متنی معمولی داشته باشد؟
تمایل دارم با ساخت هر اثر جدید به تجربه تازهای دست پیدا کنم. به همین دلیل است که همه کارهای من به لحاظ ساختار، فیلمنامه، بازیگری و... با یکدیگر تفاوت دارند. علاقهمندم در ژانر طنز شرایط جدید را تجربه کنم.
با همه اینها به عقیده خودم، فیلمنامه «لطفا دور نزنیم» حرفی برای گفتن دارد. ولی فکر میکنم همین که کارگردانی بتواند از یک متن معمولی کار قابل قبول بسازد؛ با وجود قصه تکراری مخاطب آن را ببیند، همراه شود و آن را پس نزند، اتفاق خوبی افتاده است. من این موضوع را آگاهانه تجربه کردم.
قصه لطفا دور نزنیم از کتاب «کارلوتا و عشق» برداشته شده که«نان، عشق و موتور 1000» ساخته ابوالحسن داوودی نیز از همان کتاب اقتباس شده است. ولی اینکه این قصه با چه زبانی روایت شود برای من بسیار جالب بود. خودم شخصا از خواندن فیلمنامه خیلی تحت تاثیر قرار نگرفتم ولی حس این موضوع که با چنین فیلمنامهای میتوان کاری ساخت که مخاطب را جذب کند برایم مهم بود.
به نظر میآید «لطفا دور نزنیم» از سبک و سیاق شما در کارهای قبلیتان فاصله گرفته است؟
مقایسه کردن لطفا دور نزنیم با مجموعههای 90 شبی کار اشتباهی است. آن مجموعهها ساختار خود را دارد و لطفا دور نزنیم شرایط، ساختار و فرم اجرای خود را دارد. در کارهای 90 شبی به دلیل تکیه بر حس بداههگویی بازیگران از چند دوربین برای تصویربرداری استفاده میشود، اما در مجموعههایی مانند لطفا دور نزنیم از یک دوربین استفاده میکنیم بنابر این باید موقعیتهای جدید را خلق کنیم. رعایت این موارد در مجموعههایی که قرار است به صورت هفتگی پخش شوند خیلی دشوارتر از تولید کارهای 90 شبی است. در مجموعههای 90 شبی روزی 40 دقیقه برنامه ضبط میکنیم ولی در این کار روزی 6 تا 7 دقیقه کار ضبط میشود. نوع نگاهی که در پروراندن لحظهها در لطفا دور نزنیم دنبال شده است، کاملا با مجموعههای 90 شبی فرق میکند.
لطفا دور نزنیم در کارهای من جایگاه ویژهای دارد و به لحاظ تکنیکی، فنی و بازی بازیگران گامی رو به جلو است. در کارهایی که با چند دوربین ضبط میشود یک اتفاق در زمان واحد شکل میگیرد و دوربینها آن را ثبت میکنند. بنابر این حس و حال خیلی واقعیتر است. اما ثبت همین لحظات در مجموعههای تک دوربین خیلی سخت و دشوار است. رسیدن به این موضوع به عواملی نیاز دارد که من رفته رفته به آن رسیدم. به نظر من لطفا دور نزنیم با توجه به ساختار ویژهای که دارد، نقطه عطفی در کارهای من محسوب میشود و قابل مقایسه با کارهای 90 شبی نیست.
پس به نظر خودتان کار ضعف خاصی ندارد و از دیگر آثارتان یک سرو گردن بالاتر است؟
من اصلا منکر ضعف نیستم و معتقدم هر کاری ضعفهای خود را دارد. در این مجموعه فرصت نبود روی متن کار شود، ما باید همه شرایط را در نظر بگیریم. تولید در تلویزیون یک شرایط زمانی خاصی دارد. متاسفانه شرایط تولید در تلویزیون زیاد اجازه نمیدهد کاری تولید شود که به دلخواه باشد. اگر شرایط مهیاتر بود حتما بعد از مطالعه متن و انتخاب بازیگران 6 ماه روی آن کار میکردم و بازنویسی را براساس توان بازیگران انجام میدادم. قطعا در این صورت نتیجه کار فرق میکرد. هیچوقت نمیشود به ایدهآلها فکر کرد. من معتقدم شانس، شرایط، موقعیت و... خیلی چیزهای دیگر در تولید یک کار دخیل است. لطفا دور نزنیم جزو کارهایی است که مخاطب خود را پس نمیزند و بیننده از دیدن آن پشیمان نمیشود چون به مخاطب خود بار منفی منتقل نمیکند. آدمهای قصه لطفا دور نزنیم خبیث نیستند و این کاراکترها با مخاطب ارتباط برقرار کردند. سعی کردیم در این مجموعه یک انرژی و حس مثبتی را به مخاطب منتقل کنیم. این اتفاقها با توجه به واکنشهایی که دیدم، فکر میکنم افتاده است. این هدف اصلی ما بوده که سعی کردیم به آن برسیم.
در کارهای شما همیشه یک طنزی دیده میشود که به نوعی نقدی به شرایط روز اجتماع است در مجموعه لطفا دور نزنیم این نگاه را تاچه حد دنبال کردید؟
به نظر من اشکال بزرگ ما این است که این تصور غلط را در مخاطب ایجاد کردهایم که هزل ، هجو و لودگی همان طنز است. بعد وقتی کار طنز اصولی تولید میکنیم مخاطب همان توقع هجو وهزل را از آن دارد و فکر میکند باید به تمام لحظههای آن بخندد و مدام لطیفه بشنود. در صورتی که کار طنز، نمایش آسیبهای روز اجتماعی با زبان شیرین و به نقد کشیدن آنهاست. برای مثال مجموعه «بدون شرح» موقعیت اجتماعی زمانه خود را به تصویر میکشید. در لطفا دور نزنیم نیز مشکلات و مسائلی طرح شده که به روز است و در شرایط فعلی مردم درگیر آن هستند و این یکی از ویژگیهای واقعی طنز است. این نکته مهمی است که باید در کارهای طنز لحاظ شود. اما ما در این مسیر و در بیان موضوعات طنز به بیراه رفتیم. من هیچ وقت سعی نکردم در کارهایم مخاطب را به زور وادار به خنده کنم و اگر او در لحظاتی خندیده است با توجه به موقعیت، این حس برایش شکل گرفته است. همواره سعی کردهام اتفاقات داستان را شیرین بیان کنم.
حرفهایی که در طنز عنوان میشود همیشه تلخ است و من لحن بیان این تلخی را با هجو و هزل شیرین نمیکنم. این موضوع مانند لطیفه تعریف کردن است، شما یک لطیفه میشنوید همان لحظه شاید خیلی بخندید اما این لطیفه خیلی زود از ذهن شما پاک میشود، دنبال کردن اینگونه نگاه در کارهای طنز باعث میشود، آن اثر مخاطب را متاثر نکند.
من همیشه سعی میکنم لحنی را انتخاب کنم که بر روی مخاطب تاثیرگذار باشد به طوریکه بیننده پس از دیدن آن، نگوید که چی؟ همیشه از اینکه مخاطب چنین واکنشی نشان دهد، میترسم. خیلی راحت میشود مخاطب تلویزیون را در مجموعههای دنبالهدار سرگرم کرد. اما باید کاری تولید کرد که تاثیر خود را داشته باشد. به همین دلیل کارهایم در طی سالها، خیلی فراز و نشیب داشته است.
اهدافی که در تولید آثارم دنبال میکنم، معمولا قبلا تجربه نشده است و من سعی میکنم خودم به ساختار و فضای جدیدی دست یابم. به همین دلیل مخاطب مدام در کارهای من فضاهای تازه و بازیگرهای جدید میبیند. به طور نمونه جنس بازی بازیگران لطفا دور نزنیم با کارهای قبلی آنها فرق میکند. در کارهایم خیلی کم از بازیگران تکراری استفاده میکنم.
با همه این فراز و نشیبها و تجربه راههای جدید آیا توانستهاید به یک نگاه خاص و مشخص برسید که این نگاه تبدیل به سبک خاص شما شود؟
فکر میکنم تا حدودی این اتفاق افتاده است، مخاطب تلویزیون کشور ما اصولا با تکرار ارتباط خوبی برقرار میکند. اگر آثار من کمیدیر با مخاطب ارتباط برقرار میکند برای این است که در آنها تکرار وجود ندارد و مخاطب مدام با فضاها و آدمهای جدید روبهرو میشود. اما فکر میکنم به مرور مخاطبان با سبک و سیاق من آشنا شدهاند به طوری که اکنون خیلی از مخاطبان میدانند که نباید در جنس کارهای من دنبال هجو و هزل بگردند و این به عقیده من همان نگاه خاصی است که شما عنوان کردید. و این راه سادهای نیست که خیلی زود دیده شود.
عمدتا در کارهای شما ما با بازیگران جدیدی روبهرو میشویم و یا شما از حضور بازیگرانی استفاده میکنید که بازیهای جدیدی ارائه میدهند. درباره انتخاب بازیگران و نوع حضور آنها توضیح بدهید؟
یکی از نکاتی که در انتخاب بازیگران دنبال میکنم، این است که نمیخواهم مخاطب گذشته بازیگر و نقشهای او را در ذهن داشته باشد. حتی اگر از بازیگران تیپ استفاده کنم، سعی میکنم طوری او را مقابل دوربین نشان دهم که مخاطب بدون ذهنیت به تماشای بازی او بنشیند. به طور مثال بازی محمدرضا هدایتی در مجموعه لطفا دور نزنیم است. او همیشه در تیپهای مشخصی دیده شده است. اما در این کار در نقشی جدید، بازی متفاوتی را ارائه میکند.
این را هم بگویم خیلی موافق تیپ نیستم و دوست دارم کاراکترهای سریال ابعاد و ویژگیهای متفاوتی داشته و یک تیپ مشخص نباشند. شخصیتهایی که کلیشهای نباشند در کار رفتاری بروز میدهند که برای مخاطب باورپذیر است. شاید ما باید در سریالها بهگونهای کار کنیم که مخاطب به صورت لحظهای از کار تاثیر نگیرد، بلکه این تاثیرگذاری باید روی ناخودآگاه او باشد. به طوری که اگر مخاطب زمانی در زندگی روزمره با کار و اتفاق مشابهای روبهرو شود، ذهن او بتواند این موضوع را با توجه به سریالی که دیده تحلیل کند.
بنابراین میتوانیم نتیجه بگیریم که شما میخواهید در کارهایتان پیامی را به بیننده منتقل کنید؟
من خیلی معتقد به دادن پیام مستقیم به مخاطب نیستم و فکر میکنم باید در کنار سرگرمی و جذابیت پیام هم به مخاطب انتقال داده شود. به همین دلیل در سریال لطفا دور نزنیم پیام در لایههای پنهان باشد و قصه و جذابیت فدای آن نشود. هر اثری باید حرفی برای گفتن داشته باشد و اساسا هر کاری در تلویزیون باید حامل پیامی باشد.
مشارکت راهنمایی و رانندگی در مجموعه لطفا دور نزنیم چقدر کار شما را تحتالشعاع قرار داده است؟
پیامهای ما در این کار کاملا غیرمستقیم است. در این مجموعه شخصیتی را طراحی کردیم که قانونمند است و به قانون احترام میگذارد و به اجرای آن اصرار دارد. طراحی این شخصیت به نوعی مخاطب را در معرض قضاوت میگذارد. به عقیده من این موضوع لطمهای به کار وارد نمیکند.
سعی کردیم موضوعات و پیامهایی که قرار است توسط این شخصیت عنوان شود، بیشتر با لحن طنز باشد تا پیامها تبدیل به شعار نشود و بیننده با آن ارتباط صمیمی برقرار کند.
به عقیده شما چرا تولید کارهای 90 شبی طنز در تلویزیون متوقف شده است؟
شخصا با رویه گذشته و پخش مجموعه 90 شبی به صورت هر شب موافق نیستم و اگر این روش سریالسازی خوب بود و نتیجه خوبی داشت، قطعا ادامه پیدا میکرد. این تصمیم سازمان حتما براساس سریالسازی، برنامهریزیها و تحقیقات بوده است چون بعد از مدتی مدیران تلویزیون به این نتیجه رسیدند که کارهای روتین با وجود اینکه پر مخاطب هستند، بیش از آن که بخواهند در جامعه بار مثبت به وجود آورند، بار منفی، مسائل، مشکلات و حواشی زیادی را در پی دارند.
چون این آثار معمولا همزمان با تولید، پخش هم میشدند و سازندگان زیاد نمیتوانستند روی پیام و ساختار آنها کار کنند در این شرایط سازمان تصمیم گرفت برای پخش مجموعههای روتین و شبانه به سمت ژانرهای دیگری حرکت کند و موضوعات اجتماعی را نیز در سریالهای شبانه بگنجاند که ساخت و پخش سریالهایی مانند نرگس، ترانه مادری و رستگاران در پی این تصمیم آغاز شد. البته تلویزیون به طور کامل تولید و پخش سریالهای طنز شبانه را متوقف نکرده است و سریالهایی مانند «مسافران» و «شمسالعماره» ساخته شده که قرار است بزودی پخش آنها شروع شود.
با همه اینها به عقیده من تلویزیون با پخش مجموعههای 90 شبی ملودرام رویه درستی را در پیش گرفته است، زیرا ساخت اینگونه آثار دردسر کمتری دارند. اما طنز چون درونمایه انتقادی دارد، مشکلات خود را نیز در این فرم پخش دارد.
بیتا موسوی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: