در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بعد از رفتن اجباری امیر قلعهنویی به اصفهان و برخی حرفهای نهچندان مثبت مدیران آبی راجع به این مربی و سپس جواب هیاتمدیره باشگاه اصفهانی به این مساله، فقط تقابل دو تیم در هفته اول از فصل جدید لیگ برتر فوتبال ایران کم بود که این یکی نیز براساس قرعهکشی پیکارها فراهم آمد تا دو تیم تا 16 مرداد که روز چنین دیداری در هفته نخست فصل تازه است همچنان در اضطراب و تنش بمانند. اضطرابی که خبر از فقدان رفتارهای حرفهای در نزد باشگاههای ما میدهد وگرنه اولین باری نیست که مربی یک تیم قهرمان به باشگاهی دیگر کوچ میکند و ناچار است دیر یا زود با تیم سابق خود ستیز کند.
شاید هم استقلال نباید سرمربی موفق خود را از دست میداد زیرا قلعهنویی، خوب یا بد با اقبال خوش یا بدون آن استقلال را فاتح لیگ برتر ایران کرده بود. درست است که اگر ذوبآهن در هفته آخر لیگ آنطور در اهواز شکست نمیخورد، استقلال قهرمان نمیشد، اما به هر حال این اتفاقی بود که افتاد و نمیتوان قلعهنویی را در ارتباط با آن سرزنش کرد.
عدم همسویی سیاستهای مدیریتی مدیرعامل استقلال و روشهای کاری قلعهنویی که در طول فصل گذشته نیز وجود داشت و زیرپوست بیرونی فعالیتهای تیم و مسابقههای پر سروصدای آن مانده بود، در پایان فصل سر باز کرد و قلعهنویی که در مقام سرمربی طبعا نمیتوانست چیزی را به مدیرعامل تحمیل کند، عطای ماندن را به لقای آن بخشید. در آن موقع بهترین گزینه برای او سپاهان بود، زیرا ساختاری آماده و ترکیبی پربار داشت و پرمهره بود و تیمی نشان میداد که میشد روی آن کار کرد و آن را به درجات بالاتری رساند.
همسو با قلعهنویی، برخی دوستان و مخالفان وی نیز از استقلال رفتند که پیروز قربانی، میثم منیعی، یدالله اکبری و علی علیزاده سرآمد آنها بودهاند. آنچه به جای مانده، هنوز ترکیبی قابل قبول است و اگر رضا عنایتی همان عنایتی سابق باشد، خط حمله پر بار فصل پیش آبیها حتی میتواند از آمار قبلی نیز فراتر رود. اما صمد مرفاوی در مرتبه نخست سرمربیگریاش در استقلال (3 فصل پیش) تصویر کاملی از خود برجای ننهاد و کاری که او باید برای رفع این وضعیت و ایجاد تصویری بهتر از خود صورت دهد، مسالهای است که ریز نتایج آبیها را در فصل پیشرو گواهی میدهد.
انرژی بر باد ده
در حالی که هر دو طرف مدعی شدهاند برایشان فرقی نمیکرده است در هفته نخست لیگ روبهروی کدام تیم بایستند، این از بد اقبالی مدیرعامل کنونی استقلال و سرمربی فعلی سپاهان است که باید تن به چنین واقعهای بدهند. هر دو تیم ترجیح میدادند چنین مسابقه انرژی برباد دهی در هفتههای بعدی لیگ برگزار میشد تا آنها را در بدو کار فرسوده نکند، اما چنین نشد و دو تیم باید یک روز بعد از مصاف مس کرمان پرسپولیس که مسابقه افتتاحیه لیگ است، در ورزشگاه آزادی تهران رودررو بایستند. جایی که زردهای اصفهانی با مربیای چون فرهاد کاظمی پیشینه غلبه بر آبیهای پایتخت در آن را دارند و اینک که یک مربی کاملا آشنا با وضعیت فنی آبیها در نزد آنان مصدر کار است، امکان تکرار آن کار را برای سپاهان کم جلوه نمیدهد.
درست است که جاذبه بزرگ هفته اول لیگ چنان دیداری است، اما قرعهکشی به ما میگوید که فصل جدید حاوی مسابقههای جذاب پرشماری است و شمار این گونه دیدارها در همان هفته نخست هم کم نیست. غیر از مس پرسپولیس که نام آن پیشتر هم آمد، ورود تراکتورسازی و به واقع قرار گرفتن مجدد شهر تبریز در مسیر لیگ و ظهور یک قطب تازه در فوتبال تهران (استیل آذین) از اینگونه جاذبههاست.
استیل آذین در هفته نخست دور از تهران و در زمین پاس همدان به میدان میآید و تراکتورسازی باید در قم با صبا مسابقه بدهد؛ اما از هفته دوم که استیل آذین میزبان صبا خواهد بود، حساسیتهای مربوط به مسابقههای این تیم بیشتر خواهد شد و چه کسی میتواند منکر جذابیت رویارویی تراکتورسازان با ذوب آهن اصفهان در هفته دوم در تبریز باشد. حال چه نیکبخت واحدی برای تراکتورسازان به میدان بیاید و مجوز این کار را بگیرد و چه خیر. امسال بوشهر هم در لیگ نماینده دارد و رویارویی تیم شاهین (پارس جنوبی) این شهر با ملوان در هفته نخست مثل نبرد جنوبیترین تیم کشور با یکی از شمالیترین تیمهای ایران خواهد بود. این در حالی است که ملوان کوشیده است ستارههای سابقش را پس بگیرد و زیبایی فعلیاش را با نوستالژی گذشته درهم آمیزد و آمدن پژمان نوری به انزلی بعد از چند سال بازی در تهران نتیجه همین رویکرد است.
آخرین تیم
طی تصمیمی تازه از جانب سازمان لیگ از این پس استقلال و پرسپولیس در یک روز بازی نمیکنند و بین مسابقههایشان در هر هفته از لیگ، حداقل 24 ساعت فاصله وجود خواهد داشت. دلیل این تدبیر با توجه به این که از 2 تیم فوق یکی (پرسپولیس) فصل پیش فقط حائز رتبه پنجم لیگ شد، مشخص نیست. مگر این که دوستان فقط با استناد به وجود هواداران بیشتر دو تیم، در حال و هوای گذشته بسر ببرند. عجیبتر آن که پرسپولیس به رغم تمام هشدارها و نتایج بدی که فصل پیش گرفت، تدبیری اساسی و جدید اتخاذ نکرده و آخرین تیمی بوده که سرمربیاش را تعیین کرد و حتی پاس همدان که بین انتصاب یا عدم انتصاب علیرضا منصوریان به سمت سرمربی خود مردد بود، زودتر با خودش در این زمینه کنار آمد. با این اوصاف میتوان <سپاهان قلعهنویی> را برنده معادلات پیشفصل دانست زیرا زودتر از بقیه شروع کرد و برنامه مدار بود. ادامه چنین نگاهی زردهای اصفهانی را امیدوار اول قهرمانی لیگ هم جلوه میدهد، اما شاید معادلات به این آسانی هم نباشد و این که سپاهان و استقلال به سایههای جدانشدنی یکدیگر بدل شده و سرنوشتشان با هم عجین گشته است و همگان درباره آنها صحبت میکنند، تمام حرف و سخن لیگ نباشد و بار وقایع متفاوت آن تا حدی خیرهکننده به نظر برسد. وقایعی که امیدواریم به لحاظ کیفی نیز در سطح بالایی باشد و فقط حادثهسازی صرف نباشد و هیجان بر غنای فنی نچربد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: