در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
داستان ترمیناتور در پشت ظاهر جذاب و پرحادثهای که روایت میکند، اخطارهای جدی برای مردم و دانشمندان دارد. آیا فناوری آنقدر پیشرفت خواهد کرد که کنترل آن از دست ما خارج شود؟ آیا ممکن است دشمن ما در آینده روباتهایی باشند که امروز با هیجان و شورمندی اخبار پیشرفتهای خیرهکنندهای را که در مسیر رشد این ماشینها همه روزه به وقوع میپیوندد را دنبال میکنیم؟
صحنه نبردی را در سال 2099 تصور کنید. آیا فکر میکنید پیاده نظام چنین جنگی چون امروز سربازهای تعلیمدیدهای هستند که برای مبارزه با هم باید جان خود را به خطر بیندازند؟ شاید در آن دوران سربازها را به شکل دیگری ببینیم، احتمالا آنها متخصصان اندکی خواهند بود که با روپوشهای تمیز و سفید در اتاقهایی که مملو از ابزارهای الکترونیکی و رایانهای پیشرفته است، نشسته و فرمانهای حمله را به لشکری از سربازهای روباتیک ارسال میکنند. سربازهایی که اگرچه ظاهری انسانی دارند، اما هر یک ماشین پیشرفته و سلاحی کامل به شمار میروند.
شاید فکر کنید صحنه چنین نبردی بسیار دور از ذهن و تنها متعلق به عرصه داستانهای علمی تخیلی است. اگر این طور فکر میکنید بهتر است با دقت بیشتری به دنیای اطراف خود نگاه کنید.
اکنون سال 2009 میلادی است و نه سال 2099 و از هماکنون قیام ماشینها شروع شده است. تا چند سال پیش امکان اعزام هواپیماهای گشتزنی بدون سرنشین تنها با کمک کنترل از راه دور و برای مسافتهای کوتاه امکانپذیر بود. اما امروزه ابزارهای هوایی بدون سرنشین که به آنها UAV نیز گفته میشود به طور گستردهای در ارتشهای جهان مورد استفاده قرار میگیرد. این ابزارهای روباتیک با استفاده از الگوریتمهای هوش مصنوعی اهداف از پیش تعیین شده خود را دنبال میکنند و با استفاده از سیستمهای ناوبری جهانی یا GPS های نظامی هر لحظه موقعیت خود را با استفاده از ماهوارههای مکانیاب تعیین میکنند و در مقابله با موانع طبیعی یا شرایط پیشبینی نشده میتوانند مسیر خود را اصلاح کرده و اهداف برنامه از پیش تعیین شده را دنبال کنند؛ اما این همه ماجرا نیست. واحدهای UAV اگرچه برای جاسوسی و اطلاع از مواضع دشمن، ابزارهای قوی و مهمی به شمار میروند؛ اما شاید ابزارهای کمتر شناختهشدهتر روباتیک نظامی UGV میباشند. UGV مخفف عبارت ابزارهای بدون سرنشین زمینی هستند و در حقیقت شامل روباتهایی میشوند که در نبردهای زمینی به کار گرفته میشوند. برخی از آنها برای شناسایی مناطق مشکوک به کار گرفته میشوند.
یکی از جدیدترین نمونههای UGV که اخیرا از طبقهبندی محرمانه خارج شده است، ابزاری است که کارخانه اسلحهسازی لاکهید مارتین آن را ساخته است، این ابزار 6 چرخ دارای کاربردهای متفاوت و گوناگونی است، این زرهپوش خودکار و بدون سرنشین همزمان نقش یک ابزار انتقال بار و تجهیزات و هم یک سلاح کامل را ایفا میکند. این روبات 6 چرخ به یک تیربار متحرک و 4 موشک ضدتانک مجهز است.
ترمیناتور یکی از روایتهای متعددی است که در آن نویسندگان علمی ــ تخیلی از خطر سلطه ماشین بر انسان صحبت میکنند
بر روی سر این ماشین نظامی بدون سرنشین، یک حسگر کروی کامل قرار دارد که باعث میشود رایانه مرکزی این خودروی جنگی روباتیک، موانع و اهداف اطراف خود را با دقت زیر نظر گرفته و اقدام به تصمیمگیری براساس موقعیت فعلی خود کند. از سوی دیگر سیستم چرخهای این خودرو به گونهای طراحی شده که بتواند در برابر موانع از خود انعطاف به خرج داده و تا شیب 40 درجه را بدون مشکل طی کند. این خودروی تهاجمی در عین حال قابلیت نقل و انتقال حدود 900 کیلوگرم تجهیزات را دارد و میتواند در میدان نبرد تجهیزات را با کمک هدایت ماهوارهای و بدون آن که جان سربازان به خطر بیفتد، جابهجا کند.
یکی دیگر از انواع روباتهایی که این روزها در جنگها و همچنین پاکسازیهای بعد از جنگ کاربرد ویژه و جایگاهی خاص پیدا کردهاند، روباتهای مینیاب یا به طور کلیتر خنثیکنندههای مواد منفجره هستند.
در سالهای اخیر این ابزارها به طور کلی شاهد پیشرفت بودهاند. اینک میتوان روباتهای خنثیسازی بمبی را یافت که تقریبا به طور مستقل از انسان منطقه خطر را با انواع حسگرهای گرمایی، فیزیکی و شیمیایی بررسی کرده و در صورت پیدا کردن نشانههای بمب اقدام به خنثیسازی آن میکنند و البته زمانی اهمیت این ابزارها بیش از پیش نمایان میشود که به یاد آوریم یکی از مهمترین کاربردهای خنثیسازی در دنیای امروز، خنثی کردن مینهای ضدنفر است که در جنگها به طور گسترده مورد استفاده قرار گرفته و میگیرند. این ابزارهای مرگبار فقط در هنگام جنگ نیست که جان هزاران نفر از سربازها را میگیرند بلکه سایه مرگبار خود را تا سالهای سال پس از آن که جنگها به پایان رسید بر سر مردم محلی میگستراند.

هنوز مینهای به جای مانده از دوران جنگ ویتنام قربانی میگیرد. ایران خود یکی از بزرگترین قربانیان این مینها است. مینهایی که ارتش عراق در جریان جنگ تحمیلی در میادین بزرگ نصب کرده بود هنوز کاملا خنثی نشدهاند که بخش بزرگی از این مساله به گستردگی استفاده از مینها از یک سو و مشخص نبودن محل میادین مین بازمیگردد. از طرف دیگر عملیات خنثیسازی مینها عملیاتی طولانی، فرساینده و بسیار پرخطر است به طوری که تاکنون افراد زیادی در حین خنثی کردن این مینها جان خود را از دست داده و یا دچار معلولیتهای جدی شدهاند. براساس برآوردهای موجود در کل جهان چندصد هزار تا چند میلیون مین خنثی نشده وجود دارد که میتواند تا سالها خطری بالقوه برای شهروندان کشورهای مختلف و بویژه کودکان باشد.
در چنین شرایطی است که پیشرفت روباتها و کاربرد آنها در مسایل جنگی این بار آنها را نه در نقش نابودگرها که در نقش سربازان صلح به مردم معرفی میکند. در مسابقات جهانی روبوکاپ بخش مهمی به روباتهای خنثیسازی مینها اختصاص یافته است که در کنار روباتهایی که در امداد و نجات حوادث غیرمترقبه کاربرد دارند از اهمیت بالایی برخوردارند.
دکتر پاتریک لین استاد دانشگاه پلی تکنیک کالیفرنیا درباره نسل جدید این روباتها میگوید: تنها در جنگ ایالات متحده با عراق 40 درصد کل تلفات نیروهای آمریکا به بمبهای کنار جادهای مربوط میشد. این در حالی است که بستههای روباتیک جدیدی که از یک سال و نیم پیش به بازار فرستاده شدهاند توانستهاند حدود 10 هزار مورد از این بمبها را خنثی کنندکه باعث کاهش تلفات به طور چشمگیری شدهاند.
این روباتهای خنثیسازی بمبهای جادهای که به نامPack bot معروف است توسط کمپانیirobot ساخته شده است. این شرکت بین علاقهمندان به روباتهای کاربردی نامی آشنا به شمار میرود. یکی از محصولات پیشین این شرکت جارو برقیهای روباتیک است که برای تمیز کردن خانهها ارائه میشود و علاقهمندان زیادی را به خود جلب کردهاند. اما برای این که این شرکت وارد فاز نظامی شود و به تولد عصر ترمیناتورها کمک کند بخش جدیدی را زیر نظر آژانس تحقیقات دفاعی ایالات متحده تاسیس کرده بود. این جا همان محلی است که اولین تحقیقات برای طراحی و ساخت شبکه اینترنت در دوران جنگ سرد در آن آغاز شد و اینک به بنگاهی برای تولید ارتشهای روباتیک تبدیل شده است.
پاتریک لین درباره فعالیتهایی که این شرکت و مراکز تحقیقاتی روباتیک در دیگر نقاط جهان انجام میدهند، معتقد است: روباتها این توانایی را دارند که کارهای سخت، توانفرسا و خطرناک را انجام دهند. به همین دلیل صدها نمونه روبات مختلف با کاراییها و ابعاد گوناگون طراحی و ساخته شدهاند. از هواپیماهای بدون سرنشین گرفته تا ابزارهای جاسوسی که ابعادی در حد یک حشره کوچک دارند و هر روز بر تواناییهای آنها افزوده میشود. آنها از ابزارهای دفاعی گرفته تا سلاحهای تهاجمی را شامل میشوند. اما سوال مهمی که به وجود میآید این است که چه کسی فرماندهی این ارتش بزرگ را که هر روز بزرگتر میشود به عهده خواهد داشت؟
تا زمانی که روباتها به توانایی کامل خودکنترلشوندگی دست پیدا کنند، چیزی بیش از ابزارهای پیشرفته کنترل از راه دوری نخواهند بود که باید توسط گروهی از کاربران هدایت شوند. ممکن است برخی از آنها تواناییهای عملیاتی بیشتری نسبت به انواع دیگر داشته باشند اما این بدان معنی نیست که آنها ابزارهایی با قدرت تصمیمگیری مستقل به شمار میروند.
هر روبات در این ارتش نیازمند یک اپراتور خواهد بود. پس به تعداد روباتهایی که در هر کارزاری وارد میشوند باید یک متخصص کنترل در اختیار داشته باشید. تجمیع این افراد هم کار سادهای نیست. تصور این که یک اپراتور بتواند همزمان 5 روبات را هدایت کند مانند آن است که شما هنگام بازی رایانهای خانگی سعی کنید همزمان نقش 5 شخصیت را بازی کنید. گذشته از تعداد افراد زیادی که در این زمینه مورد نیاز هستند مشکلات دیگری هم وجود دارد، فرض کنید مرکز کنترل بزرگی وجود دارد که افراد متخصص دستورات لازم را به روباتها ارسال میکنند. در یک جنگ فرضی که قرار است لشکری از روباتها در آن حضور داشته باشند نیروهای متقابل تنها کافی است تا ارتباط میان این مرکز و روباتها که احتمالا از طریق باند فرکانسی مشخص عمل میکند را دچار اختلال و قطع کنند. یا حتی با اطلاع از ماهیت این باند ارتباطی آنها را هک کرده تا یکباره لشکر خطرناک را دوباره برنامهریزی کرده و به نیروهای خودشان اضافه کنند. مشابه این اتفاق را نویسندگان پیشگام علمی تخیلی بارها مطرح کردهاند. در مجموعه فیلم داستانهای ترمیناتور، روباتی که در قسمت اول مسوول کشتن سارا کانر، مادر پسری است که قرار است در آینده فرمانده شورشیان بر علیه ماشینها شود، در قسمت دوم به عنوان نجاتدهنده و حامی این پسر ظاهر میشود؛ چرا که نیروهای شورشی آینده توانسته بودند یکی از این روباتها را به دام انداخته و با هک کردن سیستم رایانهای آن، این اسلحه مرگبار را تبدیل به عضوی وفادار به خود کنند.
چنین محدودیتی در ارتباطات باعث میشود بسیاری از اکنون که ایده ارتشهای روباتیک دوران کودکی خود را طی میکند به این موضوع فکر کنند که آیا باید به این سمت حرکت کنند که روباتها توانایی کنترل بر اعمال و تصمیمهای خود را داشته باشند؟ این سوال و تصمیم بسیار بزرگی است که باید اتخاذ شود. این تصمیم تنها به مشکلات فنی و تکنیکی ارجاع پیدا نمیکند، بلکه مهندسان، دانشمندان و حتی عالمان اخلاق را در برابر مرزهایی قرار میدهد که فراسوی آن در مه غلیظی فرورفته است.
برای اینکه ببینیم این سوال تا چه حد مهم و بحرانی است، باید فرض کنیم در صورت رسیدن به پاسخ مثبت با چه شرایطی روبهرو خواهیم شد؟ بدیهی است انبوهی از مشکلات و مسائل فنی و تکنیکی بروز خواهند کرد که باید یکی یکی آنها را حل کرد. به عنوان نمونه اگر بخواهیم روباتی داشته باشیم که تنها به او بگوییم چه میخواهیم و خود او بتواند راههای رسیدن به هدفش را تعیین و بررسی کند غیر از سختافزارهایی که بتواند امکان تحقق تصمیماتی را که اتخاذ میکند ممکن سازد باید سیستمهای هوش مصنوعی و نرمافزاری به گونه شگفتانگیزی تحول پیداکند. مسلم است که برای چنین ماشینی نمیتوان سراغ الگوریتمهای ساده رفت، این الگوریتمها به کار موقعیتهایی میآید که برنامه قرار است هنگام مواجهه با یک حالت خاص به جواب مشخص صفر و 1 برسد و برای هر حالت مسیری از الگوریتم را دنبال کند، اما در دنیای واقعی صفر و 1 خالص وجود دارند، ما با دنیایی از منطق فازی مواجه هستیم که نظام تصمیمگیری را به کمک الگوریتمهای پیچیدهای مانند؛ الگوریتمهای ژنتیکی و هوش مصنوعی بنا میکند.
این نوع الگوریتمها هماکنون کاربردهای فراوان دارند، اما اگر قرار باشد یک ماشین در موقعیت حاد و دشوار جهان واقعی قرار بگیرد و اقدام به تصمیم و عمل نماید یکباره با افزایش خیرهکننده پارامترهای ورودی مواجه میشود که هر یک از آنها باید مورد پردازش واقع شود و نتیجه نهایی را به مراحل تصمیمگیری بعدی بفرستد، این فرآیند طولانی و پیچیده در عین حال قرار نیست توسط یک ابر رایانه غولپیکر حل و فصل شود، بلکه قرار است ریزتراشهای کوچک آن را انجام دهد. بنابراین نهتنها باید سختافزارها انقلابی بزرگ را در سرعت و ابعاد پردازشگرها شاهد باشند که خود فرآیند برنامهنویسی نیز باید رشد کند. نکته مهم دیگر اینکه در این فرآیند تصمیمگیری مراحل بعدی تصمیم هیچگاه مشخص نیست به عبارت دیگر هر یک بار که برنامه موردنظر شما تصمیمی اتخاذ کند عمل او، خود تبدیل به یک ورودی جدید برای پردازشگر میشود.
و به عبارتی روبات باید معادلاتی را در فضای آشوب حل کند، فضایی ریاضیاتی که یکی از ویژگیهای مهم آن در کنار پیچیدگی فوقالعادهاش عدم قطعیت در پیشبینی نتایج آن است.
در کنار این دشواریهای فنی بحث مهمتر در مورد مسائل عملکردی چنین سیستمی است که اگر قرار باشد ماشینی داشته باشیم که تنها با تعریف هدف ماموریتش بتواند مجموعهای از عملکردها را بر اساس شرایط موجود انجام دهد، این سوال مطرح است که این تصمیمگیری باید بر اساس چه روندی صورت گیرد. برخی از متخصصان علوم روباتیک نظیر دکتر لین معتقد است که شاید بتوانیم این روباتها را با یک دوره آموزشی آماده کنیم. این متخصصان معتقدند اگر مشکلات فنی حل شوند ما با دستگاهی مواجهیم که باید براساس اطلاعات و تجربیات تصمیم بگیرد و عمل کند و در ابتدای کار این ماشین شباهتهای زیادی با کودکان خواهد داشت. کودکان تجربیات را از محیط اطراف دریافت میکنند و با آموزشهایی که خانواده و سیستم آموزشی به او میدهند، اصول عملکردی خود را میآموزد. آنها معتقدند این روش را باید در مورد روباتها هم به کار برد در این صورت بر مبنای آموزشهای اولیه است که روباتها سیستم مشخصی برای تصمیمگیری و انتخاب یک راهحل از بین راهحلهای مختلف پیدا میکنند.
در حقیقت بحث تنها به امکان اتخاذ یک تصمیم خلاصه نمیشود بلکه ناخواسته در برابر مساله مهمتری قرار میگیریم. چارچوب تصمیم نهایی که قرار است توسط یک روبات اتخاذ شود آیا باید تنها بر مبنای امکانات موجود ترسیم شود یا باید در آن نوعی اصول اخلاقی را نیز تعریف کرد؟
یکی از نخستین افرادی که درباره این موضوع به تفکر پرداخته و راهحلهایی را پیشنهاد داده است، نویسنده سرشناس داستانهای علمی تخیلی سرایزاک آسیموف بوده است.
وی که در داستانهای خود نقش بزرگی برای روباتهای هوشمند قائل بوده است، 3 اصل مهم را برای روباتها پیشنهاد کرد که به عنوان اصول جهانی حاکم بر عملکرد روباتها مورد توجه قرار گیرد. او این اصول سهگانه را سال 1942 در یکی از داستانهای کوتاه خود به این شکل تدوین کرد.
1 - یک روبات نمیتواند به هیچ انسانی آسیب برساند یا اجازه دهد انسانی آسیب ببیند.
2 - یک روبات باید دستوراتی که از سوی انسان صاحب او به او داده میشود را اجرا کند، مگر در شرایطی که ناقض قانون اول باشد.
3 - هر روبات باید در حفظ موجودیت خود بکوشد مگر این که این تلاش ناقض یکی از قوانین قبلی باشد.
البته این قوانین بعدها مورد انتقاد برخی قرار گرفت و در آن نواقصی را پیدا کردند و هنوز هم باید درباره آن بحث کرد. حداقل میتوان مطمئن بود این 3 قانون به کار روباتهای جنگجو که یکی از اهداف اصلی آنها نابود کردن دشمنان است نخواهد آمد، روبات جنگجویی که اجازه آسیب رساندن به انسان را نداشته باشد دیگر یک ترمیناتور نخواهد بود.
این مسائل تنها بخش کوچکی از داستان روباتهای جنگجوی هوشمند است، در کنار این مسائل امکان ارتباط روباتها باهم زیر نظر یک شبکه هوشمند مرکزی که قابلیت یادگیری و تصمیمگیری دارد نگرانی دیگری درخصوص امکان شورش و طغیان ماشین علیه انسان را به وجود میآورد.
این همان فرآیندی است که شبکه موسوم بهSkynet در فیلم ترمیناتور انجام داد.
بعضیها فکر میکنند چرا باید ماشینها به چنین مرحلهای وارد شوند، یکی از کارشناسان روباتیک در این زمینه میگوید اگر چنین تکنولوژی به وجود آید راههای فراوانی برای به حقیقت رسیدن این ترس وجود دارد. مثلا فرض کنید به چنین شبکهای دستور داده شود که بالاترین اولویت او حفظ سیاره زمین است. فکر میکنید همین دستور ساده به چه عواقبی منجر خواهد شد، وقتی رایانه مرکزی با بررسی بانکهای اطلاعاتی خود متوجه شود بزرگترین تهدیدی که سیاره زمین را تهدید میکند فعالیتهای انسانی است؟
به هر حال به نظر میرسد قبل از این که این بحثها تکمیل شود دانش روباتیک تصمیم گرفته است قدم در این راه بگذارد و توانایی ساخت روباتهای هوشمند را به دست آورد. اگر شک دارید نگاهی به اهداف مسابقات روباتیکی بیندازید که هر ساله در همه جای جهان برگزار میشود. هدف رسمی مسابقات روبوکاپ این است که تا نیمه قرن 21 میلادی تیمی از فوتبالیستهای انساننمای کاملا خودکار بتوانند با یکدیگر در قالب یک تیم فوتبال بازی کنند و در مسابقات رسمی جام جهانی فوتبالFIFA به عنوان یک تیم مقابل تیمهای کشورهای مختلف قرار گیرند. همه تلاشها در روبوکاپها به چنین هدفی چشم دوختهاند.
همین الان که این مقاله را میخوانید هزاران نفر در گوشه و کنار جهان در تلاشند تا دشواریهای پیشروی روباتهای مدنی و نظامی را از میان بردارند و آنها را به ابزارهای توانمند و دارای قدرت تصمیمگیری تبدیل کنند. شاید عصر ماشینها از هماکنون آغاز شده باشد.
پوریا ناظمی
تصور کنید در یک ماموریت فرضی که قرار است از سوی یک روبات هوشمند در آیندهای دور انجام شود باید از رسیدن گروهی خرابکار به محل خاصی جلوگیری شود. اگر این گروه سوار بر قطاری عمومی به سوی هدف در حال حرکت باشند از بین بردن قطار احتمال موفقیت ماموریت را نزدیک به مطلق میکند در صورتی که اگر آنها از قطار خارج شوند شانس موفقیت کامل ماموریت به شدت کاهش پیدا میکند. اینجا در شرایط مساله مورد نظر روبات به تنهایی باید تصمیم بگیرد شاید نابودی قطار راهحلی منطقی، ساده و یکی از جوابهای بهینه مساله باشد اما این کار معادل از بین بردن صدها نفر افراد بیگناه دیگری خواهد بود که درون این قطار حضور دارند. اینک سوال اینجاست که آیا روبات باید تنها به ماموریت خود نگاه کند و کلید انفجار قطار را بزند یا حفظ جان افراد دیگر را نیز در نظر بگیرد؟ این کار برای انسان هم دشوار است. اما یک روبات بدون احساس چگونه تصمیمی خواهد گرفت؟ به همین دلیل است که از سالها پیش از آن که چشمانداز امکان ساخت روباتهای هوشمند در افق دانش ظاهر شود، این سوال مطرح بوده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: