چشمه

آیینه جام

20 سال از روزهایی که نخستین زمزمه‌های شعر خوانده خود را چون گـنـجــی گــران در گــوشــه‌ای پـنـهـان می‌کردم تا مبادا آن‌که کسی ببیند و بداند می‌گذرد. 20 سال برای آن‌کـــه شـعــر مـثــل یــک بـیـمــاری اگزوتیک که در موارد معدودی به صورت اسپورادیک دیده شده بود، اندمیک شود و بومی، زمان زیادی نیست؛ اما این اتفاق در ایلام افتاد. بیماری از مرکز استان شروع شد و بسرعت به سمت جنوب و جنوب شرقی (آبدانان و دهلران)‌ گسترش یافت و پس از ابتلای جمع زیادی از جوانان به شمال و شمال غربی (ایوان غرب و شیروان و چرداول)‌ کشیده شد تا موارد آن از تمام نقاط استان گزارش شود و ایلام بشود یکی از کانون‌های حاد بیماری.
کد خبر: ۲۶۶۸۰۴

عامل این بیماری که قبلا توسط 2 فاکتور کاملا متناقض و پارادوکسیکال حب شدید و بغض شدید ایجاد می‌شد، در این منطقه بغض شدید اعلام شد که پس از دوره کمونی هزار ساله با تورم حلق، سرخی زبان و ترشحات غلیظ واژگانی بروز می‌کرد.

پس از مدتی علائم فروکش کرد، میزان ابتلا کم شد و بیماری به شکل مزمن درآمد. بعدها سویه‌های دیگری از ویروس اصلی که غزل نامیده می‌شد و سابقه آن به حمله مغول در قرن 6 هجری برمی‌گشت، پیدا شد تا جایی که تمام سویه‌هایی که در جاهای دیگر گزارش شده بودند ــ از یوش در شمال تا دشتستان در جنوب ــ در اینجا هم دیده شدند و حالا منطقه پر است از مبتلایانی که به تناسب سویه علائم متفاوتی دارند. بعضی سردرد مزمن دارند و بعضی دل درد حاد. بعضی هم از ورم مفاصل و تورم لوزالمعده رنج می‌برند. خلاصه درد وجه مشترک همه گونه‌هاست که پس از ترشح واژه موقتاً [تسکین] می‌یابد و باز ...

ــ ‌یک نکته جدید: بیماری قبلا مخصوص آقایان بود بجز یک نمونه نادر به نام آفاق شوهانی! ولی بتازگی میزان مبتلایان خانم به شکل معناداری زیاد شده است.

ــ این حکایت غریب و نمادین شعر جوان و 20 ساله ایلام است. شعر دردآمیز و دردآلود و دردپروردی که پراکنده شده در طول تاریخ و عرض جغرافیای این خطه خونبار. تنوع و تکثر جریان‌ها و نحله‌های شعری همان است که در تهران و دیگر شهرها، ارتباط، آگاهی، اشراف و شعور، شیفتگی و شورمندی را کنترل کرده و احساسات در سایه عقلانیت و سواد ادبی رام و آرام و سر به راه شده است. کانون‌ها و انجمن‌ها هر کدام به اعتبار حضور یا حرمت نامی از شاعران نسل پیش پناه، راهنما و رهنمون گروهی جوان مشتاق و علاقه‌مند است، به جای آن چند درخت وحشی خودرو، نهالستانی در حال نشو و نماست: حالیا خون دل ماست در آیینه جام / تا چه نقش آورد این چرخ کبود ای ساقی.

نمونه‌هایی که امروز می‌خوانید کار شاعران جوان و تازه‌کار شهرستان ایوان‌غرب است، جمعی که به همت علی‌محمد محمدی شاعر چند سال است در کانون گرم نظم و نسقی ارگانیک و آکادمیک یافته‌اند. کارشان ممکن است ساده باشد حتی خام باشد و فرم و شکل درخوری نداشته باشد و تا به یکدستی و انسجام برسد وقت ببرد، اما طراوت جوانگی با آنهاست، گفته بودم نهالستان. از نهال نه انتظار سایه داشت باید و نه امید بر. نهال درخور تماشاست فقط. باغ تفرج است و بس به قول شیخ‌اجل و میوه نمی‌دهد به کس، باشد تا میوه بختشان بدمد.

دکتر بهروز یاسمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها