سوءتفاهم و مناقشات زن و شوهری

فانتزی خروس جنگی نه‌ آنچنان زن‌محور است که فیلم را فمینیستی بخوانیم و نه اثری است در فضای مطلق و هنری ژانر کمدی (با ایجاد موقعیت و به مساعدت دیالوگ و فیزیک حرکتی و چیزهای دیگر)‌ که صددرصد به این ژانر تعلق گیرد، هرچند باید اذعان کرد که فضای فیلم «اطیابی» کاملا مفرح و شاد از کار درآمده است.
کد خبر: ۲۶۶۶۳۳

دعواهای زن و شوهری اگر جزو مصادیق قرار گیرد برای ساخت یک کمدی فانتزی به تجربه نشان داده که کارگردانان ما در این عرصه قابلند.

با این حال با اثری طرفیم که می‌خواهد از کمدی موقعیت و از قابلیت‌های زن محوری در کارهای کمیک استفاده کند.

ضمن این که خروس جنگی حتی موقعی که به ورطه نصفه‌و‌نیمه زن محوری هم می‌افتد، شعارهای فمینیستی‌اش در لابه‌لای جیغ و داد خلق‌الله گم می‌شود و همان ایجاد کمدی موقعیت هم نیامده از دست می‌رود. یک دلیلش حضور بازیگرانی در فیلم است که پیش از این، تماشاگر بارها آنها را در همین لباس و تیپیکال دیده و همین دیالوگ‌ها را از زبانشان شنیده است و چون عمده آثار کمیک این بازیگران، تلویزیونی بوده است و بارها پخش شده؛ هنوز در خروس جنگی بازیگر حرفی نزده، ذهن تماشاگر با کارهای مشابه سینک می‌خورد و همه اینها در آن شلوغی و داد و قال گم می‌شود. بدیهی است که این فیلم سرشار از بداهه است و این حتی می‌‌تواند نقطه قوت کار هم باشد. در فیلم سوءتفاهم، اصل و اساس مناقشات است و البته موضوع مناسبی است، اگرچه تشدید آن تکراری است. این سوءتفاهم‌های زن و شوهری هر چند چارچوب‌های خلق کمدی موقعیت را می‌توانند بسازند؛ اما تعدد این سوءتفاهم‌ها و تصویری نشدن بعضی از آنها باعث می‌شود حتی فرصت‌های مناسب برای این شکوفایی از دست برود.

بامزه اینجاست که حضور احمد مخبرپور در کنار عطاران، یک بلیت برگشت و یکطرفه به سریال‌های این دو است و اصلا گویی قرار است که گلچینی از کارهای تلویزیونی آنها را ببینیم. حتی حضور مریلا زارعی با‌ آن تیپیکال جدی و مصمم هم نتوانسته توازن لازم را برای فیلم ایجاد کند.

در حقیقت سینمای کمیک و کمدی‌سازان ما با این که هر کدام به نحوی به سمت این داستان سوء‌تفاهمات زن و شوهری می‌روند؛ این توازن معلوم نیست چرا به وجود نمی‌آید؟ عطاران در مقام شوهر اصلی قرار نیست به عنوان کاراکتر ماجرا تعریف و توسط کارگردان پرداخت شود. مخبرپور در این راستا از عطاران هم جلوتر است، می‌ماند بقیه بازیگران که درباره مریلا زارعی اصلا سنخیتی با کل کار پیدا نمی‌کند، چراکه کفه ترازو بدجوری به سمت عطاران و مخبرپور میل می‌کند و شاید این برتری می‌توانست با وارد‌شدن یکی دو داستانک فرعی کمی تعدیل شود؛ روندی که البته به انجام نمی‌رسد و اینچنین تماشاگر به سردرگمی می‌رسد.

و در پایان این که خروس جنگی، فیلمی مفرح و شاد است. اگر دنبال انگاره‌های جامعه‌شناختی و رفتارشناختی از نوع فمینیستی و این حرف‌ها هستید، بهتر است در منزل بمانید و کتاب بخوانید.

فریبا نیک‌نژاد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها