لطفا به کسی برنخورد

حوزه هنرهای تجسمی مانند بسیاری دیگر از رشته‌های مرتبط با هنر معاصر در کشورمان دوران شکوفایی خود را سپری می‌کند.
کد خبر: ۲۶۶۲۴۴

جوانی است که باید پا به پا همراهش بود و البته همصدایش. این امر به بسیاری از علوم دیگر نیز برمی‌گردد. با آن‌که جوان هستند و باید از آنها سراغ خامی گرفت اما در بسیاری موارد پخته‌اند و جلودار. اما این روزها اوضاع کمی فرق کرده زیرا در بسیاری موارد هنر، فرهنگ و دانش جوان ایرانی با هنرمند و دانشمند جوانش شناخته نمی‌شود.

می‌خواهید به یک داستان واقعی گوش کنید؟ همین چند سال پیش بود که ماجرای فروش عکس‌های یک دانشجوی عکاسی توسط استاد عکاسی‌اش، البته به نام نامی آن استاد و کسب اعتبار مالی و غیر مالی برای آقای استاد در بسیاری از محافل هنری کلمه افسوس را به همراه آورد. استاد آثار شاگردش را به بهانه این‌که ضعیف هستند، رد کرده و چندی بعد آنها را به نام خود به فروش رسانده بود.

این را نگه دارید تا برسیم به این‌که اصلا در حوزه هنر و غیرهنر چقدر دانشجوی بینوا می‌توان یافت که برای گرفتن نمره‌ای و البته قبولی در ترمی دانشگاهی، مجبورند صفحات کتابی انگلیسی را برای آقا یا خانم استاد ترجمه کنند.

گویا ‌ این امر دیگر عادی شده است. هیچ کس به فکر نمره‌های ترجمه‌ای و ترجمه‌هایی که برای نمره صورت می‌گیرد، نیست. اصلا انگار این امر شده است باب دندان بسیاری از هموطنان گرامی‌امان. شغل ایجاد کرده‌اند. هر صفحه ترجمه کتاب برای نمره پایان ترم این مقدار تومان.

صفحات کتاب‌هایی که چندی بعدترش به نام آن استاد نامی! و تلاش او برای رونق هنر و فرهنگ و علم چاپ می‌شوند و البته در پایین ترین مکان جلد آن کتاب وزین نام آن استاد وزین‌تر را به عنوان تلاشی دیگر برای ارتقای هنر و فرهنگ و علم درج می‌کنند. حتی چندی بعدترش جلسه رونمایی می‌گذارند و آقا یا خانم استاد ! سخن می‌راند که برای ترجمه این کتاب و ایضا تالیفش چه دود چراغ‌ها که نخورده و شاید در دلش نیز بگوید که چند دانشجو را قبول نکرده است.

استادان گرامی، دانشجویان محترم لطفا به خودمان نگیریم. باز تکرار می‌کنم لطفا به کسی برنخورد،‌ روشن است که منظورم همه اساتید نیست اما باور کنید این تنها گوشه‌ای از واقعیت‌های نظام آموزش و رفتاری ماست که در حوزه فرهنگ و هنر رخنه کرده است و البته باید به آن به دیده تامل نگریست. اتفاق هر روزه‌ای است که می‌افتد. فقط برخی موارد چشمانمان را تنگ می‌کنیم تا از سوی دیگر برخی موانع را نبینیم. اصلا چه کسی می‌خواهد با این موج استفاده ابزاری از هنر و دانش و فرهنگ جوان ایرانی مقابله کند.

تمام این کلمات پشت هم چیده شد تا گفته شود این پدیده شوم! در رشته‌های مرتبط به هنر شاید کمی بیشتر نمود پیدا کند. اما دوباره برگردیم به حوزه فرهنگ و هنر. دو روز پیشتر برگزیدگان نهایی جشنواره هنرهای تجسمی جوانان در گرگان به کار خود پایان داد.

زنگ پایان را که زدند و کارهای خلق شده در این رقابت به نمایش در آمد هنوز انگشت تعجب بر دهان بسیاری از استادان داخلی و هنرمندان جوان خارجی ماند که همه این آثار در مدت 48 ساعت خلق شده‌اند. بسیاری از آثار به آثار بزرگان هنر کشورمان نزدیک بود و البته باز تنه به تنه بسیاری از آثار ایشان می‌زد.

این نیز یک واقعیت است که هنر جوان ایران قبل از هدایت به حمایت و قبل از این دو به نمایش نیاز دارد. باید به نمایش در آید این آثار تا دیگر هیچ مجالی برای از بین رفتن حق هنرمندی جوان ایرانی وجود نداشته باشد. شاید آن‌وقت در حوزه هنر بتوان امیدوار بود که هنر جوان به نام هنرمند جوان به نمایش درآمده است.

مهدی نورعلیشاهی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها