گزارشی از اجرای نمایش «تمام صبح‌های زمین»

همه چیز در خدمت تئاتر

اگر فجایع و جنایات بزرگ بر روح و روان هر انسان منصف و سالمی زخمی وارد و او را متاثر می کند، همان اتفاق بر جان و ذهن هر هنرمندی، تاثیری دوچندان و جراحتی عمیق‌تر می‌گذارد. رنج بشری، چه از سوی طبیعت بر او وارد شود و چه ناشی از ستم همنوع او باشد، در طول تاریخ دستمایه آفرینش آثار هنری و ادبی فراوانی قرار گرفته است. در این میان، ستم و جنایتی که بر یک قوم و ملت روا داشته میشود یا جمع و گروه بزرگی از مردم را دربرمی‌گیرد، بسیار هولناک‌تر است. نسل‌کشی صورت گرفته از سوی نازی‌ها در جنگ جهانی دوم، جنایات جنگی آمریکا در ویتنام، قتل‌عام مسلمانان بوسنیایی از سوی صرب‌های افراطی، کشتار در چچن اینگوش و بمباران مناطق مسکونی گروزنی توسط ارتش روسیه و ستمی که بر مردم تبت و منطقه سین کیانگ وارد می‌شود، از هولناک‌ترین جنایات علیه بشریت در یک سده گذشته به شمار می‌آیند. با وجود این باید بر ستم وارده بر ملتی تاکید کرد که نه در طول یک یا چند سال رخ داده است، بلکه عمری به درازای بیش از 6 دهه دارد. از سالی که دولت صهیونیستی در بخشی از فلسطین شکل گرفت و بعدها با دست‌اندازی به مناطق اطرافش وسعت یافت، چند میلیون فلسطینی آواره شده‌اند و صدها هزار تن از آنان آسیب دیده یا جان باخته‌اند. در ابتدای زمستان سال گذشته، صهیونیست‌ها از زمین، آسمان و دریا بار دیگر به مردم غزه هجوم بردند و جنایات آنان خشم آزاداندیشان جهان را برانگیخت. هنرمندان، اندیشمندان و نویسندگان زیادی مقابل این فاجعه موضع و با قلم و هنرشان در کنار مظلومان فلسطینی قرار گرفتند. در این میان طبیعی بود که واکنش ایرانیان گسترده‌تر و اصیل‌تر باشد. شاعران، داستان‌نویسان، سینماگران، هنرمندان حوزه تجسمی و البته تئاتر کشورمان در 6 ماه گذشته در قالب آثارشان به این جنایت واکنش نشان داده‌اند که از آخرین بازتاب‌های هنری این فاجعه باید به نمایش «تمام صبح‌های زمین» اشاره کرد که چندی است در تماشاخانه ایرانشهر در حال اجراست. تمام صبح‌های زمین به لحاظ متن، مضمون، اجرا و عناصر نمایشی سازنده آن، کاری متفاوت است که در گروه آثار مشابه خود، جلوه‌ای متفاوت دارد. نگاهی داریم به این نمایش در قالب گزارشی که در آن پای صحبت کارگردان، نویسنده و بازیگرانش نیز نشسته‌ایم.
کد خبر: ۲۶۵۸۵۹

نمایش تمام صبح‌های زمین، روایتگر 2 قصه موازی است. جمیله فرهت، دختری فلسطینی است که در فرانسه روزنامه‌نگاری خوانده و در اوج هجوم ارتش اسرائیل به غزه در ابتدای سال 2009 میلادی به وطن بازگشته تا پیکر پدربزرگ کشته ‌شده‌اش را تحویل بگیرد. او که شاهد صحنه‌هایی دردبار از رنج و مصیبت وارد شده بر مردم است، برای انجام مراحل اداری باز پس‌گیری جنازه پروفسور احمد فرهت که نویسنده‌ای مشهور بوده، بارها به مرکزی مراجعه می‌کند و با مسوول آنجا وارد گفتگویی چالش‌برانگیز می‌شود. در این نمایش تک بازیگر، تماشاگر شاهد شخصیت مقابل جمیله فرهت نیست و تنها صدایی را می‌شنود که به بهانه‌های گوناگون تحویل جنازه پدربزرگ را به تعویق می‌اندازد. از خلال گفتگوهای دختر فلسطینی با صدای مقابل است که ما در جریان زندگی او و ماجرای قتل پدر و مادرش در سال‌ها پیش به دست ماموران اسرائیلی قرار می‌گیریم؛ واقعیتی که حتی خود جمیله فرهت از آن اطلاع نداشته است. در کنار روایت و مرور زندگی شخصیت اصلی نمایش و وقایع معاصر غزه، رمانی چاپ نشده از پروفسور فرهت به دست نوه او می‌رسد که تماشاگر از خلال سطور آن با تاریخ پرفراز و نشیب فلسطین و توطئه شکل‌گیری رژیم صهیونیستی هم آشنا می‌شود. این بخش از نمایش با بهره‌گیری از حرکات موزون 28 بازیگر، موسیقی، نورپردازی، افکت و تصاویر ویدئویی روایت می‌شود.

تئاتر ترکیبی

در اولین برخورد با نمایش تمام صبح‌های زمین، آنچه بیش از هر چیز دیگر جلب نظر می‌کند، این است که نویسنده و کارگردان اثر کوشیده‌اند از افتادن به ورطه کلیشه‌ ها‌ پرهیز کرده و با بهره‌گیری از رسانه‌های گوناگون، تئاتری کامل را به روی صحنه بیاورند.

در قصه اصلی نمایش، دیالوگ‌های نوشته شده توسط ایوب آقاخانی به عنوان نویسنده متن است که درام را شکل می‌دهد و ماجرا را به پیش می‌برد. از میان پرسش و پاسخ‌های جمیله فرهت (با بازی آشا محرابی)‌ و صدای ناشناس (با بازی ایوب آقاخانی)‌ است که تماشاگر به آرامی وارد داستان می‌شود و با ‌آن درگیری ذهنی و عاطفی پیدا می‌کند. دیالوگ‌های این بخش از نمایش بسیار سنجیده و ظریف پشت سر هم می‌آیند، چون کلاف نخی در هم تنیده می‌شوند و سپس بتدریج و به آرامی باز می‌شوند و گره‌گشایی صورت می‌گیرد. این‌گونه است که تماشاگر با آگاهی یافتن از ماجرای زندگی جمیله فرهت، پا به پای نمایش پیش می‌رود و هر لحظه بیشتر از گذشته با آن درگیری احساسی پیدا می‌کند. بار اصلی روایت قصه دوم نمایش که همان بازگویی تاریخ فلسطین است، بر دوش رسانه‌هایی چون تصویر، فیلم، حرکات موزون، نور و موسیقی قرار دارد. نکته مهم اینجاست که در نمایش تمام صبح‌های زمین، این عناصر به کار سنجاق نشده و در حد تزیین و خوشامد تماشاگر به کار گرفته نمی‌شوند. در واقع این رسانه‌ها در خدمت هنر نمایش قرار می‌گیرند و کارکردی دراماتیک پیدا می‌کنند؛ چیزی که حسین مسافر آستانه، کارگردان نمایش از آن به عنوان تئاتر ترکیبی یاد می‌کند. وی در همین ارتباط توضیح می‌‌دهد: در این کار، عناصری چون دیالوگ، حرکت، نور، موسیقی به اضافه تصاویری که بر پرده انتهای صحنه می‌افتد، درام را شکل می‌دهد. از این رو نمایش تمام صبح‌های زمین را باید ترکیب و تلفیق چند رسانه دانست که در هماهنگی با هم قرار دارند.

عناصر سازنده این نمایش از آنجا که هیچ‌کدام ساز خود را نزده و در عوض یکدیگر را تکمیل می‌کنند، چون ارکستری می‌مانند که براساس نت‌های نوشته شده و هماهنگی کامل، اثری را اجرا می‌کنند. این موضوع را که با نویسنده نمایشنامه در میان می‌گذاریم، پاسخ می‌دهد: تمام رسانه‌های دیداری و شنیداری که در این اجرا به کار گرفته شده‌اند، با تمام جزییات در نمایشنامه پیش‌بینی شده بودند. برای مثال حتی در متن نوشته شده، زمینه بروز حرکات موزون را فراهم کرده بودم و برای همین است که به بخشی از بافت اجرا تبدیل شده و وظیفه روایت قصه را هم به دوش می‌کشد و جنبه تزیینی ندارد.

بازی‌های دشوار

تمام صبح‌های زمین را باید تجربه‌ای دشوار در عرصه بازیگری به شمار آورد؛‌ نمایشی با یک بازیگر روی صحنه و یک صدای بیرون از صحنه.

آشا محرابی، دختر اسماعیل محرابی که سال‌ها تجربه بازی روی صحنه و مقابل دوربین را دارد، در نقش جمیله فرهت، کاری دشوار را در این نمایش تجربه می‌کند. او جلوی صحنه و مقابل تماشاگران می‌ایستد و با مردی که تنها صدای او را می‌شنویم و شبیه بازجوها صحبت می‌کند، وارد گفتگویی دراماتیک می‌شود. بار اصلی ارتباط برقرار کردن تماشاگر با نمایش، بر همین گفتگو استوار است که در نهایت هم هر دو بازیگر پیروز از این میدان بیرون می‌آیند. آشا محرابی درباره ویژگی‌های بازی‌اش در نمایش تمام صبح‌های زمین می‌گوید: بازی در این نمایش که نقش مقابل من روی صحنه نیست و تنها صدایش شنیده می‌شود، کاری سخت است، چرا که باید به تماشاگر بقبولانم که من دارم این آدم را می‌بینم و حضورش را برای آنان باورپذیر کنم.

وی با اشاره به این که تاکنون سابقه نداشته در کاری روبه تماشاگر بایستد و مقابل تنها یک صدا بازی کند، می‌افزاید: در نمایش تمام صبح‌های زمین با توجه به این که تمام کنش‌ها و واکنش‌های من زیر ذره‌بین نگاه تماشاگر است، مثل آن می‌ماند که روی ریسمانی نازک باید راه بروم و تعادلم را از دست ندهم. از یک سو باید با تکیه بر ریزه‌کاری‌ها و جزییات بازی، فضای یک مجادله لفظی و رودررو را برای تماشاگر بازسازی کنم و از طرف دیگر اغراق در کارم راه پیدا نکند. در مقابل جمیله فرهت، مردی قرار دارد که در پایان می‌فهمیم یک مامور اطلاعاتی موساد است که به لباس فلسطینی‌ها در آمده. این شخصیت که تماشاگر او را نمی‌بیند، با صدای ایوب آقاخانی و البته واکنش‌های آشا محرابی، آنچنان مرموز و اسرارآمیز جلوه می‌کند که نمی‌توان نمونه مشابهی برای آن در دیگر آثار نمایشی یافت. آقاخانی با تجربه 15 ساله‌اش در نمایش‌های رادیویی و تنها به مدد صدایش به این شخصیت نادیدنی چنان تجسمی بخشیده است که در ذهن مخاطبان نمایش هستی فیزیکی پیدا می‌کند.

نمایش مستند

نمایش تمام صبح‌های زمین، در روایت تاریخی‌اش از فلسطین و ماجرای شکل‌گیری صهیونیسم، اطلاعات مهم و گسترده‌ای را در اختیار مخاطبانش قرار می‌دهد و از این رو می‌توان آن را نمایشی مستند دانست. حسین مسافر آستانه در واکنش به این تعبیر توضیح می‌دهد: اگرچه از این منظر می‌توان نمایش تمام صبح‌های زمین را اثری مستند دانست، اما تاکید می‌کنم قصه‌ای که تعریف و ترکیب نمایشی که بر صحنه اجرا می‌کنیم، به هیچ وجه مستند نیست. در واقع ما قصه‌ای را براساس مستندات تاریخی ساخته و پرداخته‌ایم.

ایوب آقاخانی هم درباره وجه اسنادی کار می‌گوید: در این نمایش 2 مساله را به طور جدی مورد توجه قرار دادم. اول آن که به عادت و سلیقه همیشگی خودم، در درام خط داستانی جدی وجود داشته باشد و دوم این که منظر من به عنوان درام‌نویس به چنین کاری، کاملا تحلیلی باشد.

نویسنده نمایش تمام صبح‌های زمین می‌افزاید: در واقع خواستم نمایش به جای تحریک احساسات مخاطب درخصوص این اتفاق، بیشتر در خدمت ارائه تحلیل از چند و چون وقوع این ماجراها و امتداد و ادامه آنها باشد.

وی توضیح می‌دهد: برای رسیدن به این موضع، دوره‌ای مطالعاتی را از سر گذراندم که شامل مطالعه تاریخ خاورمیانه، تفکر حاکم بر جریان صهیونیسم، سرگذشت یهودیان، ریشه‌های شکل‌گیری دولت اسرائیل و مقاومت فلسطینی‌ها و... بود.

مساله‌ای انسانی

با مرور بسیاری از آثار ماندگار تاریخ نمایش، اپرا و موسیقی دیده می‌شود که بسیاری از تولیدات هنری در واقع آثاری سفارشی بوده‌اند که در طول زمان جاودان مانده و بر قدر و قیمت آنها افزوده شده است. فصل مشترک تمام آثاری از این دست، مضمون آنها است که دغدغه یا مساله‌ای بشری را در قالب هنر، روایت و بازگو کرده‌اند.

در مورد تمام صبح‌های زمین هم، آنچه باعث می‌شود این نمایش به مدارج بالاتر از یک کار سفارشی صرف برسد، ابتدا مساله انسانی و جهانشمول آن است و سپس پرداخت هنرمندانه آن. وقتی دغدغه‌های پذیرفتن یک کار سفارشی را با ایوب آقاخانی مطرح می‌کنیم، او توضیح می‌دهد: بابت همین دغدغه‌ها بود که زمان پیشنهاد این کار، 5 روز فرصت خواستم تا درباره آن فکر کنم؛ البته اهمیت اصل فاجعه غزه محل تردید نبود، چراکه بعید است کسی هنرمند باشد و از دیدن کشتار آدم‌ها متاثر نشود. پرسشی که آن 5 روز ذهنم را به خود مشغول کرد این بود که آیا می‌توان از دل این سفارش موضوعی، کاری را دربیاورم که درگیر آفت‌های آثار مشابه نشود که پیش از آن دیده بودم. آقاخانی ادامه می‌دهد: این نمایش را باید معدلی بین خواسته‌های من از جهان درام‌نویسی و خواسته‌های سفارش‌دهنده دانست. در این کار که آن را تجربه‌ای منحصر به فرد برای خودم می‌دانم، من تکنسینی هستم که نمایشنامه‌ای را مبتنی بر تمام اصولی نوشته که به آنها اعتقاد دارد و همیشه به کار می‌بندد.حسین مسافر آستانه هم در این باره توضیح می‌دهد: در ایران از کار سفارشی، تعبیر بدی شده است. اگر ما با عناصر تئاتری به سراغ موضوع برویم و آن را تبدیل به اثر هنری ماندگار کنیم، سفارش تنها یک بهانه خواهد بود.

وی می‌افزاید: وقتی از طرف جشنواره عدالت و امید از ما خواسته شد طرحی نمایشی را پیشنهاد کنیم، با توجه به موضوع جشنواره ما خودمان تصمیم گرفتیم تا درباره غزه کار کنیم؛ چراکه فاجعه رخ داده در این منطقه، مساله‌ای جهانی و بشری بود و احساسات ما را هم برانگیخته بود.

مسافر آستانه در پایان تاکید می‌کند: بی‌عدالتی و ظلم مضمون نمایش تمام صبح‌های زمین است که در طول تاریخ، بارها دستمایه تولید تئاتر قرار گرفته است. از این رو پرداختن ما هم به این مضمون، چندان ربطی به سفارش داده شده نداشت و انتخاب خود ما بود.

مهدی یاورمنش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها