در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
امروزه در لیبرالترین کشورهای دنیا نیز اعتقاد و التزام به عفاف امری است مسلم و اختلاف در میان جوامع مختلف تنها بر سر حد و مرز این مساله است. به طور خاص در عالم هنر نیز به روشنی میتوان آثار این نگرش عمومی و جهانی را مشاهده نمود. سینما از ابتدای شکلگیری، همراه با نظارت ارگانهای مسوول بر حفظ عفاف و اخلاق بوده و هماکنون نیز این نظارت ادامه دارد. به طور مثال در هالیوود که بزرگترین و پرآوازهترین صنعت سینمایی دنیاست، همین امروز نیز شاهد اعمال سانسور یا درجهبندی فیلمها و تفکیک کاربردی سینماها برای نمایش آثار تولیدی هستیم. شبکههای تلویزیونی نیز از این قاعده مستثنی نیستند و به هر شکل ممکن این نظارت اخلاقی بر عملکرد آنها وجود دارد. این امر، عدم امکان انکار اعتقاد جهانی به عفاف را گوشزد میکند و نیز این مهم را که اختلاف نه در اصل مساله که در حدود و قیود آن است. در واقع انکار لزوم حفظ عفاف تنها میتواند به عنوان نگرشی که به دلیل مخالفت با خواست عموم امکان تحقق اجرایی ندارد فرض و مدنظر گرفته شود که این فرض نیز در جهان دموکراسیخواه و اکثریتمدار امروز ثمره چندانی در تدوین سیاستهای اخلاقی جوامع ندارد؛ مگر آنکه دموکراسی و مردمسالاری نه آرمان و هدف، که نقاب و فریب باشند و نمونه این تزویر شوم نیز در دنیا کم نیست.
اما حد و مرز حفظ عفاف در جامعه ما و در آنچه مدنظر ماست یعنی رسانه و فرهنگ، چگونه است یا چگونه باید باشد؟ قطعا تشریح این مساله نیز در حوصله این وجیزه نیست اما پرسش و پاسخ در خصوص برخی شبهات مطرح دراینباره چرا. یکی از مهمترین پرسشهای مطروحه در باب رعایت عفاف در رسانههای فرهنگی و هنری این است که میگویند چرا آثار بزرگترین شعرای ادب فارسی سانسور نمیشود، چرا ذکر برخی مسائل در کتب تخصصی علمی نظیر پزشکی و امثال آن عیب نیست، چرا صراحت بیان در خصوص مسائل ممنوعه، در منابع دینی مثل قرآن و احادیث خط قرمز نیست، اما همه اینها در داستان و رمان و فیلم عیب است و مذموم و مصداق بیعفتی و نقض عفاف؟ این سؤالی است که هنوز آنطور که باید و شاید از سوی دستاندرکاران مربوطه پاسخ داده نشده و در نتیجه همین کمتوجهی، پاسخ آن از پیش دانسته تلقی شده و این مساله از صورت پرسش به صورت استدلال تغییر شکل یافته است. سراغ مهمترین تئوریسین دین و رسانه در ایران میرویم. کسی که بزرگترین استادان هنر و فلسفه کشور بر منحصربهفرد بودن او در ارائه نظریههای ناب و نادر فرهنگی معترفند. کسی که اگر بود شاید امروز این خلا‡ گسترده مباحث تئوریک در باب دین و رسانه را در فضای فرهنگی کشور شاهد نبودیم. ایشان، سؤالمان را در کتاب «حلزونهای خانه به دوش» در قالب نقد مقالهای از نشریه «نشر دانش» سال 1368 اینچنین پاسخ گفته است:
هدف حمله نویسنده این مقاله (مقاله مطبوع در نشریه «نشر دانش)» به طور مشخص متوجه نظارتی است که بخصوص در مورد «حفظ عفاف» اعمال میگردد. او مدعی است که چنین نظارتی لازم نیست و برای اثبات مدعای خویش، دلایلی اقامه کرده است که آنها را در اینجا ذکر میکنیم و بعد در کمال اختصار به یکایک آنها پاسخ میدهیم. مینویسد: «میگویند این حک و اصلاحها به رعایت مصالح جامعه ضرورت دارد. ببینیم این دعوی تا چه حد موجه است. البته رمان بدان جهت گرایش دارد که خوانند را به زوایا و خفایا بکشاند و در خلوت چه بسا حوادثی روی دهد که آفتابی شدن آنها خالی از اشکال نباشد، اما این هست که خواننده نیز رمان را در خلوت ]![ میخواند. رمان کتابی نیست که در حضور جمع، آن هم هر جمعی خوانده شود. از این رو وصف برخی از صحنهها زیانی به مناسبات اخلاقی نمیرساند. وانگهی اگر این صحنهها در رمانی گنجانیده شده، لابد از آن گزیری نبوده است. همچنانکه، فیالمثل، در ابواب فقه و مباحث علم پزشکی از وصفها و حتی تصویرهای عریان و بیپرده چارهای نیست و کسی تاکنون به این عریانی و بیپردگی اشکال نکرده است.»1 و بعد میافزاید که اگر چنین صحنههایی بخواهد حذف شود از شاهکارهای ادب فارسی نیز باید قطعات نه چندان کمی حذف گردد، از جمله داستان «زن حجام» در «کلیله و دمنه» و غیره و بعد مینویسد: «حتی در تفاسیر قرآن، تفصیل داستان یوسف و زلیخا، با این تقشف، چه بسا مصون نماند.»! رمان با توصیف سروکار دارد، اما در هیچ یک از تمثیلهایی که نویسنده مقاله از کلیله و دمنه و مثنوی و یا گلستان سعدی ذکر میکند، و نه در ابواب فقه و مباحث پزشکی، شیوه بیان «توصیفی» نیست و این یکی از عمدهترین صفاتی است که رمان را از داستانها و تمثیلهای کهن متمایز میدارد و یکی از نکاتی هم که سبب گشته است تا رمان از چنین جاذبیتی برخوردار باشد همین است. توصیف سادهترین افعالی که در خلوت انجام میگیرد در رمان به صورتی آن همه جذاب درمیآید که حتی تصاویر قبیح نیز نمیتوانند جاذبیتی آن همه داشته باشند، چراکه یک تصویر محرک نمیتواند قوه خیالپردازی بیننده خویش را همان قدر تحریک کند که توصیف ادبی از عهده آن برمیآید. مفسدهای که در توصیف ادبی چنین صحنههایی نهفته است، چه در خلوت و چه در جلوت، بسیار زیاد است و اصلا اینکه رمان در خلوت خوانده شود یا در حضور جمع، تغییری در اصل مساله نمیدهد. این مفسدهانگیزی تا آنجاست که در توصیههای اخلاق دینی برای جلوگیری از اشاعه فحشا، فرد را حتی از ذکر آنچه به چشم دیده یا به گوش شنیده نیز نهی کردهاند. توصیف صحنههایی اینچنین، بلاشک از مصادیق بارز اشاعه فحشاست و در متون قدیمی یا سوره یوسف، گذشته از آنکه همواره کار به یک خیر اخلاقی ختم میگردد، نقل افعال و حرکات و اشیا نیز هرگز صورت توصیفی به خود نمیگیرد.»2
در ادامه این نقد و بررسی دلایل دیگر نگارنده مقاله هم مطرح و پاسخ داده می شود اما آنچه با بحث ما در رابطه با عفاف در رسانه، کلیدیتر بود همین بخش اول و نکته اساسی «بیان توصیفی» بود که به طور کامل نقل شد. بحث در اینجا رمان است اما ما از آن پاسخمان را در باب سینما و تلویزیون هم گرفتیم؛ چراکه این دو رسانه نیز در ویژگی «بیان توصیفی» با رمان همداستانند، اگرچه با مراتب متفاوت تأثیر. آنچه موجب میشود پرداختن به موضوعی خاص در شعر و حکایت و فقه و تفسیر و مباحث پزشکی تفاوت داشته باشد با پرداختن به همان موضوع در رمان و فیلم و سینما این خصیصه ماهوی است. طبعا شعر و حکایت هم میتواند توصیفی باشد و متضمن تأثیری نظیر رمان و فیلم اما قطعا شعر سعدی و مولوی و حکایات کلیله و دمنه اینگونه نیست. حتی در خود رمان و فیلم هم ممکن است جایی پرداختن به موضوعات خاص حالت توصیفی نداشته باشد که بر مبنای همین اصل، نمیبایست حذف و سانسوری در آن بخشها صورت بگیرد.
خلاصه اینکه عفاف در رسانه مثل همه دیگر موضوعات نیازمند شناخت هر دو جزء تشکیلدهنده موضوع است که در اینجا عبارت است از «عفاف» و «رسانه.» تخصص در تنها یکی از این دو کافی نیست برای اظهار نظر در باب این موضوع ترکیبی و ذواطراف.
آزاد جعفری
پانوشتها:
1. احمد سمیعی، رمان، دنیای خیال عصر ما، نشر دانش، سال دهم، 1، آذر و دی 1368
2. سیدمرتضی آوینی، حلزونهای خانه به دوش، تهران، نشر ساقی، 1386، صفحه 41 و 42
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: