در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
امروز قرار است طبق آنچه سنت برنامهها و مراسم اینگونه است، عزیزانی صاحب تریبون دوباره پشت میکروفن قرار بگیرند و در فضیلت قلم و رشد خیرهکننده آمار کتابخوانی و خرید کتاب در دوران مسوولیت خود سخن بگویند و تاکید کنند که قلم و نوشتن، چه چیزهای خوبی است و اگر این مقوله را از جامعه بگیریم، جامعه کن فیکون خواهد شد.
از این دست مراسم و سخنرانیها کم ندیدهایم و کم ندیدهاید. در نیت خیر برگزارکنندگان و اهمیت برگزاری چنین نشستهایی آن هم در شرایطی که همه چیز در کشور ما در لایهای غلیظ از سیاست زدگی گم شده است شکی نیست اما نباید در اینگونه دور هم جمع شدنها و نشستها و سخنرانیها و دست زدنها، هدف اصلی گم یا کمرنگ شود.
روز قلم قبل از هرچیز باید روز یادآوری نقش و اهمیت نیروهای انسانی جامعه باشد که قلمها را که به تعبیر امام انسان سازند به گردش در میآورند و حاصل تلاش و عرق ریزان روحی آنها در قالب فرآوردههای فرهنگی و بخصوص کتاب به دست من و شمای مخاطب میرسد.
قلم اگر دستی نباشد که آن را از قلمدان فراموشی و تنهایی بیرون آورد و آن را به دست گیرد و اندیشه و احساسش را بنویسد، شیئی مرده است و اگر تجلیلی از قلم است به خاطر همان دست و همان اندیشه است و به خاطر آنچه که مینویسد.
روز قلم بیش از هرچیز باید روزی باشد که در آن به یاد نویسندگان و صاحبان قلم باشیم و همه ما چه خوانندگان نوشتههای اهل قلم و چه مسوولانی که حقوق میگیرند تا شرایط را برای نوشتن راحت و بدون دغدغه نویسندگان فراهم کنند به یاد آوریم که در برابر اهل فرهنگ و اندیشه، وظایف خود را انجام دادهایم.
بیشک نویسندگان در برابر جامعه مسوولاند. آنها باید بهترین و با کیفیتترین تولیدات قلمی را بیافرینند و به جامعه خود تقدیم کنند؛ نوشتههایی با بهترین و بیشترین کیفیت و بالاترین بهره برای عموم جامعه؛ اکثریت قاطعی از اهل قلم ما اینگونهاند و در برابر آن چه مینویسند، احساس مسوولیت میکنند و اگر در این کاروان یکی دو همسفر میلنگند قابل گذشت است.
از سوی دیگر ، جامعه و مسوولان هم در برابر اهل قلم مسوولند و روز قلم روز یادآوری این مسوولیت عمومی و مهم است.
جامعه نیز باید آثار اهل قلم را بخواند چرا که این آثار جزو سرمایههایی است که برای آحاد مردم کشور تولید شده و اگر جامعه نسبت به این سرمایه ملی بیاعتنا باشد همه ما دچار ضرر خواهیم شد. فرهنگ و اندیشه در انحصار و مخصوص گروهی خاص از جامعه نیست و نخواهد بود؛ حتی در مرزهای جغرافیایی نیز نمیگنجد.
نویسنده ایرانی مانند هر نویسندهای در هر کجای جهان به خانواده فرهنگ و اندیشه جهانی و بشری متعلق است و البته بیش از همه متعلق به خانواده فرهنگ و تمدن فارسی و ایرانی. هر فارسی زبانی که خود را از این سرمایه محروم کند، در حقیقت خود را از سرمایهای بینصیب خواهد کرد و خود دچار زیان خواهد شد.
آرش شفاعی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: