خانه‌دوست

هر روز از این کوچه می‌گذری

متین 17 ساله: این خاطره برمی‌گردد به سال‌ها پیش، درست زمانی که در عنفوان کودکی به سر می‌بردم. یادم می‌آید آمادگی که می‌رفتم پدرم یک کیف بزرگ که چرخ‌های فلزی داشت برایم خرید. یک روز خواهرم که 5 سال از من بزرگتر است وقتی از مدرسه به خانه آمد شروع کرد به غر زدن و گله کردن از دوست صمیمی‌اش. البته فقط همان لحظه از دستش دلگیر شده بود و برای مادرم از اذیت‌های او می‌گفت. من یک گوشه ساکت نشسته بودم و برنامه کودک نگاه می‌کردم و در ظاهر حواسم به کار خودم بود. چند روز بعد مادرم آمد مهدکودک دنبالم و باز هم به دنبال خواهرم رفتیم. بر حسب اتفاق همان دوست خواهرم که حالا با هم آشتی کرده بودند نیز آنجا بود. او با دیدن من، نزدیک آمد و گفت: به به متین جون خوبی؟ من هم نه گذاشتم و نه برداشتم با کیفم آن چنان کوبیدم توی صورتش که نزدیک بود خودم روی زمین بیفتم. صورت آن بنده‌خدا هم به قدری سرخ و کبود شده بود که طفلک خواهرم تا چند روز بعدش خجالت می‌کشید به مدرسه برود.
کد خبر: ۲۶۴۸۵۲

مارمولک: حرمت از نگاه تو می‌بارد/ و سرنگونی افکار آنان تمام رویای توست/ هر روز از این کوچه می‌گذری/ برایم دست تکان می‌دهی/ و من عروجت را به چشم می‌بینم/ حرمت از نگاه تو می‌بارد/ وقتی ریشه می‌زنی... و انتظار جوانه زدن/ پیرت می‌کند/ من و تو از کنار هم نمی‌گذریم، مگر برای دست تکان دادن/ حتی بدون دست.../ تو ریشه می‌زنی و با هیچ انفجاری آتش نمی‌گیری/ آنگاه که حرمت از نگاه تو می‌بارد... .

اشکان امامی از اندیمشک: چه جوری با کافه آشنا شدم؟ از 2 سال پیش هر روز پدرم روزنامه جام‌جم می‌خرید و من یه‌بار شترگاوپلنگ رو خوندم و دیدم همسن و سال‌های خودم دارند از داستان عشق‌شون و زندگیشون می‌گن و من هم که حساس، از همون موقع شروع کردم به آرشیو کردن نسل سوم تا این که تابستون یک سال پیش همین جوری صفحه مقابل رو خوندم و دیدم واقعا بعد از خوندن اون ناراحتی‌ها خوندن کافه واجب است. اولین‌بار که برایت ایمیل زدم باورم نمی‌شد چاپ بشه کلی قسم‌ات دادم ولی بعد از چاپ شدن علاقه من به شما صد چندان شد.

فائزه از رشت: می‌شه اینجا در مورد کتاب‌های جالبی که خوانده‌ایم نظر بدهیم؟ یعنی یک جورهایی آنها را معرفی کنیم و شاید یک چیزکی هم درباره‌اش بنویسیم؟ بهتر از هیچی نیست؟ (کافه: چرا نشود خواهر من؟ اصلا چی از این بهتر؟ دست شما درد نکند. بفرستید بیاید مطالب مربوط به کتاب‌ها را که خود ما هم یک جورهایی فیض ببریم. چرا به فکر خودمان نرسیده بود؟ بله؟ رسیده بود؟ نرسیده بود؟ ببخشید ما تا اطلاع ثانوی هنگ تشریف داریم.)

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها