جام‌جم گزارش می‌کند

وضعیت اسفبار زائران‌ایرانی

«مادرم جلوی چشمماز شدت گرما لب مرز ایران و عراق جان داد درحالی که پزشکی در کاروان نبود تا به دادش برسد، حدود نیم ساعت قبلش به سرباز عراقی لب مرز گفتم: مادرم بدحاله، باید بمیره تا شماها کارش رو زودتر راه بیندازید؟ گفت : آره! برو وقتی مرد بیا» ! آنچه خواندید شرح حال گروهی از اسرای ایرانی در زمان جنگ تحمیلی نیست، بلکه وصف بدترین لحظه‌های زندگی یکی از هموطنانمان است که حدود دو سه ماه پیش تصمیم گرفت مادر سالمندش را با یکی از کاروان‌های زیارتی مجوزدار برای زیارت به عتبات عالیات ببرد و هرچند پیشتر گفته بود مادرش قادر به سفر زمینی نیست، اما در پی لغو پرواز ناچار شد او را از راه زمینی به ایران بازگرداند و پیرزن در میانه راه به دلیل نبود امکانات در عراق جانش را از دست داد.
کد خبر: ۲۶۴۶۵۸

بر ایرانیان چه گذشت؟

با علی شقاقی از طریق پیامی‌کوتاه آشنا شدیم که او آن را در تماس با ستون حق با شماست روزنامه، مطرح کرده بود. او بعدتر شرح کاملی از سرگردانی خود و مادرش را داد که گفته‌هایش نشان می‌دهد حال و روز زائران ایرانی در عراق حتی اگر با کاروان‌های مجوزدار و زیر نظر سازمان حج و زیارت سفر کرده باشند، اسفبار است.

اسکان، تقریبا زندان ابوغریب

علی، مادرش و دیگر زائران کاروان ......، [نام کارواندر دفتر روزنامه محفوظ است] در بغداد در طبقه سوم هتلی نمور با اتاق‌هایی کوچک، بی‌پنجره که احتمالا‌ بی‌شباهت به زندان ابوغریب نیست ساکن شدند که هریک با قطعی برق‌ مداوم تبدیل به سلول انفرادی تاریک و گرم می‌شد، دستشویی و حمام در این اتاق‌ها یکی بود، اتاق‌ها در حدی کوچک بودند که زائران حتی برای نماز خواندن در آنها مشکل داشتند. هتل آسانسور نداشت و آنها هربار مجبور بودند برای رفت و آمد پله‌های مارپیچ و طولانی 3 طبقه هتل را بالا و پایین بروند، در کاروان پزشکی وجود نداشت و حتی زمانی که شقاقی با وخیم شدن وضع سلامت مادرش به یکی از مراکز هلال احمر مراجعه کرد، پزشک ایرانی حاضر نشد تا هتل بیاید و گفت شقاقی باید بیمار را تا محل استقرار کانتینر هلال احمر بیاورد در حالی که پیرزن به خاطر وضع وخیم جسمانی‌اش قادر به راه رفتن نبود.

سفر با اتوبوس دقیانوس

شرایط نامناسب اسکان در عراق، وضع سلامت مادر این زائر را بدتر کرد. سفر 8 روزه به این کشور در حالی تمام شد که مسوولان کاروان اعلام کردند پروازهای عراق به ایران لغو شده است. در آن زمان بسیاری از زائران هنوز خبر نداشتند که لغو پروازهای ایران عراق به دلیل عهدشکنی طرف عراقی و با هدف افزایش دادن قیمت بلیت هواپیما صورت می‌گیرد.

شقاقی توضیح می‌دهد: «به آنها گفته بودم که مادرم به دلیل بیماری قادر نیست با اتوبوس سفر کند، اما چاره‌ای نبود. راننده تمایلی نداشت ما را به مرز ببرد و سرانجام زمانی حاضر شد این مسوولیت را بپذیرد که گرمای روز آغاز شده بود. به نظر می‌آمد او از سر لجبازی کند رانندگی می‌کند. اتوبوسی که در آن بودیم بشدت کهنه بود.»

شقاقی و دیگر زائران احتمالا با یکی از 600‌دستگاه اتوبوسی به سمت مرز حمل شده‌اند که آنها را صرفا به حمل و نقل زائران ایرانی اختصاص داده‌اند و مهدی شکرآرا، نماینده حج و زیارت در عراق درباره‌شان می‌گوید: «عمر متوسط این اتوبوس‌ها حدود 10 سال است.»

احتمالا همین عمر متوسط 10 ساله باعث شد، کولر اتوبوس حامل زائران در گرمای حدود 48‌درجه بیابان‌های عراق بادی گرم داشته باشد که حال و روز سرنشینان را بدتر کرده است.

پریشانی در مرز

زائران وقتی به مرز رسیدند که پیش از آنها حدود 50 اتوبوس در نوبت رد شدن از مرز توقف کرده بودند. در این وضعیت مادر شقاقی به خاطر گرمای هوا بار دیگر بدحال شد. شقاقی تلاش کرد تا سرباز عراقی لب مرز را راضی کند که کار آنها را سریع‌تر راه بیندازد، اما او برخوردی تند داشت و سرانجام وقتی قبول کرد در ازای 25 هزار تومان سریع‌تر به کار آنها رسیدگی کند که پیرزن جانش را از دست داد.

کاروان....، شقاقی و جسد مادرش را تنها گذاشت و به راهش ادامه داد. او می‌گوید: «جسد مادرم را گذاشتیم پشت یک ماشین نظامی‌و او را به درمانگاهی در روستایی دور افتاده بردیم، چون هنوز مطمئن نبودم فوت کرده است یا شاید هنوز به بازگشتش امیدوار بودم.»

حتی اگر مادر شقاقی زنده بود هم احتمالا در ساختمان متروک روستایی که در نزدیکی مرز قرار داشت و نام درمانگاه روی آن گذاشته بودند، فوت کرده بود چرا که در آن درمانگاه پزشک و وسیله ای برای احیا وجود نداشت. شقاقی حتی جسد مادرش را از عراقی‌ها به سختی تحویل گرفت و اگر همزبانی پیدا نمی‌کرد که شرایطش را برای عراقی‌ها توضیح دهد، احتمالا باید بدون جسد مادر به ایران باز‌می‌گشت.

از آسمان و زمین عراق مشکل می‌بارد

آنچه از سرگذشت غم انگیزشقاقی و مادرش در عراق خواندید فقط بخشی از شرایط نامناسب زائران ایرانی در عراق است و در آن از تعداد کم ماموران امنیتی نسبت به شمار زائران، نا امنی مسیرهای رفت و آمد، نبود غذاخوری و وسایل حمل و نقل مناسب و محل اسکان، کمبود آب شرب، آلودگی محیط، شیوع انواع بیماری‌ها و نبود امکانات بهداشتی و بخصوص دارو، کمتر گفته شده است در حالی که بیشتر زائران ایرانی، چه کسانی که با کاروان می‌روند و چه کسانی که انفرادی سفر می‌کنند، آنها را تجربه می‌کنند.

روزی 2 میلیون دلار سود، از ایران به عراق

پژوهش‌های میدانی و پرسش از زائران نشان می‌دهد هر زائر ایرانی در هر سفر به طور متوسط یک میلیون تومان جنس بنجل را از بازارهای عراق خریداری می‌کند، اما مصطفی خاکسار قهرودی رئیس سازمان حج و زیارت در گفتگو با «جام‌جم»، میزان سودآوری ایرانیان را برای کشور عراق به طور متوسط کمتر از این مقدار تخمین می‌زند و می‌گوید: هر زائر ایرانی حدود 500 دلار برای عراق سودآوری دارد.

به گفته خاکسار قهرودی، ایران روزانه بیش از 3000 زائر به عراق می‌فرستد که این رقم بدون احتساب زائران غیرمجاز و انفرادی است. قهرودی معتقد است: تعداد زائران سازمان نیافته نیز در ایام خاص با شمار زائران مجاز برابر می‌شود.

از این اظهارات می‌توان نتیجه گرفت که اگر شمار متوسط زائران ایرانی را در روزهای عادی حدود 4000 نفر (با احتساب زائران مجاز و غیرمجاز) در نظر بگیریم که هر یک برای عراق 500 دلار سودآوری داشته باشند، ایران روزانه حدود 2 میلیون دلار برای این کشور سودآوری دارد که این رقم در ایام خاص، با در نظر گرفتن نزدیک به 6000 زائر ایرانی در این کشور به 3 میلیون دلار در روز می‌رسد!

هر زائر ایرانی یعنی 7 بشکه نفت

عراق این روزها هر بشکه نفتش را با قیمت تقریبا 70 دلار روانه بازار می‌کند در حالی که سودآوری هر زائر ایرانی برای این کشور بیش از 7 برابر هر بشکه نفت (500 دلار) است، اما به رغم سودآوری بالای زائران ایرانی، امکاناتی که در اختیار آنها قرار می‌گیرد در حدی بسیار پایین است.

یک چرای بزرگ و بی‌جواب!

رئیس سازمان حج و زیارت در پاسخ به این که عمده‌ترین مشکل زائران ایرانی در عراق چیست، می‌گوید: عمد‌‌ترین مشکل؟! همه چیز برای زائران ایرانی در عراق مشکل است که بخش عمده‌ای از این مشکلات به نبود امکانات زیربنایی، نداشتن ثبات سیاسی و نبود دولتی مستقل در این کشور مربوط می‌شود.

نمی‌توان تقصیر نبود امکانات را برای پذیرایی از زائران ایرانی به گردن مسوولان عراقی انداخت، چراکه سال‌ها تحمل حکومتی دیکتاتوری و جنگ، همنشینی با فقر و کمبود امکانات اولیه زندگی را برای عراقی‌ها رقم زده است و عجیب نیست اگر این کمبودها، عراقی‌ها را در پذیرایی شایسته از زائران ورودی به کشورشان با مشکل مواجه کند اما نکته اینجاست که چرا کشورمان هنوز به اعزام روزانه حدود 3000 زائر به این کشور ادامه می‌دهد.

از ناامنی نمی‌توان گذشت

از سوی دیگر، با آن که سازمان حج و زیارت با بیان این که زائران شهید در انفجارهای خونین زیر نظر این سازمان اعزام نشده‌اند، از قبول مسوولیت شانه خالی کرد، اما شمار عملیات انتحاری موفق و ناموفق در عراق طی ماه‌های اخیر و بویژه فاجعه مرگ بیش از 150 نفر از هموطنانمان در دیاله و کاظمین در اردیبهشت امسال نشان می‌دهد ضریب امنیت زائران ایرانی در عراق بسیار پایین است.

هرچند زائران ایرانی آنقدر صبور هستند که می‌توانند مشکلاتی مثل نبود امکانات بهداشتی و شرایط نامناسب نقل و انتقال و اسکان را تحمل کنند، اما نبود امنیت مساله‌ای نیست که به سادگی بتوان نادیده‌اش گرفت یا با آن مثل نبود دیگر امکانات مدارا کرد.

یک پیشنهاد؛ اعزام زائر را متوقف کنید

رئیس سازمان حج و زیارت پیشتر در گفتگو با «جام‌جم» در پاسخ به این پرسش که چرا اعزام زائر از طرف سازمان حج و زیارت متوقف نمی‌شود می‌گوید، حتی اگر ما اعزام زائر به عراق را به شکل قانونی متوقف کنیم، آنها به شکل سازمان‌نیافته برای سفر و زیارت اقدام می‌کنند.

این اظهارنظر خاکسار قهرودی در حالی صورت می‌گیرد که سال‌ها پیش وقتی مرز ایران  عراق بسته بود، شمار زائران ایرانی ورودی به این کشور تقریبا صفر بود و کسی برای زیارت قانون‌شکنی نمی‌کرد و جانش را به خطر نمی‌انداخت و به همین دلیل بیراه نیست اگر بار دیگر و با توجه به شرایط ناخوشایند زائران ایرانی در عراق، پیشنهاد بستن مرزهای میان دو‌کشور را دستکم تا زمانی که عراق به ثبات سیاسی برسد، مطرح کنیم.

مریم یوشی‌زاده

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها