گفتگو با سرور پاک‌نشان پیشکسوت عرصه گویندگی

صداقت؛ نوعی احترام به مخاطب است

متولد بیست و دوم اردیبهشت‌ماه 1323، بزرگ‌شده تـهــران و دارای مــدرک تـحـصـیـلـی کـارشـنـاسـی حسابداری. به خاطر علاقه و تشویق خانواده به درست صحبت کردن، توجه به فن بیان از همان بچگی برایش جالب شد. کارش را به طور رسمی در رادیو گرگان آغاز کرد و بعد از انتقال کاری همسرش به تهران، کارش را در تهران ادامه داد. در آزمون گویندگی که در سال 47 بین 100 نفر داوطلب و علاقه‌مند به این حرفه برگزار شد توانست برای گویندگی در رادیو ایران انتخاب شود. با خانم سرور پاک‌نشان پیشکسوت عرصه گویندگی گفتگوی صمیمانه‌ای انجام داده‌ایم که می‌خوانید.
کد خبر: ۲۶۴۳۴۶

از حرفه پر رمز و راز گویندگی برایمان بگویید؟

یکی از مشاغلی که اخیرا مورد توجه جوانان قرار گرفته است گویندگی است. گویندگی به ظاهر ساده است ولی در باطن مهارت‌های خاص خود را می‌طلبد که بعضی ذاتی و بعضی اکتسابی است.

ذاتی آن؛ یک فرد بایستی علاقه داشته باشد، بداند که گویندگی کار ساده‌ای نیست و دقت و توجه می‌خواهد.

اکتسابی؛ یک فرد با گذراندن آموزش‌ها و مطالعه می‌تواند مهارت خود را در این حرفه افزایش دهد که متاسفانه به این نکات توجه زیادی نمی‌شود و همین مساله باعث شده که ما در سال‌های اخیر شاهد حضور برخی از کسانی در این حرفه باشیم که فکر می‌کنند گوینده هستند، در صورتی که این طور نیست و این به نحوه انتخاب گوینده برمی‌گردد.

مگر نحوه انتخاب گوینده باید چطور باشد؟

در انتخاب یک گوینده، عوامل مختلفی دخیل است؛ داشتن صدا و بیان خوب، دانش و آگاهی و سواد کافی و بعد علاقه و عشق به گویندگی، وجود علاقه ذاتی و وافر باعث پیشرفت در کار می‌شود، صرف‌نظر از توجه به مسائل مادی کار!

چه زمانی همکاری خود را با رادیو شروع کردید؟

من در زمان‌های مختلف با رادیو همکاری کردم. هنوز دیپلم نگرفته بودم، زمانی که 17 ساله بودم با برنامه «اخبار هفته روزنامه اطلاعات» در تلویزیون همکاری داشتم و گوینده اخبار همین برنامه بودم که در تنها فرستنده تلویزیونی آن زمان پخش می‌شد، چون مسوولان آن وقت رادیو تشخیص دادند صدایم برای پخش خبر مناسب است، مرا دعوت به کار کردند و قرار شد کارم را در رشته گویندگی خبر آغاز کنم. همزمان با این مساله ازدواج کردم، ولی همسرم مخالف کار کردن من بود. بعد که به شهرستان گرگان رفتیم و زندگی را شروع کردم، به رادیو گرگان رفتم و 2 سال همکاری داشتم. همزمان با انتقال همسرم به تهران، من هم کارم را رها کردم. حدود 2 سال کار نکردم. در این فاصله به فکر ادامه تحصیل افتادم و وارد «مدرسه عالی دختران» که در حال حاضر به اسم دانشگاه الزهرا معروف است شدم و رشته حسابداری خواندم.

از عشق و علاقه به کار بگویید.

با وجود این که در تهران ساکن بودم و کارم را در رادیو گرگان رها کرده بودم اما با هماهنگی مسوولان رادیو هر وقت که برای دیدار خانواده و اقوام به گرگان می‌رفتم برای بخش‌های ادبی رادیو گرگان هم برنامه‌هایی را ضبط می‌کردم.

چه صحبتی با صداهای جوان و گویندگان جدید دارید؟

با توجه به سوابق کاری طی این مسیر نسبتا طولانی تا امروز، تجاربی را کسب کرده‌ام که فکر کنم برای جوانان علاقه‌مند به گویندگی مفید باشد. اول این که کار را جدی بگیرند. مطالب برنامه را با دقت مطالعه کنند، به گونه‌ای که خودشان اشراف کامل به مطلب و موضوع داشته باشند. لحنی به خود بگیرند که شنونده آنها را دوست خود بداند نه این که گوینده را در مقابل خود و کسی که احساس برتری بر او دارد، حس کند.

با توجه به رشته تحصیلی‌تان چرا در رادیو ماندید و حرفه گویندگی را ادامه دادید؟

درست حرف زدن برای من همیشه مهم بوده چون پدرم این صفت را به ما آموخته بود که خوب صحبت کنیم و من همیشه درصدد یادگیری کلام تازه، معانی لغات و درست صحبت کردن بودم. گویندگی بهترین جاست برای این که من به خواسته‌ام برسم. حالا چقدر موفق بوده‌ام، قضاوت با شنوندگان رادیو است.

نظرتان در مورد گوینده‌های جوان و توانایی آنها چیست؟

یکی از نکاتی که مسوولان رادیو و کسانی که انتخاب گویندگان جدید را برعهده دارند، باید مد نظر قرار دهند این است که تمام معیارهای انتخاب را به کار ببرند و تا کسی واجد شرایط نباشد او را دعوت به همکاری نکنند. گویندگی یادگرفتنی است اما باید فرد شرایط اولیه را داشته باشد؛ شرایطی همچون نداشتن لهجه، اجرای سالم و کامل حروف، اضطراب نداشتن در بیان، جویده جویده صحبت نکردن و مسائلی از این قبیل.

فکر می‌کنید گوینده‌های جوان باید چه کنند تا صدایشان پخته شود؟

گوینده‌های جوان برای مدتی مقطعی در استودیو حضور پیدا کنند و صداهای گوینده‌های موفق و خوب را، طرز اجرا و توانایی‌ها و تاکیدها روی کلام را بشنوند تا از تجارب آنها برای اجرای خودشان الگو بگیرند. حتی با آنها بحث و صحبت کنند. البته منظور از الگو تقلید از آنها نیست، بلکه یادگیری بیان صحیح و به دور از حالت‌های تصنعی است.

تا حالا شده تپق زده باشید؟

بله.

چه کار می‌کنید، سردرد می‌گیرید؟

چون با شنونده روراست و صمیمی هستم خیلی راحت عذرخواهی می‌کنم و جمله و کلمه صحیح را تکرار می‌کنم. چون ما هم مثل همه هستیم، اشتباه برایمان پیش می‌آید. مهم این است که اشتباه خود را بپذیریم و تصحیح کنیم. این احترام به شنونده است.

عامل موفقیت خود را در چه می‌دانید؟

لطف شماست که مرا موفق می‌دانید ولی لازم است این را خدمتتان بگویم که در لابه‌لای صحبت‌های قبلی اشـاره کـردم. من همیشه درصدد یادگیری هستم. برنامه‌هایی را که به صورت تولیدی داشتم گوش می‌کردم و گوش می‌کنم و خودم همیشه پی به نکاتی می‌برم که اگر به آنها توجه بیشتری می‌کردم شاید نتیجه کار بهتر می‌شد و این را همیشه در نظر دارم. همیشه آنچه را که نمی‌دانم می‌پرسم، با فرهنگ لغت ارتباطی صمیمانه دارم و تا جایی که می‌توانم صحیح صحبت می‌کنم. هر چند که می‌دانم هیچ‌کس از جمله خود من به دور از لغزش و خطا نیست.

قشنگ‌ترین برنامه‌ای که اجرا کرده‌اید؟

برنامه «فرهنگ مردم» که با مرحوم انجوی شیرازی کار می‌‌کردم. لازم است اشاره کنم ایشان مانند یک پدر و استاد برای من بودند و مدیون ایشان هستم.

«زن و زندگی»، «کاروانی از شعر و موسیقی» و در این اواخر «گل‌های تازه» با آقای ابتهاج (ه.ا.سایه) که من گویندگی اشعار را برعهده داشتم. «علم و زندگی» که 16 سال آن را اجرا کردم که به خاطر ارتباط نزدیک و صمیمانه با شنونده یکی از موفق‌ترین و پرشنونده‌ترین برنامه‌های رادیو ایران بوده است.

در حال حاضر چه برنامه‌هایی را دارید؟

فقط «مجله فرهنگی شبستانه» به صورت یک هفته در میان کاری از گروه فرهنگ رادیو ایران.

در اجراهای شبانه خسته نمی‌شوید؟

چون کارم را دوست دارم، ساعت اجرا برایم مهم نیست اما نوع برنامه برایم مهم است. برنامه شبستانه هر شب به یک موضوع می‌پردازد و همین باعث تنوع برنامه است.

از لحن و اجرا در برنامه شبستانه بگویید.

لحن اجرا متناسب با موضوع برنامه متفاوت است و این مهم یکی از نکاتی است که گوینده بایستی به آن توجه داشته باشد.

در این مسیر گویندگی تا حالا شده از کسی دلگیر شده باشید؟

من در خودم توان اجرای برنامه‌های بیشتری را می‌بینم. ای کاش می‌شد مسوولان هم به این نکته توجه می‌کردند و با عنایت به تجربه و سوابق و توانایی‌های کاری من، ‌اجرای برنامه‌های بیشتری را به من محول می‌کردند.

خاطره‌ای از دوران کاری خود تعریف کنید.

یک روز که برنامه زنده خانواده را اجرا می‌کردم، همراه با همکارم پرویز بهادر، ضمن این که صفحه‌ای را که داشتم می‌خواندم به شماره صفحه نگاه کردم دیدم صفحات متن قاطی شده بود، برای همین با کمال خونسردی گفتم: دوستان عزیز ببخشید صفحات برنامه روی میز بوده که اشتباها به‌هم ریخته است. من از تهیه‌کننده خواهش می‌کنم کمی موسیقی پخش کنند تا من ادامه مطالب را پیدا کنم و به عرض شما برسانم. همین کار را هم کردم. حفظ آرامش و خونسردی برای مقابله با اشتباهاتی که احیانا پیش بیاید برای گوینده برنامه زنده ضرورت دارد.

و حرف آخر...

شرط موفقیت در زندگی و کار تفکر، تفکر صحیح و منطقی بودن و عدم خودبینی است.

زهره زمانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها