جای خالی مسوولان

حتی همین حالا هم که برایتان می‌نویسم، زنگ خوردن تلفن سرویس اجتماعی ادامه دارد، حتی همین حالا هم شما زنگ می‌زنید و سراغ مهناز را همان قربانی اسیدپاشی که چهارشنبه از زندگی‌اش نوشتیم می‌گیرید.
کد خبر: ۲۶۴۰۶۰

بعضی از شما شماره تماسش را می‌خواهید تا با او همدردی کنید، بعضی‌هاتان شماره حسابش را می‌خواهید. دیروز مهناز می‌گفت حدود 15 10 نفرتان زنگ زده‌اید و خواسته‌اید به او کولر هدیه دهید.

می‌گفت حتی همان روز، زوج جوانی نشانی‌اش را خواسته‌اند و حوالی عصر برای مرضیه و فاطمه، کفش اسکیت، دوچرخه، شال و لباس خریده‌اند. می‌گفت همه شما دلتان می‌خواسته است رویاهای او و بچه‌هایش را برآورده کنید. می‌گفت حتی همین که تماس گرفته‌اید و با او همدردی کرده‌اید، برایش یک دنیا عزیز است.

می‌گفت کوچک‌تر از آن است که بخواهد از محبت‌تان سپاسگزاری درخور کند؛ اما از من خواست برایتان بنویسم، پس برای شما می‌نویسم که این همه غیرتمند و نازک‌دل و رئوفید و دست مریزاد می‌گویم به شما دل شیشه‌ای‌تان از بار غم غریبه‌ای که حتی نمی‌شناسیدش و وجه مشترکش با شما فقط هم‌کیشی و هم‌میهنی است، سنگین شده است.

آنقدر مهربان که برایش اشک ریخته‌اید و در دردش شریک شده‌اید و... مهناز و فاطمه و مرضیه، حالا با همه شما خویشاوندند، مهناز و فاطمه و مرضیه حالا صدها برادر و خواهر دارند؛ آن هم در شهرهایی که من تا پیش از نوشتن گزارش و تماس‌هایتان حتی اسم‌شان را نشنیده بودم. مهناز و فاطمه و مرضیه دوست دارند بدانید که آنها تا ابد مدیون خوبی‌هایتان هستند.

تا اینجای یادداشتمان فقط برای شماست؛ اما از اینجا به بعد روی سخنمان با مسوولان است. شاید به یک رویا شبیه باشد؛ اما باور کنید سال‌ها پیش وقتی در گزارشی، از روزگار خانواده‌ای بی‌سرپناه که در خیابان چادر زده بودند ، نوشتم، از طرف وزیر مسکن با دفتر روزنامه تماس گرفته شد تا وضعیتشان پیگیری شود؛ اما حالا مدت‌هاست شرح حال فقرا انگار فقط مردم را به واکنش وامی‌دارد تا آنجا که بیش از 200 بار برای رسیدگی به وضع یک قربانی جنایت مثل مهناز با دفتر روزنامه تماس می‌گیرند و دریغ که خبری از مسوولان نیست.

این روزها با چاپ شرح زندگی فقرا، مردم، سازمان‌های بیمه‌گر و وزارت بهداشت و درمان می‌شوند تا هزینه درمان نیازمندان را  که باید رایگان باشد  بپردازند. مردم وزارت رفاه می‌شوند تا دست بینوایان را بگیرند، مردم وزارت مسکن می‌شوند تا سرپناهی به بی‌خانمان‌ها هدیه دهند، مردم حتی اگر دستشان باز باشد؛ می‌خواهند خلا قوانین را در حمایت از قربانیانی مثل مهناز پر کنند، مردم... فقط مردم؟ آقایان مسوول! این دو سه روز، ما گوش به زنگ تماس‌هایتان با تحریریه بودیم، این دو سه روز ما چشم به راهتان بودیم، ما خیال می‌کردیم شما حتما... اما جایتان خالی بود، جایتان واقعا خالی بود و ما ناگهان ترسیدیم، نکند فراموش کرده باشید؟!‌

مریم یوشی‌زاده

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها