در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مالدینی از 20 ژانویه 1985 که در بازی با اودنیزه برای نخستین بار در سریA بازی کرد تا بازی آخرش که روز 31 می 2009 برابر فیورنتینا برگزار شد، 647 بار برای میلان بازی کرد تا پس از فرانکو بارزی به عضوی اسطورهای در تاریخ باشگاه میلان تبدیل شود.
در فصلی که لوئیس فیگو و پاول ندود به عنوان بزرگترین بازیکن تاریخ کشورهای پرتغال و جمهوری چک هم بازنشسته شدند؛ خداحافظی پائولو مالدینی افسانهای ، اتفاقی ویژه بود، چرا که مالدینی از دیدگاه اخلاقی و فنی یک مرد متفاوت بود. او کسی بود که نشان داد چگونه میتوان با تکنیک دفاع کرد.
تصمیمگیری برای خداحافظی چقدر مشکل بود؟
من خیلی خوششانسم. همه دوران زندگیام را در میلان و کنار خانوادهام گذراندهام. همه چیز عالی پیش رفت. به هر چه در دوران بازیگریام میخواستم رسیدم.
آیا این بدنت بود که به تو گفت دیگر کافی است؟
صادقانه بگویم من در این فصل آخر از 3 فصل قبلی بهتر بودم. پس از 2 عمل جراحی روی زانویم همه چیز خوب پیش رفت و من منظمتر تمرین کردم. میتوانستم باز هم بازی کنم، اما خودم نخواستم. در شروع این فصل فکر میکردم فقط در تعدادی از بازیها بازی میکنم، اما در همه آنها بازی کردم.
بنابراین دیگر هیچ راهی وجود ندارد که ما دوباره تو را در زمین ببینیم؟
نه، نه. من کارم را به پایان رساندهام. وقتی به دوران بازیگریام نگاه میکنم، میبینم تا آنجا که امکان داشته به میدان رفتهام. از 16 سالگی شروع کردم و در 40 سالگی هم به پایان راه رسیدم.
اشاره کردی به این که به همه چیز در دوران فوتبالت رسیدهای، اما درباره فینال لیگ قهرمانان 2005، همان بازی استانبول مقابل لیورپول چه میگویی؟
آن بازی یکی از بهترین فینالهایی بود که در آن ظاهر شدهام. ما واقعا خوب بازی کردیم، خیلی بهتر از لیورپول. ما واقعا استحقاق پیروزی را داشتیم، اما این فوتبال است و من ظرفیت پذیرش شکست را دارم. باخت در این بازی موجب شد 2 سال بعد به دنبال گرفتن انتقام از آنها باشیم. بازی سال 2007 به زیبایی بازی استانبول نبود، اما ثابت کرد ما چه تیم منظمی هستیم. سپس در جام باشگاههای جهان هم بوکاجونیورز را بردیم تا ثابت کنیم چه تیم خوبی هستیم.
آیا بازی خاصی بوده که باعث پشیمانی تو شده باشد و آرزو کرده باشی ای کاش هیچگاه در آن بازی به میدان نمیرفتی؟
بازی برگشت یکچهارم نهایی جام باشگاههای اروپا در سال 1991 برابر مارسی. آن بازی آن طور که میخواستم به پایان نرسید. مارسی آن دیدار را با یک گل برد و در مجموع یک ــ 2 به نیمهنهایی رسید. میلان داشت از مسابقهها حذف میشد تا این که دردقیقه90 باران سیلآسایی باریدن گرفت. آدریانو گالیانی در تصمیمی عجیب تیم میلان را از زمین بیرون کشید و اجازه نداد در 3 دقیقه زمان تلفشده هم بازی کنیم. او درخواست تکرار بازی را داشت، ولی یوفا یک سال میلان را از حضور در رقابتهای اروپایی محروم کرد. این بدترین چیزی بود که میتوانست رخ دهد.
با 126 بازی ملی رکورددار بازیهای ملی در ایتالیا هستی. آیا از اینکه در تیم قهرمان جهان سال 2006 عضو نبودی ناراحتی؟
در زمان برگزاری جام جهانی 2006 در آمریکا بسیار دور از همه چیز بودم. تا مرحله نیمهنهایی تقریبا هیچ بازیای را کامل ندیدم. بازی فینال را دیدم. برای ایتالیا خیلی خوشحال شدم، اما در وجودم احساس ناامیدی میکردم، چون در دوران فوتبالم خیلی به جام جهانی نزدیک شده بودم. با این حال چیزهای زیادی در زندگیام دارم که نباید ناشکری کنم.
آیا ایتالیای سال 1990 باید قهرمان جهان میشد؟
حتی با وجود آن شکست، جام جهانی 1990 یک تجربه بزرگ برایم بود. شاید سرنوشت ما این بود که قهرمان نشویم. حداقل میتوانستیم به فینال برسیم. ما تا مرحله نیمهنهایی حتی یک گل هم نخورده بودیم.
از دیگر جامهای جهانی خاطرهای نداری؟
جام جهانی 1994 در آمریکا عجیب بود. به یاد میآورم در بازی اول مقابل ایرلند در ورزشگاه جاینتس، آنها چقدر برایمان مشکل درست کردند. ما میخواستیم آن بازی را ببریم، ولی باخت در اولین گام کارمان را بسیار سخت کرد و سپس در بازی با نروژ، دروازهبان ما اخراج شد. وای چه شروعی! با این حال به فینال رسیدیم و تنها در ضربات پنالتی باختیم. این فوتبال است.
آیا دیداری هست که آن را بیش از دیگران به یاد بیاوری؟
اولین بازیام در سریA مقابل اودنیزه، پس از آن بازی متوجه شدم یک بازیکن سریA هستم. مربی ما نیلز لیدهلم، یک مربی عالی برای بازیکنهای جوان بود. او بسیار خونسرد بود و دائم به جوانان روحیه میداد که این موضوع برای من خیلی موثر بود.
پسر 12 ساله تو، کریستین میخواهد جا پای تو بگذارد. آیا او را به ادامه این روند تشویق میکنی یا میخواهی او راهی دیگر برود؟
فوتبال چیزهای زیادی به من داده است. چرا نگذارم او هم شانسش را آزمایش کند. پدرم چزاره این شانس را به من داد.
آیا زمانی که چزاره مربیات در تیم ملی بود، شرایط دشوارتری داشتی؟
نه اصلا مشکلی نبود. دوران فوقالعادهای بود.
آیا پس از تمرینها و بازیها زمان زیادی با پدرت صحبت میکردی؟
نه، بیشتر از مقداری که یک کاپیتان باید با مربیاش صحبت کند.
آینده خاصی برای خودت در نظر گرفتهای؟ قبلا گفته بودی هیچوقت یک مربی نمیشوی. هنوز روی حرفت هستی؟
کاملا. من نمیخواهم مربی شوم. این شغل بسیار خوبی است، ولی بسیار استرسزاست و شامل چیزهایی میشود که من اصلا آنها را دوست ندارم. پس از پایان بازیها وقتی میبینم کارلو آنچلوتی مجبور است 7 مصاحبه مختلف انجام دهد و به پرسشهای مشابه 7 مرتبه پاسخ دهد، متعجب میشوم. من به کوورچیانو مرکز آموزش مربیگری ایتالیا نمیروم. دوست دارم در زمینه تجارت فعالیت کنم. در حال حاضر هم با تعدادی از دوستانم در زمینه مسکن فعالیت میکنم، البته الان دقیقا نمیدانم برنامهام برای آینده چیست.
نظرت درباره کار در رسانهها یا بازیگری چیست؟
نه، به هیچوجه.
آیا تا به حال سیلویو برلوسکونی از تو خواسته مثل او وارد دنیای سیاست شوی؟
هرگز. فکر میکنم او مرا یک فوتبالیست میداند. خودم هم دوست ندارم وارد سیاست شوم. سیاست همیشه برایم مثل این بوده که با دستهایت که پشتت بسته شده، سعی کنی کاری کنی. خیلی سخت است چیزهایی را که در ذهنت داری به مرحله عمل درآوری. در مورد برلوسکونی باید بگویم هر زمان که بخواهید میتوانید او را پیدا کنید. او همیشه در دسترس است.
پس از بازنشستگی برای چه چیزی بیشتر دلتنگی میکنی؟
بهترین ساعات عمرم در میلانلو، زمین تمرین میلان رقم خورده است. حضور در رختکن و زمین مسابقه و مسافرتهایی که با تیم میرفتیم، همه از چیزهایی هستند که دلتنگشان خواهم شد. این اتمسفر واقعا فوقالعاده بود.
در زمانی بازنشسته میشوی که فوتبال ایتالیا احوال خوبی ندارد. آیا فوتبال ایتالیا در بحران قرار دارد؟
خیر، اما تفاوت پرداختها در لیگ برتر و سریA زیاد شده است. فراموش نکنید که فوتبال انگلیس در سالهای اخیر به واسطه مربیان و بازیکنان خارجی پیشرفت زیادی کرده است.
به عنوان یک مدافع از این که فوتبال ایتالیا سالهاست برچسب دفاعی بودن خورده، ناراحتی؟
وقتی منچستریونایتد و لیورپول را در بازیهای خارج از خانه میبینم، تیمهایی را میبینم که دفاعیترین بازیها را ارائه میکنند. آنها بیشتر دقایق را در نیمه زمین خودی بازی میکنند. آنها برای این که در اروپا نتیجه بگیرند، باید بازی دفاعی را بلد باشند. دانستن بازی دفاعی اصلا بد نیست. درست است که هواداران همیشه بازی تهاجمی را دوست دارند، اما کنار هم قرار دادن 4 مدافع که با هم هماهنگ باشند، اصلا کار آسانی نیست. فوتبال ایتالیا را از دهه 1960 فوتبال دفاعی لقب دادند. ما تیمهایی داریم که در دفاع خوب بازی میکنند، ولی بیشتر و بهتر از بسیاری از تیمها حمله میکنند. اگر بخواهم در مورد میلان صحبت کنم ــ منظورم میلان تمامی این سالها است، نه میلان آریگو ساکی ــ ما همیشه مدافعانی نفوذی و سیستمی برپایه تهاجم داشتهایم.
بهترین رقیب دوران ورزشیات چه کسی است؟ بهترین بازیکنی که در میلان کنارش بازی کردی را هم نام ببر.
مارادونا بهترین بود. او بسیار بااستعداد و یک بازیکن بینظیر بود. در میان بازیکنان میلان، مارکو فانباستن از نظر تکنیکی فوقالعاده بود. اما فرانکو بارزی بازیکنی بود که از او چیزهای زیادی یاد گرفتم.
در مورد بازی خداحافظی تو در تیم ملی صحبتهایی انجام شد. چرا این بازی به انجام نرسید؟
صحبتهایی شد مبنی بر این که آخرین بار پیراهن تیم ملی را بپوشم، اما به سرانجام نرسید. در نهایت همان طور که دوست داشتم، مثل آغازم که در سریA بود، در همینجا کارم را به پایان رساندم. من یک بازی واقعی را برای خداحافظی ترجیح میدادم که نه یک بازی فرمایشی و نمایشی را.
مترجم: مزدک میرزایی
منبع: world soccer
پائولو مالدینی در یک نگاه
باشگاه: میلان
کشور: ایتالیا
متولد: 26 ژوئن 1968
اولین بازی ملی: مارس 1988 با یوگسلاوی
تعداد بازی ملی: 126
تعداد گل ملی: 7 گل
افتخارات: 7 بار قهرمانی سریA به سالهای 1988، 1992، 1993، 1994، 1996، 1999 و 2004
5 بار قهرمانی باشگاههای اروپا به سالهای 1989، 1990، 1994، 2003 و 2007
3 بار قهرمان جام باشگاههای جهان به سالهای 1989، 1990 و 2007
5 بار قهرمان سوپر جام باشگاههای اروپا به سالهای 1989، 1990، 1994، 2003 و 2007
یک جام حذفی ایتالیا در سال 2003
مرد سال جهان از دیدگاه مجله ورلدساکر در سال 1994
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: