در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ایثارگرانی که از جان خود گذشتند و شهدای زنده این سرزمین هستند. چگونه میتوانیم به بخش کوچکی از ایثارگریهای ایشان پاسخ دهیم یا سهم کوچکی از زحمات ایشان راجبران کنیم که هرچه کنیم، باز هم کم است. حال اگر نمیتوانیم بار برداری باشیم، دست کم باری اضافه بردوششان نگذاریم، و به قول یکی از این جانبازان عزیز که میگوید ما در نوار کیانمهر از همه کمک خواستهایم ولی کسی به داد ما نمیرسد. آیا بنی آدم اعضای یکدیگرند!
کمترین حق طبیعی، حق نفس کشیدن است. حال اگر جانباز عزیزی که یک ریه خود را در جنگ با دشمن ناجوانمرد از دست داده باید ریه دیگرش را در هوای ناپاک از دست بدهد و هوایی را تنفس کند که تمام آلودگیها در آن هست. ایثارگری که روزی شیمیایی شده حالا باید هر روز مورد تهاجم گازهای سمی حاصل از بازیافت زبالههای شهر باشد. در طول 5 سال فریادش به جایی نرسیده و هر روز به قطر پرونده دادخواهی او افزوده شده و با توجه به رونوشتهای متعددی که مسوولان برای یکدیگر فرستادهاند آنهایی هم که در باغ نبودند مطلع شدند ولی باز هم.... این قصه سر دراز دارد.
در شهرک کیانمهر کرج حدود 700 خانوار از جانبازان 8 سال دفاع مقدس ساکن هستند.
محمد صدیقی، یکی از ساکنان این مجتمع میگوید: ریههای من در جنگ ترکش خورده است و بخشی از ریه من از بین رفته است. وقتی تهران بودیم، گفتند شما نیاز به هوای پاک دارید و مارا به کرج فرستادند به امید هوایی پاک آمدیم که متاسفانه این امر تحقق پیدا نکرد، چون در فاصله 12 کیلومتری از این محل کارخانه بازیافت زبالههای کرج قرار دارد که آلودگی ناشی از آن هوایی ناپاک را برای ما به ارمغان آورده است.
آیا کرج، خوش آب و هواتر از این منطقه آلوده ندارد؟ یک شب وقتی دچار مشکل شدم و نیاز به آمبولانس داشتم آن طرف خط گفتند: شما جانبازان تهران هستید، باید از تهران تقاضای آمبولانس کنید!
در طول 5 سال گذشته به مشکلات این سرمایههای انقلاب اضافه شده است و ایشان درخواستهای متعددی با مسوولان مربوط مطرح کرده اند که تاکنون جوابی دریافت نکردهاند.
گزارش محیط زیست نشان میدهد که این منطقه آلوده به گازهای سمی و خطرناکی است که برای افراد سالم هم مضر است .بوی نامطبوع از بازیافت زبالهها کل منطقه را گرفته است، تصورش هم مشکل است ایثارگری که دارای ریه ناسالم است چطور میتواند در این هوای ناپاک تنفس کند؟
محمد صدیقی میافزاید: کار ما شده حمل نامه از این اداره به آن اداره، شهرداری به شورای شهر، شورای شهر به شهرداری، شهرداری به فرمانداری و.. همه تنها کاری که میکنند نامهای به فلان اداره مینویسند که سلب مسوولیت کنند. ما ماندهایم با مشکلاتمان، کی مسوولی پیدا شود که غمخوار ما باشد؟
مشکلات این جانبازان و خانواده هایشان در طول سالهای گذشته بارها با مراجع ذی صلاح مطرح شده که تا به امروز به صورت پروندهای قطور درآمده است. در طول این مدت مراجع ذیصلاح با نامه نگاریهای متعدد، به طور کامل در جریان مشکلات این منطقه قرار دارند.
فاطمه آجرلو، نماینده مردم کرج در این باره میگوید: جانبازان شیمیایی ما را بردند نزدیک محل جمعآوری زبالهها. شهرک کیانمهر خارج از اصول ساخته شده و مکانها مناسبسازی نشده است. جانبازی که پایش را در جنگ از دست داده، در طبقه چهارم بدون آسانسور زندگی میکند، طرح جامع شهرکسازی که به جانبازان اختصاص داده شده در این شهرک اجرا نشده است. بارها بامسوولان بنیاد جانبازان در رابطه با مشکلات عدیده این عزیزان صحبت شده اما کیانمهر در شأن مردمی که آنجا زندگی میکنند، نیست.
آجرلو خاطرنشان کرد که فرستادن جانبازان به کیانمهر یعنی از سر بازکردن!
امید است که مسوولان ذیصلاح بعد از گذشت 5 سال (زمان اسکان - سال 82) به مشکلات این عزیزان که سرمایههای ارزشمند این آب و خاک هستند، رسیدگی کنند و این جانبازان را از نوار کیانمهر نجات دهند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: