در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گرافیته تا قبل از این فصل هرگز نامی بزرگ در سطح فوتبال جهان نبود. او در طول این فصل زیاد هم خوش شانس نبود، وگرنه شاید میتوانست گلهای بیشتری برای وولفسبورگ به ثمر برساند. یک مصدومیت شدید او را از شروع نیمفصل دوم بوندسلیگا تا اواخر ماه فوریه، دور از میدان نگه داشت. سپس یک گرافیته بسیار آماده دوباره در پیشانی حمله وولفسبورگ درخشید. زدن دو گل در 3 بازی پیاپی برابر هامبورگ، بایرنمونیخ و بایرن لورکوزن که رقبای اصلی وولفسبورگ در بالای جدول بودند، آمادگی بالای گرافیته را به رخ حریفان کشید. در پی آن او در پیروزی 3 - 4 برابر شالکه هتتریک کرد.
در این زمان بود که همه به دنبال پیشینه این بازیکن میگشتند. تعجب آنها وقتی بیشتر میشد که نام باشگاههای قبلی گرافیته را متوجه میشدند. گرافیته تا قبل از آمدن به وولفسبورگ در تیمهای متوسط توپ زده بود. او تا 21 سالگی در دسته پنجم برزیل فعالیت میکرد. در پی آن او باشگاه به باشگاه میگشت و به موفقیت چندانی نمیرسید. گرافیته تیمهایی مثل فرویاریا و سانتاکروز، گرمیو و حتی تیم کرهای آینانگ را امتحان کرد. تنها بازگشت به برزیل در سال 2003 نشان داد که او پیشرفت کرده است.
گرافیته تصمیم گرفت به گرمیو برود و در آنجا قهرمان لیگ پائولیستا، جام لیبرتادورس و جام باشگاههای جهان شد. در همین زمان بود که به تیم ملی برزیل دعوت شد و تنها بازی ملی زندگیاش را مقابل گواتمالا انجام داد.
یک مصدومیت سخت در می 2005، گرافیته را مجبور کرد بقیه سال را دور از میدان بماند در همان موقع بود که افراد مسلح به خانه و خانواده او حمله کردند. آنها دست، پا و دهان پدر و برادر گرافیته را بستند و مادرش را ربودند. خوشبختانه بعد از 24 ساعت پلیس جای او را یافت و وی را آزاد کرد.
گرافیته میخواست در اولین فرصت به فوتبال اروپا برود و وقتی در ژانویه 2006 با پیشنهاد 2 میلیون پوندی لمان فرانسه آمد، نه نگفت. بعد از آن که نیم فصل اول ورودش را چندان خوب سپری نکرد، در فصل دوم 12 گل زد و مورد توجه موناکو، بوردو و گالاتا قرار گرفت. در این موقع باشگاه وولفسبورگ که بودجه بهتری از سوی شرکت فولکس واگن در اختیار داشت با پیشنهادی 5/7 میلیون پوندی به سراغ گرافیته آمد.
عجیبترین قسمت ماجرا این بود که گرافیته در بدو ورودش به وولفسبورگ سال 2007 این تیم را مدعی کسب عنوان قهرمانی بوندس لیگا دانست. اکنون جملات او بر خلاف گذشته فکاهی به نظر نمیرسد. گرافیته میگوید: به یاد میآورم وقتی راجع به شانس وولفسبورگ برای قهرمانی میگفتم، خیلیها به من میخندیدند اما من واقعا جدی بودم. باشگاه وولفسبورگ راجع به انگیزه و برنامهاش برای آینده به من اطمینان داده بود. آنها به من گفته بودند برای این با من قرارداد بستهاند که به اهدافشان برسند.
گل دوم او به بایرن مونیخ را بسیاری به عنوان یکی از بهترین گلهایی میدانند که تاکنون در بوندسلیگا به ثمر رسیده است. بازیای که او ارائه میکند یک بازی برزیلی و جادویی است. او بسیار سریع است و با جاگیریهای فوقالعادهاش در محوطه جریمه یک خطر دائمی برای دروازه حریفان است. فیلیکس ماگات، مربیاش در وولفسبورگ که فصل بعد مربی شالکه خواهد بود، میگوید: گرافیته همیشه تمام توانش را در زمین به کار میگیرد و نزدیکترین مسیر را تا دروازه حریف انتخاب میکند. این موضوع او را بسیار موثر جلوه میدهد. ضمنا او بسیار نظمپذیر است.
موضوع نظمپذیری گرافیته او را با برزیلیهایی که قبلا به بوندسلیگا آمده بودند، متمایز میکند. برزیلیهای بوندسلیگا به بدقولی و عدم بازگشت بموقع از تعطیلات معروف شده بودند. گرافیته میگوید: من نظمپذیر بار آمدهام. فوتبالیستها وظیفه دارند خود را با شرایط تیمشان تطبیق دهند.
گرافیته از شرایط کنونیاش رضایت کامل دارد. بعد از یک فصل رویایی و آقای گلی بوندس لیگا، او پول کافی در جیبش دارد. در حالی که در زندگیاش کمتر چنین چیزی برایش اتفاق افتاده است. شاید تنها هدف باقی مانده برای گرافیته، راهیابی دوباره به تیم ملی برزیل باشد. برای رسیدن به این هدف، او باید به دونگا ثابت کند از بازیکنانی چون لوئیس فابیانو و روبینیو بهتر است.
مترجم: مزدک میرزایی
منبع : world Soccer
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: