در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مسعود جعفری جوزانی هنوز هم که هنوز است میان جماعت منتقد و پیگیر سینما با فیلم «جادههای سرد» شناخته میشود. هرچند فیلمهای «شیر سنگی» و «بلوغ او» هم فیلمهای خوبی از آب درآمدند، اما او آنقدر وسواسی کار میکرد که هر 2، 3 سال یک بار باید منتظر اثری از او میبودیم. بعد از فیلم بلوغ که در سال 77 ساخت هنوز کار سینمایی نکرده است، اما همه کمکاریاش را در سینما این روزها برای تلویزیون و برای سریال در چشم باد جبران کرده است.
«در چشم باد» مجموعهای بسیار پرزحمتی از لحاظ تولید بوده است، اما مسعود جعفریجوزانی تا جایی که امکان داشته سعی کرده کیفیت را فدای سرعت و کمبود امکانات نکند. خیابانهای طالقانی، لالهزار و پامنار برای گرفتن سکانسهای مربوط به سالهای 60 و 61 در محل خود خیابانها بازسازی شدند و بازسازی مسجد خرمشهر حدود 8 ماه طول کشید که اتفاقا این بازسازی هم در خود مسجد اصلی انجام گرفته است. همین نشان میدهد که جوزانی باورپذیر بودن کار را یکی از اولویتهای اصلیاش قرار است.
سریال تاریخی «در چشم باد»، وقایع سیاسی و اجتماعی 3 دوره از تاریخ در سالهای 1300، 1320 و 1360 را بررسی میکند که دوره اول پایان دوره قاجار و دوره پهلوی و دوره دوم جنگ جهانی دوم و دوره سوم یک دوره زمانی خاص بعد از انقلاب را که دوره فتح خرمشهر است، در بر میگیرد.
«در چشم باد» قصه زندگی خانوادهای است که رویدادها و لحظات تلخ و شیرین زندگیشان از دوره قیام میرزاکوچکخان جنگلی تا فتح خرمشهر در آن به تصویر کشیده میشود، قصه از زمانی آغاز میشود که میرزا کوچکخان جنگلی، در گیلان اعلام جمهوری میکند و با این اقدام دوران پرحادثه تاریخ معاصر ایران آغاز میشود. پدر خانواده معروف به «ایرانی» از یاران میرزاکوچکخان جنگلی است و پس از کشته شدن میرزا، ایرانی همراه خانوادهاش به تهران کوچ میکند و با دایر کردن یک چاپخانه فعالیتهای سیاسیاش را پی میگیرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: