در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ویژگیهای مذکور در هنر این عصر، علیالخصوص در موسیقی و سینما نیز نمایان است. در آثار پرفروش سینمای امروز جهان، بارها شاهد برتری ضدقهرمان هستیم. (مثلا بنگرید به فیلم هیچ سرزمینی برای پیرمردها نیست.)
در دنیای موسیقی نیز مایکل جکسون مصداق مناسبی برای این مطلب است؛ هرچند مایکل جکسون، قسمتی از درآمد کلان خود از موسیقی را صرف کمکهای خیرخواهانه کرد؛ ولی سلطان پاپ و محبوبترین چهره موسیقی جهان امروز در زندگی شخصی متهم به ضداخلاقی زیستن بود؛ هرچند هیچگاه اتهاماتی مثل تعرض جنسی به کودکان در دادگاه اثبات نشد؛ ولی نکته قابل توجه این است که جامعهای که جکسون در آن به عنوان قهرمان میزیست، وی را یک انسان اخلاقی نمیدانست؛ بلکه مایکل مشهور به شکستن مرزهای فرهنگی و اخلاقی و حتی زیستشناختی قبلی از جمله ثبات جنسیت، ثبات نژاد، وقار و... بود. نام یکی از پرفروشترین آلبومهای جکسون، یعنی «بد» که سال 1987 پخش شد، بخوبی گویای مقصود راقم این سطور است. حرکات مایکل هنگام اجرای آلبوم «بد» باعث شد برخی مطبوعات آمریکا آنها را بیشرمانه و دون شان بدانند.
عصر پسامدرن عصر حضور در سطح است و این ویژگی به بهترین وجه در هنر و رسانههای این عصر نمایان است. در این عصر آنچه حاضر در رسانه است، غیرحقیقی است و بنا نیست در پس این حضور حقیقتی نمایان باشد. قهرمان این عصر، قهرمانی خود را نه مرهون صفات اخلاقی و جوانمردی خود، بلکه وامدار پشتپا زدن به اخلاق و ارزش و بروز دادن و آری گفتن به امیال و خواستههای نفسانی و خودشیفتگی میداند. هنگام اجراهای جکسون، مردان و زنان بسیاری را میبینیم که نام او را فریاد میزنند و خود را عاشق او میخوانند. اگر از آنها بپرسیم علت این عشق چیست، پاسخی جز این نخواهیم یافت که او فردی است که به امیال آری میگوید و عقدهها را میگشاید. مایکل، نماد مناسبی برای عصر ضدارزش بود؛ نمادی که همانند سایر قهرمانان این عصر، عمر و دوران درخشش کوتاهی داشت.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: