در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آخرین نمونه چنین آثاری فیلم «درباره الی» ساخته اصغر فرهادی است که با مشکلات و حواشی فراوان روانه اکران شد و نامه نگاریهای اخیر کارگردان آن و معاونت سینمایی نشان میدهد که ظاهرا برای نمایش فیلمیدر همین حد و اندازه که انتقاد صریحی نسبت به چیزی در آن مطرح نشده نیز مشکلات فراوانی وجود داشته است. اما در شرایطی که فیلمهای اجتماعی معمولا با مشکلاتی سخت و پیچیده از زمان دریافت پروانه نمایش تا اکران مواجه هستند؛ دو دسته از فیلمهای سینمایی بسادگی مجوز میگیرند، ساخته میشوند و روانه اکران میشوند. دسته اول فیلمهای بیتفاوت شبه روشنفکری که عنوان غلط انداز معناگرا به آنها اطلاق میشود و دسته دیگر نیز فیلمهای طنزی از جنس «خروس جنگی» که به دور از تمامی دغدغههای یک فیلم کمدی بهگونهای ساخته میشوند که نمایش آنها هیچ دغدغه و فکری را در مخاطب ایجاد نمیکند.
شاید مخاطب احتمالی این مطلب در مخالفت با موارد طرح شده در همین چند سطر به این مساله اشاره کند که مگر خندیدن مخاطب اشکالی دارد، آیا اگر فیلمیبتواند به همین جایگاه هم برسد اشکالی دارد؟ قطعا پاسخ این سوال «خیر» است اما مشکل درست از جایی ایجاد میشود که یک فیلم سینمایی همین کارکرد خنداندن مخاطب را نیز بسادگی انجام نمیدهد و با الگوبرداری از فیلمهای مختلف خارجی و جمعآوری آنها در قالب فیلمنامه تصنعی، فضایی را فراهم میآورد که نکات مهمی مانند چارچوب روابط شخصیتهای آن به هیچ وجه به عنوان فیلمی ایرانی مورد پذیرش قرار نمیگیرد و در پایان نیز با طرح پیامی نخنما شده درخصوص ماندن زنان در خانه و کار کردن مردان در خارج از منزل مخاطب را رها میکند.
راهی که فیلمنامهنویس خروس جنگی وارد آن شده، همان مسیری است که سالهاست فیلمنامهنویسان بیمایه سینمای ایران به دنبال آن رفته و اتفاقا توفیقهای خوبی را نیز از جهت مالی نه اعتباری به دست آوردهاند. شیوههای کاری این فیلمنامه نویسان اغلب به چند عنصر محدود و مشخص ختم میشود. اولین مساله انتخاب اسم است. در این شیوه همواره اسم یکی از فیلمهای سینمای فارسی انتخاب میشود. در فیلم فعلی نیز نام خروسجنگی، نام کپی شده یک فیلمفارسی معمولی است.
شیوه دوم در نگارش چنین فیلمنامههایی، چیدن عناصر جذابی از فیلمهای موفق سینمایی در کنار هم است. یک خانواده مرفه، یک دختر و پسر شیرین زبان، یک پدر بیمسوولیت، یک مادر دوست داشتنی و وظیفهشناس، چند شخصیت و ماجرای بیمنطق، یک فرد نامتعادل که کارهای خندهدار انجام میدهد؛ همه و همه با چاشنی ریاکاری و در برخی موارد کلاه شرعی و شوخیهای نامتعارف، ساختار یک فیلمفارسی را شکل میدهد که با تواناییهای مثال زدنی فیلمنامه نویس این اثر در قالب آنچه امروز بر پرده سینماهاست تبلور یافته است.
خط اصلی داستان فیلم خروس جنگی درباه زن و شوهری است که در پیاختلاف با یکدیگر تصمیم میگیرند جای خود را عوض کنند. قرار میشود مرد خانه بماند و زن به اداره تالاری بپردازد که مرد اداره آن را به عهده داشته است. اگر قرار باشد این خط داستانی در اختیار یک فیلمنامه نویس برجسته قرار گیرد، نتیجه فیلمنامه اثری است که با بررسی جنبههای روانشناسانه رابطه یک زن و مرد، به تفاوتهای فردی هر یک از آنها اشاره و در پایان نیز به نتیجهای منطقی میرسد. حال سوال این است که اتفاقی که در فیلمنامه خروس جنگی رخ داده تا چه حد با چنین تصویری شباهت دارد؟
اولین مساله این است که فضای خانوادهای که در این فیلم ترسیم شده هیچ شباهتی به یک خانواده ایرانی ندارد. مشخص نیست این مساله تا چه حد در فیلمنامه اثر وجود داشته و تا چه حد در کارگردانی لحاظ شده اما روابط اعضای این خانواده یادآور فیلمهای هالیوودی است و هیچ نشانهای از یک خانواده ایرانی در آن دیده نمیشود. صحنهای را به خاطر بیاورید که دختر خانواده از مادرش علت قهر او از پدر را میپرسد و مادر تلویحا به او میگوید که به شما ربطی ندارد. در صحنهای دیگر پدربزرگ که ظاهرا بیماری فراموشی دارد، پیش از خوردن قرصهایی که او را به حالت عادی بازمیگرداند؛ عروس خود را با زنی غریبه اشتباه میگیرد یا در صحنه دیگری وقتی در تالار عروسی ترانهای لسآنجلسی پخش میشود، پس از آنکه مخاطب به لذت کافی درباره این صحنه میرسد، محمود میگوید که این اشعار نمونه بارز غناست و بعد صاحب مجلس با گذاشتن پول توجیه میشود. جالب است در سیستم نظارتی که فیلمی به دلیل برخی شباهتهای احتمالی توقیف میشود، چنین صحنههایی که البته نمونههای پررنگتر آن را هم در فیلمهای مانند چارچنگولی دیدهایم اجازه نمایش مییابد. البته در این زمینه نباید مهارتهای فیلمنامه نویس در توجیه هر یک از این صحنهها را نادیده گرفت اما به هرحال وجود چنین صحنههایی که حریم خانواده را تحتالشعاع قرار میدهد جای سوال دارد.
نکته مهم دیگری که در فیلم خروس جنگی دیده میشود، غیبت عنصر مهمی مانند مذهب در این خانواده است. بهگونهای که شما هیچگاه هیچیک از اعضای این خانواده را در حال انجام فرایض دینی نمیبینید. تنها تبلور مسائل مذهبی در این فیلم نیز شکلی سطحی و تحقیرآمیز دارد که در حضور دامادی مذهبی و دختری امروزی ظهور پیدا میکند. داماد مذهبی فیلم نماینده قشری است که از مذهب تنها سطحینگری و ظاهرسازی آن را میدانند و این اعتقاد آنقدر سست است که به غمزه دختری رنگ میبازد تا در جای دیگری در شکل رفتاری غیرمنطقی بروز یابد و اعضای دو خانواده را به دلیل تندروی یکی از افراد مذهبی، با میوه و کیک به جان هم بیندازد. مساله دیگر حضور کلیشهای پورمخبر در فیلم است که گاه آنچنان مزه پرانیهای او فیلم را تحت تاثیر خود قرار میدهد که سوژه و داستان اصلی فراموش میشود.
خروس جنگی از ویژگی دیگر فیلمهای فارسی نیز بهره برده و آن شعر و ترانه پایانی فیلم و بیمنطق بودن داستان است. چرا باید مریم از شنیدن نام فرزانه دچار سوءتفاهم شود؟ چرا این زن و شوهر باید با فردی که زمینی به آنها فروخته اینطور تحقیرآمیز برخورد کنند؟ اگر آنها شکایتی دارند و مدعی هستند در فروش زمین کلاهبرداری صورت گرفته، چرا به مراجع قضایی مراجعه نمیکنند؟ چرا مریم بعد از ورود به خانه از تزئینات خانه متوجه نمیشود که تولد فرزندش است و تازه بعد از دیدن زن خدمتکار و دخترش به این مساله پی میبرد؟
فیلمنامه خروس جنگی این قابلیت را دارد که دهها سوال دیگر نیز از این جنس درباره آن طرح شود. کافی است اگر فیلم را تماشا کردهاید، در زمان خواندن این مطلب نیز تلاش کنید جزئیات آن را به خاطر آورید. آیا خروس جنگی آنقدر تاثیرگذار بوده که بتواند یادآوری صحنههای آن شما را بخنداند؟
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: