سپس سناریویی ساختند که چگونه اجداد مشترک انسان اورانگوتان بین آسیای جنوب شرقی (جایی که اورانگوتانهای امروزی شکل گرفتند) و دیگر نقاط زمین مهاجرت کردند و به شکل انسانهای اولیه و میمونهای منقرض شده رشد کردند.
بتدریج مطالعات شواهد بیشتری مبنی بر ارتباط بین انسان و اورانگوتان ارائه داد.
محققان صدها خصوصیت فیزیکی را که طی بررسیهای تکاملی بین انسان و دیگر میمونهای انساننما (شامپانزه، اورانگوتان، گوریل) ذکر شده بود، به دقت مورد بررسی قرار دادند و از این میان 63 خصوصیت منحصربهفرد را که در دیگر موجودات نخستین وجود نداشت، بررسی کردند.
آنالیزها نشان داد از این خصوصیات منحصربهفرد، انسان در 28 مورد با اورانگوتان سهیم است در حالی که با شامپانزهها در 2 خصوصیت و گوریلها در 7 خصوصیت سهیم بود. سپس محققان 56 خصوصیت را که بین انسانهای امروزی، فسیلهای انساننما مانند Australopithecus (فسیل یکی از انسانهای نخستین که حدود 4 میلیون سال پیش در نواحی آفریقا میزیسته و اجداد انسان امروزی از آنها منشعب شده است) و فسیل میمونهای بزرگ را مورد بررسی قرار دادند. بررسیها نشان داد اورانگوتان در 8 خصوصیت با انسانهای اولیه وAustralopithecus سهیم است.
ظهور خصوصیات اورانگوتان درAustralopithecus ، بررسیهایDNA را که نشان میداد اجداد انسانها به شامپانزه شباهت داشتهاند، انکار میکرد.
محققان برای اثبات فرضیهشان دلایل مورفولوژیکی (ریختشناسی) خوبی در دست دارند و امیدوارند باعث بازگشایی موضوعی میان زیست شناسان مولکولی و دانشمندان مورفولوژی شوند. اگر چه این بحث نظرات قبلی که بسیاری از مردم و دانشمندان به آن اعتماد و باور دارند را به چالش میکشد، اما آنها امیدوارند این بحث در مسیری مفید و سازنده و در جهت پیشرفت علم انجام شود.
انسانشناسی دنیای قدیم بر اساس مورفولوژی استوار است نه توجیه مولکولی و DNA و تاکنون ارتباط بین انسان و شامپانزه براساس اطلاعات مولکولی است که بدون هیچگونه موشکافی مورد قبول قرار گرفته است.
مترجم: آتنا حسنآبادی
منبع: PHYSORG
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم