او سالهاست دست اندرکار ساخت برنامه برای گروههای سنی مختلف است؛ مثل مدرسه موشها، قصههای تا به تا و خونه مادر بزرگه که بینندگانش کودکان و نوجوانان این سرزمین بودند و در کنار آنچه که اشاره شد آرایشگاه زیبا، خودروی تهران 11، شمسی و مادام، هتل و سرانجام «همه بچههای من» هم بود که مخاطبان عام داشتند و دارد؛ مجموعههایی که در هر کدام از آنها میتوانستیم نگاه دقیق و موشکافانه برومند را به زندگی و محیطی که در آن زندگی میکنیم ببینیم و دریابیم که: «از محبت خارها گل میشود...»
بر خلاف زرق و برق اغلب مجموعههای تلویزیونی که گاهی تماشاگر به اسراف هزینه در آنها پی میبرد نکته قابل توجه در کارهای مرضیه برومند، کم هزینه بودن مجموعههای اوست. یک فضای (لوکیشن) محدود با آدمهای مشخص، پیامهای قابل توجه و تامل برانگیزی را مطرح میکنند. این پیامها برای مخاطبان با هر اندیشه و طرز تفکری، در هر سطحی از دانش قابل لمس است و آنها را به فکر وا میدارد. ترویج اندیشیدن به فیلمی که میبینیم و فیلم به عنوان عاملی برای به اندیشه وا داشتن مخاطبان از طریقی که مرضیه برومند در پیش گرفته، ممکن و میسر است. این که تماشاگر دریابد، فیلم تنها برای سرگرمی نیست و هر فیلم حامل پیامی است که باید بیننده با خودداری از شکستن تخمه و گفتگوهای دوستانه به تماشای آن بنشیند و به آن همانند یک پیام رسان در زندگیاش نگاه کند.
پوراندخت نوریانی (مهرانه مهینترابی) استاد دانشگاهی است که باتوجه به رشته تخصصیاش میتواند در زمینههای مختلف اجتماعی اظهار نظر کند. مسالهای که از نظر تصویری در این مجموعه تاکید بر رصد کردن پوراندخت در رابطه با محیط اطرافش دارد، تلسکوپی است که در کنار پنجره خانه او دیده میشود.
در کنار پوراندخت حضور امیرحسین نیز قابل توجه است. او کودکی است از نسل قرن 21؛ قرن ارتباطات، تلویزیون، ماهواره و... که به خوبی محیط اطرافش را درک میکند پس با وی باید برخوردی منطقی داشت. در مجموعه همه بچههای من، شخصیت امیرحسین اگر قابل تامل ترین شخصیت این مجموعه نباشد، یکی از بارزترین شخصیتهای این مجموعه است که میتواند راهنمای خوبی برای مادرانی باشد که نسل آینده این دیار را تربیت میکنند.
در این مجموعه تلویزیونی، شاهد بازیهای یکدست و روان بازیگران آن هستیم و فقط در یک مورد نقطه ضعف دیده میشود و آنهم کار با بازیگران خردسال است که تنها بازی میکنند نه ایفای نقش، برای مثال امیرحسین در بیشتر موارد لبخندی بر لب دارد که این لبخند هیچگونه توجیهی برای ایفای نقش او ندارد. جا داشت که در چنین مجموعهای به این نکات توجه بیشتری میشد و خانم برومند و کارگردان همراهش، مسعود فروتن که بینندگان تلویزیون او را بیشتر در قالب یک کارگردان فنی میشناسند وقت بیشتری را برای راهنمایی این هنرمندان خردسال و هدایتشان برای به نتیجه رساندن قصه صرف میکردند.
محمد ممجد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم