در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سبک بازی یک اکشن سوم شخص سندباکس از نوع جیتیای است. داستان بازی در مریخ اتفاق میافتد و شما شش منطقه مختلف در مریخ پیش رو دارید. هدف نهایی در اختیار گرفتن کنترل هر منطقه است و برای این منظور تعداد زیادی ماموریت اصلی و فرعی وجود دارد. دیگر احتیاجی به توضیح بیشتر در مورد این سبک بازی نیست. چون این روزها همه بازیها کمابیش از چنین سبک و سیاقی برای بسط گیمپلی استفاده میکنند.
داستان اصلا خوب نیست. به عبارت دیگر میتوانید از بخش داستانی رد فکشن کاملا صرف نظر کنید. نقش اول بازی آلک نام دارد و در سال 2125 برای شروع یک زندگی جدید به مریخ میرود. اما با کشته شدن برادرش که عضو حزب سرخ است و علیه حکومت ظالمانه EDF در مریخ فعالیت میکند، آلک هم قدم در راه مبارزه میگذارد. اما همانطور که میتوان پیشبینی کرد، حزب سرخ هیچ تسلطی بر مریخ ندارد و آلک تنها امید آنهاست. شما هم در نقش آلک باید یک تنه به جنگ پیشرفتهترین نیروهای نظامی بروید و همه را ناکار کنید.
برخلاف داستان، روند بازی بسیار خوب است. اگر سازندهها میتوانستند وقت و بودجه بیشتری صرف بخش طراحی گرافیکی محیطها و شخصیتها انجام دهند، میشد رد فکشن را جزو بهترین بازیهای این سبک قرار دهیم. بازی با ضرباهنگ بسیار مناسبی شروع میشود و به سرعت شما را وارد نبردهای اصلی میکند. یکی از نکات جالب توجه گیمپلی، قابلیتها و امتیازاتی است که در طول راه بدست میآورید و به شدت به حس پیشرفت بازیکننده کمک میکنند. اما بهتر است از مقدمهچینی دست بردارم.
اغراق نیست اگر بگویم روند بازی رد فکشن فقط در مورد خراب کردن است. از همان اولین ماموریتها متوجه میشوید که یکی از رسالتهای شما بهعنوان یک عضو گروه مقاومت، این است که هر گونه سازه و ساختمانی در سطح مریخ دیدید خراب کنید. برای این منظور یک تبر خفن به آلک داده میشود که با کوباندن آن به پایه هر بنایی نابود میشود و به انگیزه آن میتوان کل مریخ را دور زد!
خراب کردن ساختمانهای EDF در نهایت باعث کم شدن تسلط آنها برمنطقه میشود. تعداد زیادی سازه مختلف در لیست ماموریتها وجود دارد که همه آنها فقط برای خراب شدن ساخته شدهاند. فیزیک موتور پایه بازی وظیفهاش را در این زمینه بهخوبی انجام میدهد. شلیک راکت به یک برج کنترل و تماشای فروریختن آن تا دقایق پایانی بازی همچنان لذتبخش است. کوباندن وسایل نقلیه سنگین به دیوارها و ساختمانها هم از دیگر کارهایی است که میشود در این راستا انجام داد. بهطور کلی برای لذت بردن از رد فکشن باید قوه خلاقیت خود را در راستای وندالیسم به کار بیاندازید!
در هر منطقه تعداد بیشماری سرباز EDF وجود دارند که بهره چندانی از هوش نبردهاند. گرچه این موضوع را باید جزو محاسن رد فکشن بهشمار بیاوریم. چون اگر قرار بود این مدلهای متحرک، باهوش باشند آنوقت نمیشد بازی را به این راحتی تمام کرد. متاسفانه مبارزهها اصلا متعادل نیستند. تخریبپذیری بالای محیط باعث میشود که در عرض کمتر از چند ثانیه دیواری که پشتش پناه گرفتهاید خراب شود و ناگهان ببینید همزمان در معرض شلیک ده گلوله هستید. مردن چیزی است که در طول ماموریتها زیاد و معمولا بهصورت اعصاب خوردکنی هم اتفاق میافتد.
از نقاط قوت گیمپلی باید به نقشه بسیار بزرگ و کامل آن اشاره کرد. گرچه همه جای این نقشه بزرگ مثل هم است و منظره بیابانهای سرخ با سازههای فلزی و جعبههای بار چیزی است که همه جا دیده میشود. در حین فتح کردن مناطق مختلف نقشه، مجموعه بسیار کاملی از سلاحها و وسایل نقلیه هم در اختیار شما قرار داده میشوند که لذت بازی را دوچندان کردهاند.
از نظر گرافیکی رد فکشن نمره متوسطی میگیرد. تاکید سازندهها روی بخش تخریب و انفجار باعث شده کسی فرصت طراحی محیط را نداشته باشد. تکراری بودن مناظر، مدلهای دشمن و ساختمانها به شدت اذیتکننده است و کیفیت بازی را بهطور قابل توجهی پایین آورده. اگر بتوانید با گرافیک کسلکننده رد فکشن کنار بیایید، یک اکشن سوم شخص خوب انتظارتان را میکشد که نظیرش هیچجا پیدا نمیشود.
سید طه رسولی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: