در پی نام‌ها و نشانی‌ها

یک.‌ ‌در روزگاری زندگی می‌کنیم که سازمان‌ها پز وب‌سایت داشتن می‌دهند و برخی نیز تلاش دارند تا آگاهانه ابزارهای دنیای وب را در خدمت برآوردن نیازهای مشتریان سازمانی‌شان به‌کار گیرند. سازمانی دولتی را سراغ دارم که ماموریتش توسعه تجارت ایران است و باید به صادرکنندگان و واردکنندگان خدمات مورد نیازشان را ارایه دهد. مدیران ارشد این سازمان، در دو سه سال اخیر، همت گمارده‌اند تا جریان شفاف اطلاعات تجاری را از طریق فضای وب برقرار کنند. حتی بالاترین مقام این سازمان گزارش‌های رسمی خود به مدیران بالادست یا هم‌ترازش را از طریق وب‌سایت رسمی سازمانش انجام می‌دهد. بسیاری از مشتریانشان بدون مراجعه حضوری نیازهایشان (و حتی فراتر از آن را) روی وب‌می‌یابند. به‌گمانم مدیران این سازمان می‌دانند که اگر جایی دسترسی کابلی به وب نبود، تلفن‌های همراهشان می‌تواند آن‌ها را به منابعی که روی وب‌گذاشته‌اند برساند، اگر ‌GPRS‌‌روی گوشی‌شان فعال باشد، یا اینترنت بی‌سیم دور و برشان پیدا شود. ‌ ‌
کد خبر: ۲۶۳۱۰۴

قضاوت در مورد اندک یا بسیار بودن این نوع سازمان‌ها، با خوانندگان محترم کلیک. اما چند پرسش ساده: آیا مدیران سازمان‌های مختلف (دولتی یا غیردولتی) نشانی وبی مجموعه‌شان را می‌دانند و می‌توانند بنویسند؟ آیا خبر دارند که در وب‌سایتشان چه‌ها قابل دسترسی است؟ تاریخ آخرین بازدید خودشان را به خاطر می‌آورند؟

دو.‌ ‌سال‌ها از زمانی که درج ایمیل روی کارت‌های ویزیت آغاز شد می‌گذرد. مدیران و کارشناسان همه (و شاید برخی) این نشانی خود را به دیگران می‌دهند. وقتی کارتی را در دستم می‌گیرم، حتما به ایمیل خانم یا آقای محترمی که با کارتش خود را به من معرفی می‌کند، نگاهی می‌اندازم تا مختصاتی نسبی از نوع تفکر و حرفه‌ای‌گری وی داشته باشم. این که نام فارسی شرکتش را با ترجمه فینگلیش با یک یاهو یا جی‌میل دات‌کام همراه کرده باشد، یا ردی از نام و نام خانوادگی‌اش در ایمیل دیده شود، اصراری بر دکتر یا مهندس بودنش در این نشانی وبی کرده باشد یا نه و شاهدهای دیگر، کمی پیش و بیش از آشنایی با صاحب کارت، او را به ما معرفی می‌کند. ‌ ‌

مدیران ارشد بسیاری از سازمان‌های دولتی را می‌شناسم که ترجیح می‌دهند با ایمیل خود در یاهو یا جی‌میل کار کنند، حتی آن‌ها که روی کارت ویزیت‌شان و و‌ب‌سایت سازمانشان ایمیل سازمانی ذکر شده است. جالب این که از طریق یاهو و جی‌میل اسناد و مدارک رسمی و دولتی را هم رد و بدل می‌کنند و تصور دارند که محیط امنِ امن است!

سه.‌ ‌برخی ارگان‌ها مدعی هستند که همه اطلاعات مورد نیاز مراجعان خود را روی وب گذاشته‌اند. راست هم می‌گویند. نمونه‌ای را شاهد بودم که داشتند بخشنامه‌ها و دستورالعمل‌ها را اسکن می‌کردند تا تصویر آن‌ها را روی وب‌بگذارند بی آن‌که نسخه متنی در کنارش قرار گیرد و در جستجوهای وبی یافت شود. مسوولان محترم آن ارگان هم خوشحال بودند که در حال خدمت‌رسانی الکترونیکی هستند. یاد «به‌سراغ من اگر می‌آیید، نرم و آهسته بیایید» سهراب سپهری افتادم و این که وقتی ما چیزی را روی وب می‌گذاریم، دیده شدن و سرعت دسترسی به آن را فراموش نکنیم. وظیفه ما روی وب‌گذاشتن نیست، آن‌چه مشتری می‌خواهد مهم‌تر است؛ البته شاید!

چهار.‌ ‌«ناچار شدم تغییرش دهم چون یک اسپم‌روبات بخش زبان‌های خارجی وب‌سایت را مورد حمله قرار داد. اگر راهکار مقابله را پیدا کنیم، دوباره امکان مشاهده و ترجمه آنی سایت به 19 زبان‌مختلف را برقرار می‌کنم.» این بخشی از یادداشت دریافت شده از دکتر دنی کاوالوچی است. این یادداشت چند روز پس از چاپ مطلبی در همین ستون (یکشنبه 3 خرداد 1388) به دستمان رسید. این دانشیار دانشگاه استراسبورگ فرانسه در ادامه ذکر کرده که بالا رفتن یک‌باره تعداد بازدیدکنندگان ایرانی سایت برایش عجیب بوده و ابراز امیدواری کرده تا ارتباط ایران و فرانسه در زمینه‌های علمی به واسطه علاقه‌های مشترکی مانند نوآوری نظام‌یافته یا ‌TRIZ‌ بیشتر شود. بازخورد دادن کار خوبی است، همیشه، و عادت کردن به آن بسیار پسندیده.

از نیمه خالی لیوان گفتیم در حالی که قدر قطره‌های موجود را هم می‌دانیم. اما لیوان نیمه را باید پر کرد تا عطش و تشنگی رفع شود.

محمود کریمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها