در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فیلم «هرچی تو بخوای» یکی از فیلمهایی است که کارگردان آن تلاش کرده با تلفیق دو نگاه طنز و جدی در مواجهه با موضوعی نسبتا جدی، فیلمی پرمخاطب ارائه کند. با این دیدگاه میتوان انتخاب نام فیلم را هم یکی از همان نشانههایی دانست که به انواع و اقسام تماشاگرانی که در این روزها دلایل مختلفی برای نرفتن به سینما دارند اعلام کند با انتخاب این فیلم میتوانند به همه توقعی که درباره یک فیلم سینمایی دارند دست پیدا کنند.
داستان فیلم درباره زنی است که به دلیل مشکلات مالی خودرو سرقت میکند. اما روزی به سبب دزدیدن خودروی مردی به نام غلام، با او در خیابان مواجه میشود و این مساله سرنوشت او و غلام را به هم پیوند میزند و آنها را دچار افت و خیزهای فراوانی میکند.
یکی از مهمترین مشکلاتی که درباره فیلم «هرچی تو بخوای» به نظر میرسد، انتخاب بازیگران آن است. بخش عمدهای از فیلم بر محور 3 بازیگر اصلی آن یعنی لادن مستوفی، حسن شکوهی و مجید صالحی میچرخد.
میتوان این طور تصور کرد که انتخاب لادن مستوفی به این سبب بوده که این بازیگر چهرهای معصوم دارد و میتواند برای نقش دختری که به دلیل رشد یافتن در خانوادهای بزهکار به راه خلاف افتاده انتخاب مناسبی باشد، اما مستوفی تنها در بخشهای محدودی از فیلم با این نقش تناسب دارد و در صحنههایی که قرار است از چارچوب آن دختر معصوم خارج شود و مثلا غلام را سر کار بگذارد، بازی مناسبی از خود ارائه نمیدهد و بیشتر حالتی کاریکاتور گونه پیدا میکند.
مخاطب سینما تاکنون از این بازیگر سینما نقش کمدی ندیده و طبیعتا برای بازیگری که تاکنون تنها در نقشهای زنان معصوم و ستمدیده و تا حدود زیادی جدی ظاهر شده، فیلم «هر چی تو بخوای» نمیتواند محملی برای تجربه تازهای در زمینه نقش و دوری از کلیشههای گذشته باشد.
انتخاب دیگری که فیلم از آن لطمه خورده بازیگر نقش غلام است که حسن شکوهی آن را ایفا میکند. شکوهی در سالهای اخیر به یک آچار فرانسه تبدیل شده که با حضور در هر فیلم سینمایی در مقام مدیر تولید، نقشی کوتاه یا بلند هم در آن فیلم ایفا میکند. اما باید این واقعیت را در نظر گرفت که ایفای نقشی بلند در فیلمیسینمایی نیازمند تواناییهای خاصی است که اگر هنرمندی آن را نداشته باشد، ممکن است آن نقش را به تیپ تبدیل کند و این اتفاقی است که به نظر میرسد در این فیلم رخ داده است. البته باید به نقش آفرینی دلیرانه شکوهی در برخی صحنهها و آویزان شدن از خودروی در حال حرکت اشاره کرد که جزو امتیازهای فیلم است. شاید علت اصلی ایفای این نقش از سوی شکوهی هم این باشد که هیچ بازیگر دیگری تن به خطر نداده و ایفای این نقش را به عهده نگرفته است.
تنها بازیگری که به نظر میرسد درست انتخاب شده، مجید صالحی است که این بار نیز نقشی مشابه دیگر نقشهای قبلی خود ایفا میکند. البته صالحی به تجربه دریافته که تماشاگران سینما دوست دارند او را در نقشی که نزدیک به ذهنیت آنهاست ببینند و به همین سبب صالحی در هر فیلم و مجموعهای در کنار تکرار مولفههای ثابت خود به عنوان یک کمدین، برخی نکات تازه را نیز به هر یک از نقشهای خود اضافه میکند که در این فیلم نیز در قالب تکیه کلامهای خاص و نیز برخی حرکات دست و صورت قابل تشخیص است. «هر چی تو بخوای» فیلم خوش ریتمی است. در هیچ جای فیلم حوصله مخاطب از تماشای آن سر نمیرود و کارگردان با کنار هم چیدن وقایع ریز و درشت، هر بار اتفاقی را رقم میزند که تماشای اثر برای مخاطب دلچسب باشد. حتی ضعفهای فیلم نیز در سایه این خوش ساخت بودن پوشیده شده است. مثلا مخاطب تصوری از آدم بدهای داستان ندارد و فکر میکند بازجوییهای فنی آنها چیزی در حد شوخی است.
در چنین وضعیتی دیگر به قتل رساندن یک زن و کودک از سوی آنها چندان قابل باور نیست زیرا خشونتی که از آنها به تصویر کشیده شده، چندان غلیظ نبوده که بتوان زیر بار قتل کودکی توسط آنها رفت. از طرفی ما نمیدانیم در حافظه قابل حملی که آدم بدها به دنبال آن هستند چه اطلاعات ارزشمندی وجود دارد. وقتی هم که این حافظه کشف میشود، از آنچه داخل آن است چیزی دستگیرمان نمیشود و فقط میدانیم اطلاعات ظاهرا مهمی است. اما در کنار این ابهامها، پرداخت پر افت و خیز داستان با محوریت خودروی مدل بالا، ذهن مخاطب را از این سوالها دور میکند.
فیلم «هر چی تو بخوای» در فصل افتتاحیه خود این شیوه را با ریزبینی و دقت فراوانی به تصویر میکشد. پرداختن به جزئیات یکی از اصول بدیهی سینماست، اما وقتی مخاطبی با اعتماد به حضور بازیگری مانند: مجید صالحی و به تصور دیدن فیلمی کمدی وارد سینما میشود و مثلا مخاطبان کودک و نوجوان را نیز با خود به داخل سینما میبرد و البته بر خلاف فیلمهای وحشت هیچ برچسب و درجهبندی هشدار دهندهای نیز درخصوص مناسب نبودن این فیلم برای کودکان و نوجوانان نمیبیند؛ قطعا دیدن سکانسی که در آن زنی به شیوههای خلاف با مردها رابطه برقرار میکند و سپس ماشین آنها را سرقت میکند کمی غیر قابل باور و عذابآور است و این سوال را در ذهن هر مخاطبی ایجاد میکند که چنین فیلمهایی از کدامیک از دستگاههای ممیزی کشور اجازه نمایش میگیرند؟ آیا لازم نیست درباره این فیلمها نیز درجهبندی سنی صورت گیرد تا مخاطبانی که با فرزندان خود به دیدن این فیلمها میآیند، کمیبا تامل فرزند خود را به سینما ببرند؟
رضا استادی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: