گزیده سرمقاله‌ روزنامه‌های صبح امروز

مؤمن! تو و شراب؟

روزنامه‌های صبح امروز ایران در سرمقاله‌های خود به مهمترین مسائل روز کشور و جهان پرداخته‌اند از جمله «اینها را هم شناسایى‌ کنید!»،«مؤمن! تو و شراب؟»،«انتظار برای انتفاضه ای دیگر در غزه»،«روز ملی عراق»،«بسیجی که ما می شناسیم!»،«بالاخره سکوت دیر گذر هاشمی شکست»و... که برخی از آنها در زیر می‌آید.
کد خبر: ۲۶۲۷۶۳

آفتاب یزد:اینها را هم شناسایى‌ کنید!  

«اینها را هم شناسایى‌ کنید!»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی آفتاب یزد است که در آن می‌خوانید؛اظهارات اخیر وزیر اطلاعات گویای اشراف سیستم امنیتی کشور بر حوادثی است که تلخی آنها بر هیچ‌کس پوشیده نیست. این اشراف از یک سو می‌تواند موجب احساس آرامش در شهروندان شود و از سوی دیگر، توقعاتی ایجاد می‌نماید که بی‌توجهی به آنها، قطعا شائبه‌برانگیز خواهد بود. مثلا مردم حق دارند که پس از ده سال ‌از حادثه کوی دانشگاه تهران، از نتیجه بررسی‌های اطلاعاتی برای شناسایی و مجازات عوامل آن حادثه تلخ مطلع شوند تا یقین کنند در آینده، آمران و عاملان حمله اخـیـر بـه کـوی دانـشـگاه تهران و برخی محیط‌های دانشگاهی در سایر استان‌ها نیز شناسایی و مجازات خواهند شد.

البته هماهنگی فعلی همه دستگاه‌های حـکومتی به گونه‌ای است که هیچ‌کس انتظار ندارد شناسایی عاملان حملات تنش‌آفرین اخیر، ده سال به طول بینجامد. این توقع از آنجا ناشی می‌شود که در فاصله کوتاهی از برگزاری انتخابات اخیر و برگزاری برخی تجمعات، عده‌زیادی از سیاسیون مخالف یا منتقد دولت، به عنوان عوامل ناآرامی‌های اخیر شناسایی و بلافاصله ادعاهایی در مورد آنها در بعضی روزنامه‌های خاص، منعکس گردید. به عبارت دیگر سیستم اطلاعاتی ایران آن قدر قوی است که می‌تواند در کوتاه‌ترین زمان افراد موردنظر خود را شناسایی و دستگیر کند. در این صورت، درخواست شناسایی سریع، دستگیری و معرفی کسانی هم که با اقدامات خودسرانه یا جنایتکارانه همچون حمله به کوی دانشگاه، افکار عمومی را جریحه‌دار کرده‌اند چندان مشکل نیست.

از سـوی دیـگر، هم زمان با انتشار سخنان وزیر اطلاعات، نامه‌ای از رئیس دولت نهم خطاب به آیت الله شاهرودی رئیس قوه قضائیه صادر شد که در آن، شناسایی و مجازات عاملان قتل تاثرانگیز خانم ندا آقاسلطان درخواست گردیده بود. با توجه به اشراف سیستم اطلاعاتی - که زیرنظر دولت و رئیس‌جمهور مـی‌بـاشـد- بـر حـوادث اخیر، شاید این انتظار نیز غـیـرمـنـطـقی نباشد که وزارت اطلاعات با گذشت ده روز از آن حادثه غم‌انگیز، سرنخ‌هایی از این جنایت را کـشـف و در اخـتـیـار قـوه قضائیه بگذارد تا اجرای درخواست احمدی‌نژاد از قوه قضائیه، در اسرع وقت امکان پذیر باشد.

توقع دیگری که از سیستم چابک اطلاعاتی ایران می‌رود مرتبط با اظهارات فرمانده نیروی مقاومت بسیج است. این فرمانده نظامی، دیروز اعلام کرده است که برخی اراذل و اوباش در حوادث اخیر از لباس پلیس و بسیج استفاده کرده‌اند. اگر این سخن، دقیق باشد قطعا شناسایی سناریونویسان این اقدام از تلاش برای اثبات ارتباط رسمی یا تلویحی برخی سیاسیون مخالف دولت با اغتشاشات اخیر، مهم‌تر و ضروری تر است.

نامه اخیر احمدی‌نژاد نشان می‌دهد بازتاب بین‌المللی برخی حوادث و بهره‌برداری جهت‌دار رسانه‌های خارجی از تصاویر مربوطه، برای مسئولان ایرانی اهمیت بسیاری دارد. در چنین شرایطی، مسئولان اطلاعاتی و امنیتی بهتر است اولویت نخست خود را به شناسایی، اثبات جرم و معرفی کسانی بدهند که برای ایجاد بدبینی داخلی و بهانه‌جویی‌های خارجی علیه ایران، در لباس بسیجی یا پلیس، به ضرب و شتم مردم پرداخته‌اند. ضمن آنکه بایستی مکانیزم ورود این نیروها به میان مردم و علت عدم ممانعت فوری از اقدامات آنها توسط نیروهای پرشمار انتظامی که در هفته‌های اخیر در کلیه مراکز تجمع حضور داشته‌اند نیز برای افکار عمومی تشریح شود.

وظیفه حساس دیگری که از سیستم قوی اطلاعاتی ایران انتظار می‌رود شناسایی عوامل نفوذی است که به اخبار پرونده‌های حساس امنیتی روزهای اخیر دسترسی دارند و با احساس مصونیت آهنین، این اخبار را بدون هیچ‌گونه واهمه‌ای در روزنامه‌های خود چاپ می‌کنند. دیروز یکی از روزنامه‌ها، که ظاهرا مدت‌ها به دنبال فرصت برای انتقام‌گیری سیاسی از یک چهره شاخص اصلاح‌طلب بوده است، ادعاهایی در خصوص اعترافات این شخصیت شناخته شده مطرح کرد و برای تکمیل عقده‌گشایی خود، نشانه‌هایی ارائه نمود که کوچک‌ترین تردیدی در خصوص شناسایی این زندانی - که فاقد هر نوع وسیله دفاع از خویش است- باقی نماند. البته با اینگونه افشاگری‌های ناشیانه ، بعضی افراد می‌توانند ادعا کنند آنچه که به عنوان اعترافات این زندانی مطرح شده، نکاتی است که طبق سناریوی مورد علاقه بعضی افراد، بایستی به هر نحو در میان اعترافات او وجود داشته باشد و به همین جهت از هم اکنون عده‌ای می‌توانند آنها را غیرقابل اتکا بدانند. اما نکته مهم‌تر، راه‌های دسترسی برخی افراد و روزنامه‌ها به پرونده‌های قضایی- امنیتی است.

اگر عوامل یک روزنامه نه چندان موثر، بتوانند اطلاعات یک پرونده مهم امنیتی را استخراج و منتشر نمایند، چه کسی می‌تواند تضمین دهد که عوامل سازمان‌های جاسوسی - که دشمنی آنها با ایران محرز است- به نحوی موفق به نفوذ در برخی پرونده‌های حـسـاس نـشوند؟ دستگاه امنیتی ایران که به دنبال اعتمادسازی در مردم و آسوده کردن خیال ملت نسبت به اشـراف خود بر همه حوادث کشور می‌باشد باید در اسرع وقت عوامل نفوذی بعضی روزنامه‌ها در پرونده‌های حساس را شناسایی و ضمن مجازات به خاطر دسترسی به اطلاعات محرمانه و انتشار آنها و نیز انتشار اتهامات اثبات نشده یک متهم، آنها را به مردم معرفی نماید. اگر این اقدام صورت گیرد سایر اطلاعاتی که توسط مسئولان امنیتی کشور در اختیار مردم قرار می‌گیرد »باورکردنی‌تر« خواهد بود و اعتمادهای بیشتری را جلاینها را هم شناسایی کنید!ب می‌کند.

کیهان:مؤمن! تو و شراب؟

«مؤمن! تو و شراب؟»عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی کیهان به قلم محمد ایمانی است که در آن می‌خوانید؛استتار در متن و انطباق با آن یا به تعبیری همرنگی با زمینه، مؤثرترین ترفندی است که از دیرباز برای ضربه زدن به حریف مورد استفاده قرار گرفته است. دشمن دراین روش از غفلت حریف استفاده می کند، نفوذ می کند، همرنگ می شود، خودی جلوه می کند، اعتماد می آفریند و سرانجام به محض فراهم شدن فرصت، از پشت خنجر می زند و در شلوغی گم می شود بی آنکه ردپایی بر جای بگذارد. درست مانند مار زهرآگینی که آرام بخزد، همرنگ محیط شود، کمین کند و صید بی خبر را شکار نماید. هرچند که سرویس های جاسوسی و اطلاعاتی امروز این ترفند را در نهایت پیچیدگی و تنوع به اجرا می گذارند، اما شیوه شیوه ای قدیمی است. آنچه پس از انتخابات 22 خرداد پدید آمد و سیمای زشت و آبله گون آشوب و ترور را پدیدار ساخت، اجرای جدیدترین نسخه از ترفند مورد بحث بود، شاید خواب از سرخفتگان بپراند که «من نام لم ینم عنه.» هر که خواب رود، دشمنش به خواب نمی رود و از او غفلت نمی کند.» شاید کسانی را توهم گرفته بود که روزگار دشمنی آمریکا و انگلیس پایان یافته و با توجه به تثبیت و اقتدار جمهوری اسلامی، آنها دیگر از دسیسه چینی برای براندازی انقلاب دست برداشته اند. اما معلوم شد انگلیس همان انگلیس عصر مشروطه است و آمریکا همان آمریکای 28 مرداد 32 و 5 اردیبهشت 59 و 18 تیر .78 و باز، آشکار شد که شجره خبیثه و ملعونه اموی، همچنان درحال تخم افکندن و شاخه دواندن و ثمره زقوم دادن است.

این رخنه از کجاد افتاد؟ کجا غفلت شد؟ روش ها و مراحل شبیخون چه بود؟ چرا کسانی دچار حیرت و اشتباه در «تشخیص» شدند؟ اگر فتنه تازه تازه درحال تخم گذاری یا انعقاد نطفه است، برای آینده چه باید کرد؟ آیا نمی توان افق های دورتر را در آینده دید و برنامه چید؟ آیا نمی توان چشم به گذشته های نزدیک و دور دوخت و عبرت اندوخت؟ اگر از این «روزن »ها غفلت کردیم و نه دوبار که چند بار گزیده شدیم- درهر جایگاهی که باشیم- آیا می توانیم نام «مؤمن» برخویش بگذاریم؟ مرد مؤمن! گوش دار! این مقتدای متقیان و امیرمؤمنان علی(ع) است که در میانه رزم با پیمان شکنان مجاهد نما، با حیرت و سرگردانی سرباز خود «حارث بن حوت» مواجه شده که از رزم ایستاده، اجتهاد می کند و می گوید «تو می پنداری من سپاه مقابل را گمراه می دانم». علی می دید او را که در آینده به اردوگاه خوارج می پیوندد و شعار «لاحکم الا لله» را در صفین سرمی دهد. اما به بهانه آن سرباز سردرگم به من و تو نهیب زد «تو پیش پایت را دیدی و سرت را بالا نکردی که افق دورتر را ببینی، تو حق و باطل را نشناخته ای که بدانی یاران آنها چه کسانی هستند.»

طی الارض نمی توانیم؟ طی زمان که می توان. عبور از زمین ها اگر ناشدنی، عبور از زمان ها و عبرت از سرگذشت ها شدنی است. ساده دلان، قرآن های سرنیزه را که در صفین دیدند- و عمروعاص و معاویه را پشت آن سر نیزه ها ندیدند- شروع کردند به سردادن شعار «لاحکم الا لله». حکم و حکومت جز برای خدا نیست. شگفت نبود، که همین چند ساعت پیش، فریب عمروعاص را خورده بودند. عمار یاسر سردار سپاه علی که به ضربت دشمن افتاد، صحابه پیامبر(ص) شهادت دادند که از زبان آن حضرت شنیده اند «ای عمار تو را گروهی سرکش و ستمکار خواهند کشت». جبهه حق و باطل در معرض آشکار شدن بود که تحلیل گران و سخن پراکنان اردوگاه معاویه به دستور عمروعاص فریاد برآوردند. «راست گفت رسول خدا. علی، عمار را به این قتال آورد و همو قاتل عمار است»! پس شگفت نبود فشار ساده دلان سپاه علی برای سازش. اما شگفتا که سردهندگان شعار «حکم و حکومت جز برای خدا نیست» علی را مجبور کردند تن به «حکمیت» دهد. ابتدا حکم و حکومت را از علی ستاندند تا مخصوص خدا کرده باشند اما ساعتی بعد همان را به عمروعاص- و آلت دستی چون ابوموسی اشعری- سپردند. حق از مدار خود بیرون افتاد و به گرد باطل گشت حال آن که کلام پیامبر هنوز تازه بود؛ «علی باحق است و حق با علی، می گردد هرجا که او بگردد.»

این روزها که کسانی از قواعد و قانون می گریزند و به خیال خویش می کوشند جمهوری اسلامی را دور بزنند و با این همه دم از مسالمت و «حکمیت» هم می زنند و منافقانه از چهره های موجه، دعوت می کنند که داوری کنند- حال آن که دستی هم به اغتشاش و باج خواهی و رفتارهای زورگیرانه- دارند، ناخودآگاه منش خوارج در ذهن زنده می شود، بدعت گزاران ساده لوحی که فریب سران خائن خود را خورده بودند و پس از آگاهی از کلاهی که سر امت رفته، به علی می گفتند در گناه ما شریک شده ای که حکمیت را پذیرفتی، پس توبه کن! جماعتی را که در رأس آن، سردار خائنی چون اشعث بن قیس قرار گرفته باشد، جز سردرگم در عرض و طول فتنه، جای دیگری هم می توان یافت؟ «لعنت خدا و لعنت کنندگان بر تو باد اشعث، ای بافنده پسر بافنده، ای منافق فرزند کافر! سوگند به خدا یک بار ملت کفر تو را اسیر کرد و بار دیگر اسلام، تو را اسیر ساخت. ننگ این دو اسارت را نه مالت مرتفع ساخت و نه جایگاهت. و آن مرد که شمشیر دشمن را به قوم خود راهنمایی کند و مرگ را به سوی بستگانش کشاند، سزاوار است که نزدیکانش با او عداوت ورزند و بیگانگان از او در امان نمانند» (خطبه 19 نهج البلاغه) و اشارت علی، به ماجرایی بود که در «یمامه» رخ داد. اشعث قوم و قبیله خود را فریفت تا خالد بن ولید بر آنها هجوم برد. پس از آن اشعث به خیانت و حیله گری معروف شد. این را اضافه کنید به صفت دیگر وی در طعمه انگاری قدرت و خیانت در بیت المال که با سرزنش امام مواجه شد. اما دریغا که جماعتی ساده دل، سپاه همین خیانت پیشه حیله گری شدند که خود با معاویه زدوبند کرده بود.

بیایید به صد سال پیش برگردیم، روزگار نهضت مشروطیت. نام «کمیته دهشت» (ترور) را شنیده اید، همان که از سوی حیدرخان عمو اوغلی تروریست معروف و مرتبط با سفارت انگلیس اداره می شد. ده ها از این انجمن های سری برای «انحراف فکری» و «رعب افکنی و ترور» در ارتباط با سفارت انگلیس فعال بودند. حیدرخان عمواوغلی خود خبری می دهد «از آنجا که متحصنین سفارت مطلقاً اطلاعی از وضع مشروطیت نداشته و ترتیب آن را مسبوق نبودند، فلذا هیئتی از عالمان مملکت ]امثال میرزا یحیی دولت آبادی که دو دهه بعد، سر از دربار رضاخان درآوردند[ همیشه دستورالعمل های باطنی خود را به آنها تلقین می نمودند که من هم جزو آن هیئت مشغول کار بودم.»

اما این تنها کار ویژه امثال حیدرخان عمواوغلی نبود. نهضت عدالتخواهی که منحرف شد و مشروطه انگلیسی بر جای آن نشست، اول شیخ فضل الله نوری مجتهد بزرگ و طرفدار «مشروطه مشروعه» را بر دار کشیدند، به دست کسانی چون یفر م خان ارمنی. آیا به آیت الله بهبهانی و آیت الله طباطبایی که در صف مقابل شیخ فضل الله ایستاده بودند و مدام او را سرزنش می کردند، مدال افتخار دادند و ترحم ورزیدند؟ نه، همین کمیته دهشت و جناب حیدرخان پس از تثبیت کودتای مشروطه! سراغ آیت الله بهبهانی رفتند و او را ترور کردند و همزمان بر آیت الله طباطبایی سخت گرفتند. مرغ فتنه به تدریج از تخم مشروطه بیرون آمد و ماهیت ضددینی و ضدملی خود را نشان داد و تازه آنجا بود که آه از نهاد طباطبایی بلند شد تا غمگنانه بگوید «سرکه ریختیم، شراب شد» ما بی دینی و وابستگی بیشتر کشور به انگلیس را نمی خواستیم. چرا چنین شد... اما دیر شده بود. حیدرخان ها و یفرم خان ها و دولت آبادی ها و احتشام السطلنه ها از تیره و تبار آقاخان کرمانی بودند که به میرزا ملکم خان توصیه کرده بود «اگر از طایفه ملایان تا یک درجه محدودی معاونت بطلبیم، احتمال دارد زودتر مقصود انجام گیرد. از این اشخاص در پیشرفت کار یاری جویید.»

رخنه از کجا افتاد و کجا غفلت شد؟ هر جا که مرز با دشمن باریک یا گم شد و جای آن را مرزهای قطور و عبورناشدنی میان نیروهای خودی گرفت، آغاز معبر زدن دشمن است. مرز با دشمن چگونه برقرار می ماند؟ 1- تقوا و بصیرت و صبر 2- چشم بر نداشتن از انگشت اشاره ولی امر. فرزندی که با خانواده قهر کرد، خیابانی می شود. پا در میدان پر از مین و کمین می گذارد. او آماده در دام افتادن است و حتی می تواند به خدمت صیاد درآید و تبدیل به طعمه ای شود برای صید دیگران. می شود بره ای سر به هوا، مهیای سورچرانی گرگ های دندان تیز کرده.

دشمن طمع می کند. فرقی نمی کند حوزوی باشد یا دانشگاهی. دکتر باشد یا آیت الله. صاحب منصب باشد یا صاحب نظر و روشنفکر. باید راه طمع و رخنه دشمن را بست. دشمن با واسطه می آید و ضعف ها و آسیب پذیری های ما دالان عبور او به داخل می شود. آنها صدسال پیش انجمن های سری و کمیته های دهشت داشتند و از ابزار رسانه و شایعه سود می جستند. آیا امروز از این حربه ها غفلت می کنند؟ آسوده خاطر نباشیم. احتیاط بد نیست. خود را و دور و بر خود را بپاییم. حلقه های ارتباطی و پیوندهای خود را بازبینی کنیم. مبادا ردپایی از منافقین در این حلقه ها و پیوندها باشد. شناسایی منافقین سخت است اما محال نیست. به تعبیر امیرمؤمنان: گمراهند و گمراه کننده. اهل لغزش فراوانند و به لغزش می اندازند. رنگ به رنگ می شوند. در فتنه غوطه می خورند. در هر کمینگاهی به کمین شما هستند. دل های آنان بیمار و چهره شان پاک است. مشی پنهانی دارند. وصفشان دارو و گفتارشان شفاست اما رفتارشان درد بی درمان. به آسایش شما حسد می برند و بر گرفتاری می افزایند. امیدها را ناامید می کنند. در هر راهی کسی را به هلاک افکنده اند و به هر دلی شفیع و واسطه ای دارند. برای هر غمی، اشکی حاضر دارند. به همدیگر ثنا و ستایش قرض می دهند. اگر چیزی بخواهند، اصرار می ورزند. برای هر حقی باطلی آماده کرده اند و برای هر حقیقت استواری، انحرافی و برای هر زنده ای قاتلی. برای رسیدن به آنچه طمع دارند اظهار بی رغبتی می کنند تا بازار خود را بر پا دارند. حرف می زنند و به شبهه و اشتباه می اندازند. حق را توصیف می کنند اما باطل را به آن می آرایند.

دشمن در لباس دوست می آید، همرنگ می شود، تملق می گوید، یارگیری می کند، فاصله می اندازد، تخم کینه می کارد، تحریک می کند، تلفات می گیرد بی آن که هزینه ای بدهد. قربانی می گیرد و به استهزا می کشد و طعنه می زند. این روزها مهره های دشمن را می توان دید که اگر چه همرنگ متن هستند اما خزیدن آنها ناهماهنگ با متن ملت و انقلاب، آشکارشان می کند. هر جا می توانند باشند، قم و تهران و دوبی و لندن و واشنگتن ندارد. هر جا که روزنی است- هر جای و جایگاهی که باشد- امکان گزیده شدن هم هست. مارهای خوش خط و خال، از همین روزنه ها سید کاظم شریعمتداری و حسینعلی منتظری و ابوالحسن بنی صدر و ده ها رجل سیاسی و مذهبی مشابه را از پا انداختند، هر یک را به بهانه ای و واسطه ای و نقطه ضعفی. مرد مؤمن! اگر سر مار فتنه به سنگ نمی کوبی، لااقل از سوراخ او گزیده نشو! مؤمن! تو و موضع اتهام؟! تو و ساختن ناخواسته شراب؟!

جمهوری اسلامی:انتظار برای انتفاضه ای دیگر در غزه

«انتظار برای انتفاضه ای دیگر در غزه»عنوان سرمقاله‌‌ی روزنامه‌ی جمهوری اسلامی است که در آن می‌خوانید؛بان کی مون دبیرکل سازمان ملل نسبت به عواقب استمرار اوضاع انفجارآمیز « غزه » هشدار داد و تصریح کرد رژیم صهیونیستی نه تنها خواسته های فلسطینی ها و سازمان ملل را نادیده می گیرد بلکه حتی به توصیه های کمیته 4 جانبه و آمریکا هم بی اعتنائی می کند .

دبیرکل سازمان ملل خواستار برخی تغییرات بنیادی در رفتار و عملکرد رژیم تل آویو شد و خاطرنشان ساخت بدون تغییر اوضاع معیشتی در نوار غزه هر لحظه ممکن است اوضاع انفجارآمیز کنونی به یک بحران دیگر ختم شود. وی افزود جلوگیری از کمک رسانه ها و عدم شروع بازسازی غزه و نادیده گرفتن مسائل انسانی غزه را به « انبار باروت » مبدل کرده است و من شدیدا از این بابت نگرانم . بان کی مون ضمن یادآوری بحرانی بودن اوضاع در کرانه باختری گفت : در پرتو عملیات ارتش صهیونیستی و ایجاد مراکز « ایست ـ بازرسی » زندگی و شرایط اجتماعی و اقتصادی مختل شده است و هیچگونه پیشرفت قابل ملاحظه ای در مواضع اسرائیل مشاهده نمی شود.

تقریبا بطور همزمان اتحادیه عرب نسبت به اوضاع وخیم در بیت المقدس و هتک حرمت مسجدالاقصی توسط صهیونیست ها هشدار داد. « محمد صبیح » معاون دبیرکل اتحادیه عرب در امور فلسطین و اراضی اشغال شده عربی درخصوص تحرکات اخیر اسرائیل در این زمینه خاطرنشان ساخت حضور وزیر امنیت داخلی اسرائیل در مسجدالاقصی به همراه افسران اطلاعاتی و نیروهای گشتی ارتش صهیونیستی بر وخامت اوضاع افزوده است و در عین حال عملیات ضد فلسطینی در گسترش شهرکهای صهیونیست نشین اطراف بیت المقدس تشدید شده است .

« محمد صبیح » خواستار دخالت فوری سازمان ملل در این خصوص شد. این درحالیست که « بان کی مون » پیشاپیش اعلام کرده است صهیونیستها به اظهارات وی بی اعتنا هستند و نه تنها وی را بلکه حتی حرف کمیته 4 جانبه و آمریکا را هم گوش نمی دهند .

با مروری بر عملکرد رژیم صهیونیستی در ماههای اخیر بهتر می توان دریافت که ابعاد مسئله تا چه اندازه گسترش یافته و حساسیت موضوع چقدر است . اکنون ماهها است که شهرک نشینان صهیونیست با یورش علیه فلسطینی ها باعث ایجاد ناامنی در مناطق فلسطینی شده اند و با تجاوزات مستمر خود شرایط ناگواری را ایجاد کرده اند. اتحادیه عرب از این وضعیت نابسامان به عنوان « جنایت جنگی صهیونیستها » یاد کرده و خواستار موضع گیری سازمان ملل در این زمینه است . این عملیات ایذائی پس از شکست رژیم صهیونیستی در جنگ 22 روزه در غزه آغاز شد و در واقع صهیونیستها سعی دارند انتقام شکست در غزه را با اقدامات نژادپرستانه و تهاجمی خود بگیرند و چنین وانمود کنند که گویا « ابتکار عمل » را دردست گرفته اند.

موضوع مهم دیگر حملات سازمان یافته شهرک نشینان صهیونیست به مزارع و باغات فلسطینی است که به تخریب و نابودی محصولات کشاورزی تاسیسات آبرسانی به مزارع و همچنین به غارت محصولات آماده حمل به بازار مصرف منجر شده است . در جریان این حملات جنون آمیز حتی شهروندان فلسطینی هم در معرض آسیب و حمله قرار گرفته اند و برخی از آنها بخاطر شدت جراحات وارده به مراکز درمانی منتقل شده اند.

از سوی دیگر اخبار و گزارشات رسیده از درون زندانهای رژیم صهیونیستی نشانگر اوضاع وخیم زندانیان فلسطینی است که حتی از امکانات اولیه نیز محرومند و حتی به خاطر بیماریهای مختلف رنج می برند و هیچگونه مداوائی در مورد آنها صورت نمی گیرد. وضعیت ناگوار زندانیان فلسطینی به حدی است که صلیب سرخ نیز علیرغم سکوت همیشگی خود در برخی موارد زبان به اعتراض گشوده و این درحالیست که هیچگونه ثبت نامی از اسیران فلسطینی توسط مراجع بین المللی بعمل نیامده و در واقع دست صهیونیستها برای شکنجه و حتی قتل اسیران فلسطینی در زیر شکنجه نیز کاملا باز است .

در بیت المقدس رژیم صهیونیستی به عملیات شهرک سازی شدت بخشیده و برای تصاحب خانه های فلسطینی به هر وسیله ای دست می زند. این امر از یکطرف باعث گسترش قلمرو صهیونیست نشین و « یهودی سازی بیت المقدس » می شود و از سوی دیگر بر تعداد آوارگان بی خانمان فلسطینی می افزاید ولی مجامع بین المللی در قبال این فجایع سکوت کرده اند.

اگرچه اقدامات ایذائی علیه فلسطینی ها به گروههای افراطی و تندرو نسبت داده می شود ولی مسئله اینست که ارتش صهیونیستی و نیروهای باصطلاح امنیتی اسرائیل از این عملیات ضدانسانی حمایت می کنند و نسبت به اعتراض فلسطینی ها بی تفاوتند و حتی عموما با تمسخر به آنها توصیه می شود که علیه مهاجمین شکایت کنند. این قبیل شکایات بطور همیشگی بایگانی شده اند. اخیرا یک گروه افراطی یهودی سعی دارد برای ایجاد « معبد هیکل » فضاسازی کند. اگرچه این اقدام به یک گروه غیرمسئول نسبت داده شده است ولی عملا مورد حمایت آشکار صهیونیستها قرار دارد و احتمال می رود که هر لحظه باعث درگیری گسترده میان فلسطینی ها و صهیونیستها شود با وجود آنکه گفته می شود سازمان ملل و کمیته 4 جانبه علیه این روند انفجاری موضع دارند ولی در میدان عمل هیچگونه اقدام و اعتراض و تصمیمی که متناسب با ابعاد فاجعه باشد به چشم نمی خورد . در واقع مجامع بین المللی و کمیته 4 جانبه « سیاست صبر و انتظار » را در پیش گرفته اند و تا آنجا که زمینه وجود دارد برای تشدید عملیات ضد فلسطینی « چراغ سبز » نشان می دهند.

این پدیده در صحنه فلسطین تازگی ندارد و در طول 90 سال گذشته تقریبا بطور مستمر همین وضعیت بر منطقه حاکم بوده است ولی در ماههای اخیر دولت آمریکا سعی کرده چهره ای جدید از خود را به نمایش بگذارد. این پدیده ابتدا با امیدواری فلسطینی ها مواجه شد ولی اکنون فلسطینی ها به تجربه دریافته اند که میان سیاستهای « اوباما » بوش کوچک و کلینتون تفاوت چندان محسوسی وجود ندارد.

مقامات واشنگتن ادعا کرده اند که دوران جدیدی در قلمرو فلسطین آغاز شده و دوران وعده دادن و عمل نکردن به پایان رسیده است . نمایندگان اوباما حتی پا را فراتر گذاشته و گفته اند آنچه در گذشته ممکن و مجاز بود از این پس ممنوع شده و اسرائیل بایستی پاسخگو باشد ولی آنچه در سرزمینهای اشغالی می گذرد تصویر متفاوتی را به نمایش می گذارد و نشان می دهد که شعارهای اوباما رنگ باخته اند.

بنیامین نتانیاهو از طرف گروههای رقیب و هم پیمان در معرض فشار قرار گرفته و برای استمرار حکومتش به آنها میدان می دهد که هر آنچه مایلند انجام دهند. این بدان معنی است که آنچه این روزها در سیاهچالهای صهیونیستی غزه کرانه غربی و در اطراف شهرکهای صهیونیستی و حتی در بیت المقدس می گذرد پیشاپیش توسط دولت لرزان « نتانیاهو » مورد تایید ضمنی قرار گرفته است . تصادفی نیست که هر زمان یهودیان افراطی علیه فلسطینی ها وارد عمل می شوند نیروهای ارتش و « گارد ویژه » به کمک آنها می شتابند و به « جنایات جنگی » متوسل می شوند . آنچه امروز شاهد آنیم پس لرزه های دائمی شکست اسرائیل در جنگ 22 روزه در غزه است . با وجود این گروههای سیاسی اعم از افراطی و غیرافراطی از عملکرد نتانیاهو راضی به نظر نمی رسند و هر کدام به شیوه ای از رفتار سیاسی دولت وی انتقاد می کنند و حتی وی را کودن عقب افتاده بیکار و دروغگو معرفی می نمایند. شاید نتانیاهو با این شیوه بتواند به حیات سیاسی خود برای چند ماهی بیشتر ادامه دهد ولی باز گذاشتن دست جنایتکارانی که از هیچ شرارتی فروگذار نکرده اند اوضاع انفجارآمیز سرزمین های اشغالی را به آستانه بحران رسانده است . نتانیاهو برای مهار بحرانهای داخلی به همه صهیونیستها چراغ سبز داده ولی شعله های سرکش انتفاضه فردا از درون سرزمین های اشغالی زبانه خواهد کشید.

ابتکار:بالاخره سکوت دیر گذر هاشمی شکست

«بالاخره سکوت دیر گذر هاشمی شکست»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی ابتکار است که در آن می خوانید؛ظاهر قضیه نشان می دهد شکافی که طی دو هفته در لایه های فوقانی حاکمیت ایران پیدا شده بود از ششم تیرماه و بعد از اعلام بیانیه مجمع تشخیص مصلحت درباره انتخابات و صحبت های آقای هاشمی در دیدار با خانواده های شهدای هفتم تیر در حال پر شدن است. اما واقعیت این است که محل این شکاف محو شدنی نیست و جراحی پلاستیک نیز نمی تواند آن را به حال قبل برگرداند. در مدتی که از برپایی انتخابات و اعلام نتایج آن می گذرد، پرسش مهمی که ذهن سیاسیون ایرانی را به خود معطوف می کند، فرجام اعتراضات و نیز نحوه نقش آفرینی هاشمی رفسنجانی در این مقطع است.

هاشمی که بعد از مناظره تلویزیونی موسوی -احمدی نژاد بار دیگر در انظار قرار گرفت، روزهای پرمشغله و پررفت و آمد و پرشایعه ای را از سر می گذراند. ظرف 20 روز گذشته حتی یک روز نبوده است که حرف از هاشمی رفسنجانی به میان نیاید و حدس ها و شایعاتی درباره واکنش او نسبت به نتایج انتخابات و بازی های پشت پرده سیاسی طرح نشود. محمود احمدی نژاد در مناظره تلویزیونی خود با رقیب اصلی اش میرحسین موسوی پای هاشمی را رسما به انتخابات باز کرد و از حمایت های او از مهندس موسوی خبر داد و اتهاماتی را نیز روانه خانواده وی کرد و بار دیگر از موضوع مفاسد اقتصادی به عنوان حربه ای موثر بهره برد.

رفسنجانی بعد از آن مناظره یک بار در بارگاه امام خمینی و در سالروز رحلت ایشان، با احمدی نژاد ملاقات کرد. زمانی که رهبر معظم انقلاب بیانات مهمی درباره انتخابات و همان مناظره معروف ایراد می کردند، هاشمی و احمدی نژاد با ظواهر و احوالی متفاوت و با فاصله از یکدیگر نشسته بودند. عکسی که از پایان این مراسم مخابره شد و به بحث اول محافل مطبوعاتی و سیاسی بدل شد، هاشمی را ایستاده نشان می داد که با لبخندی تلخ بر لب، دستش را به سمت احمدی نژاد برده و کاغذی را توی دستش می گذاشت.

تعابیر مختلفی از این عکس در محافل بر زبان ها افتاد و حتی پیامک های طنزی نزد عوام رایج شد. اختلافات میان دولت و نهادهای حاکمیت چون مجلس و مجمع تشخیص در چهار سال گذشته بر کسی پوشیده نبوده ولی اختلاف ها از زمان آغاز تبلیغات انتخابات دهم عیان شد و جامعه را متوجه شکاف های عمیق در لایه های فوقانی حاکمیت کرد. اعلام نتیجه انتخابات و تاکیدات رهبر انقلاب درباره لزوم تمکین از نتیجه آرا و پایان دادن به اعتراضات و نیز حمایت ایشان از احمدی نژاد و نزدیک خواندن دیدگاه های خود به او - در مقایسه با تفکرات هاشمی - این گمانه را در اذهان نشاند که هاشمی رفسنجانی به زودی از تمام مسئولیت هایش کنار می رود.

همگان هر روز منتظر انتشار بیانیه ای از دفتر هاشمی در تایید یا رد اتفاقات پس از انتخابات بودند و حتی یک روز یکی از خبرگزاری های نزدیک به دولت وعده انتشار بیانیه ای را از سوی وی در دقایقی بعدتر داد. بیانیه ای که هیچ گاه منتشر نشد و دفتر هاشمی رفسنجانی چون روزهای گذشته به تکذیب این موضوع پرداخت. حتی بالا گرفتن حوادث خیابانی و اعتراضات موسوی و کروبی به واکنشی عینی از سوی هاشمی منجر نشد و برخی سایت ها خبرهایی از سفر چند روزه او به قم برای رایزنی با مراجع و آیات عظام با هدف موضع گیری نسبت به انتخابات منتشر کردند. خبرهای مربوط به این دیدارها با شایعات عجیب دیگری نیز درباره تشکیل قریب الوقوع جلسه خبرگان رهبری و... همراه بود که آن قدر دور از ذهن می نمود که حتی قابلیت تکذیب نیز نداشت.

هاشمی رفسنجانی اما ترجیح داد سکوت کند و هیچ کس را از ذهن و افکار خود مطلع نکند. اینکه چرا خود هاشمی به گفتگو و صحبتی درباره انتخابات نپرداخته و برخی نمایندگان مجلس به نقل برخی دیدگاه های او پرداخته اند، از هاشمی بعید نیست. او در سال های اخیر کمتر موضع صریح و مستقیمی درباره رویکردهای انتقادبرانگیز نظام اتخاذ کرده و همواره ترجیح داده است که به روش روحانیت سنتی عمل کند. برخی او را به روش های مختلف تحت فشار گذاشته بودند تا بعد از موضع گیری مستقیم رهبری در خطبه های نماز جمعه، اعلام نظر و حمایت خویش را از رهبری نظام اعلام کند. این اقدام همچنان مسکوت ماند تا اینکه بعد از دیدار تعدادی از نمایندگان مجلس با زخم خوردگان انتخابات (موسوی، کروبی، هاشمی و ناطق نوری) خبرهایی از نتایج دیدارها با هاشمی منتشر شد و بیانیه ای نیز از سوی مجمع تشخیص مصلحت نظام اعلام شد.

حسن سبحانی نیا یکی از اعضای گروه مذاکره کننده با هاشمی نقل کرده است که آقای هاشمی در این دیدار تاکید کرده است که "در اختلاف نظرهایی که هست، در نهایت نظر رهبر معظم انقلاب برای من حجت است." وی با بیان اینکه هاشمی رفسنجانی در این دیدار به سابقه دوستی دیرینه خود با رهبر انقلاب اشاره کرده، ادامه داد: ایشان از تعابیری استفاده کردند که عمق رابطه و دوستی وی با مقام معظم رهبری را نشان می دهد. آقای هاشمی تاکید کرد که نظر رهبری به عنوان ولی امر است و اگر اختلاف نظری در جایی باشد نظر مقام معظم رهبری برای وی حجت است. این نماینده مجلس به نقل از هاشمی گفته است که در دیداری که میرحسین موسوی با رئیس قوه قضاییه داشته است، او (هاشمی رفسنجانی) نیز حضور داشته و در این جلسه یکی از خواسته های آقای موسوی فراهم شدن زمینه صحبت در رسانه ملی و همچنین برگزاری تجمع با مجوز های قانونی بوده است.

به هر ترتیب سکوت نه چندان طولانی اما دیرگذر هاشمی شکست و سرانجام مجمع تشخیص مصلحت نظام صبح روز شنبه پس از بحث در مورد انتخابات اخیر ریاست جمهوری و تحولات پس از آن، بیانیه ای درباره مسائل انتخابات صادر کرد. این بیانیه بسیار نزدیک به قرائت های رسمی روزهای اخیر از بیانات رهبر انقلاب است که در آن از نامزدهای معترض خواسته شده است تا به قانون و نظر شورای نگهبان تمکین نشان دهند.

هاشمی روز یکشنبه با حضور در جمع خانواده های شهدای هفتم تیر زبان به سخن گشود و ضمن هشدار اعلام داشت تحولات پس از انتخابات با فتنه ای پیچیده بود.آنچه مشخص است اینکه جایگاه هاشمی رفسنجانی از خرداد 88 به بعد تفاوت های عمیقی با جایگاه پیشین اش خواهد داشت; خواه به شرایط موجود تن دهد، خواه انزوای سیاسی در پیش گیرد و خواه دست از حمایت معترضان نکشد. در این دوهفته هاشمی با دو خط سیاسی مواجه بود گروهی به شدت به دنبال پروژه منتظری سازی از هاشمی بودند و هر راهی را برای رسیدن به این مقصود پیمودند و خواستند او را به ضد قهرمان تبدیل نمایند گروهی هم به دنبال قهرمان سازی از وی بودند و هر روز بر دامنه گمانه های خود به منظور هدف مذکور بهره برداری کردند و هاشمی نشان داد که همچنان دلبسته انقلاب و نظام است.

رسالت:واقعی تحلیل کنیم

«واقعی تحلیل کنیم»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌‌ی رسالت به قلم محمد مهدی انصاری است که در آن می‌خوانید؛باز هم فتنه‌ای در تاریخ انقلاب اسلامی به ثبت رسید و به اندوخته تجارب نظام افزوده شد که یقینا به عمیق تر شدن ریشه های تنومند این درخت پرثمر در برابر توفانها و تندبادهای دیگر خواهد انجامید، کما اینکه در گذشته انقلاب اسلامی نیز تمامی بحرانها و چالشها در نهایت همین کارکرد را داشته‌اند که ساختارهای نظام را آبدیده‌تر ، مسئولان آن را مجرب‌تر و مردم را پایبندتر به اصل نظام کرده‌اند. البته این تجارب و فتنه‌ها با صرف هزینه‌های بسیار گزاف و به قیمت از دست دادن منابع واقعا بی‌بدیل و حتی جبران ناپذیر انسانی و مادی و معنوی پشت سر گذاشته شده‌اند و این‌گونه نیست که با خیالی آسوده بنشینیم و نظاره‌گر توطئه در پی توطئه و آشوب در پی آشوب باشیم وبگوییم که این مسائل نظام را آبدیده‌تر و ریشه‌دارتر می‌کند، پس جای نگرانی نیست... ! ابدا این طور نیست و این رویکرد ، نهایت خوش باوری ، ساده‌انگاری و حتی پاک کردن صورت مسئله است برای فرار از یک نگاه تحلیلی عالمانه و پاسخگویی واقع گرایانه به مسائل و مشکلات احتمالی درون نظام.

به نظر نگارنده «اگر بخواهیم در مقطع کنونی از تحلیل واقعی قضایای اخیر و اغتشاشات خیابانی طرفداران یکی از کاندیداها و مسائل پیش آمده، به هر عنوانی طفره برویم، این طفره رفتن و سرباز زدن از ریشه‌یابی حقیقی علل آشوبها و ... از اصل فتنه‌ای که پشت سر گذاشته‌ایم به مراتب خطرناکتر است .» متاسفانه به نظر می‌رسد این روزها تمام تلاشها را معطوف به این کرده‌ایم که بگوییم عوامل خارجی و بیگانه در شکل‌دهی این بحران سیاسی نقش آفرین بوده‌اند و با افزایش تعداد پروازها به تهران آمدند و ضربه زدند و رفتند!! واقعا به همین سادگی؟... ! بله ، این درست است که دشمنان قسم خورده نظام و انقلاب از هر موقعیتی برای ضربه به انقلاب بهره‌گیری کرده و می‌کنند، اما آیا این بزرگ‌نمایی نقش عوامل بیگانه و ایادی نفاق و اپوزیسیون خارج‌نشین نیست؟! آیا نظام ما واقعا این‌قدر ضعیف و آسیب‌پذیر است که با تحریک مثلا چند وابسته فلان سفارت خارجی یا ورود چند منافق به کشور در آستانه انتخابات و یا سرمایه‌گذاری تعدادی سلطنت طلب فراری و دخالت وابستگان فلان گروه اپوزیسیون ، این‌گونه به یک بحران سیاسی و ‌آشوب برسد؟!

البته و صد البته که این‌گونه نیست . پس بیاییم و واقع ‌گرایانه مشکل و بیماری را کالبد شکافی کنیم و مراکزی در نظام به یاری برخی از نخبگان و صاحب‌نظران و جامعه شناسان و ... تشکیل شوند و به این مهم بپردازند و بدیهی است که ممکن است بخشهای عمده‌ای از تحلیل‌ها و یافته‌های این آسیب شناسی و کالبد شکافی ، غیرقابل انتشار باشند؛ بله؛ این طبیعی است و باید هم این چنین باشد، اما آن بخش هایی که قابلیت انتشار دارند برای روشنگری افکار عمومی در اختیار همگان قرار داده شود تا مردم هم به یک درک درست از مسائل نایل آیند.

این نگاه واقع بینانه به مسائل جاری و واکاوی عینیت‌های جامعه، حرکت نظام را بیمه می‌کند و انجام برخی اصلاحات ضروری را به ما گوشزد نموده و یا لزوم درمان بعضی باورهای اشتباه را پیش روی ما قرار می‌دهد. لازم است  راهکارهای بلند مدتی طراحی شوند تا نظام به همین سادگیها از چنین توفانها و فتنه‌هایی آسیب نبیند و دشمنان هم از خلاها استفاده‌های سوء نکنند، همچنین نقاط قوت و ضعف ساختارها و تصمیم‌ها و برخوردها و ... بازشناسی شوند و یک ارزیابی کلان از تحولات و مطالبات اجتماعی جامعه ارائه شود که در سیاستگذاری‌های آتی بایستی لحاظ گردند.

به قضایای اخیر کشور هم باید به عنوان «تهدید» نگریست و هم به مثابه «فرصت»‌ تا بدانیم که چگونه یک گروه معدود سیاسی با اینکه در یک فرایند قانونی و مردمسالارانه با شکست مواجه شده‌اند می‌توانند با موج سواری و شایعه‌پردازی، و یا تحریک زمینه‌های نارضایتی عده‌ای، درک و شعور سیاسی ایشان را دستاویز خودخواهی خود قرار دهند و نظام را با یک بحران سیاسی مواجه سازند؟ و چرا این جماعت با علم به این حقیقت به یاری گروه سیاسی شکست خورده می‌پردازند؟ و علامات سوال جدی دیگری که باید به آنها پرداخته شود و بدون اینکه بخواهیم خودمان را دور بزنیم نقاط آسیب‌زای نظام را در هر کجا که می‌خواهد باشد ، بشناسیم و در صورت امکان آنها را درمان نموده و حتی در صورت نیاز این عوامل و زمینه‌های چالش‌زا را به جامعه بشناسانیم.

مردم سالاری:پس لرزه های انتخابات و قربانیانی در وزارت نفت

«پس لرزه های انتخابات و قربانیانی در وزارت نفت» عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی مردم سالاری به قلم سیروس سازدار است که در آن می خوانید؛دغدغه این روزهای جامعه و راهکارهایی که امروزه به کار برده می شود تا مردم بیش از این اعتماد و دلبستگی خویش را از دست ندهند و نیز بیش از این دلزدگی بر جامعه حاکم نشود از اهمیت خاصی برخوردار است. اما چه می شود که به نام عدالت خواهی پرچم عدالت را برافراشته و در زیر همین پرچم برای مردم تشنه عدالت طبق معیار و سنجش های خویش با برکناری مدیران لا یق در این شرایط خطیر و خاص به جهت پاره ای از ملا حظات سیاسی، آنان را از صحنه کار خارج کرده و ضربه سنگینی بر پیکر وزارتخانه ها وارد می کنند؟ غافل از این که این وزارتخانه تامین کننده بخش مهمی از بودجه کشوری است. حل مشکلا ت صنعت نفت مدیران لا یق و با تجربه را می طلبد که در طول سالیان متمادی پخته تر شده اند و می توانند کشور را به خود کفائی رسانده و خواب خوش را از بیگانگان بگیرند.

اما متاسفانه سوالی که درروز 88/1/25 از وزیر محترم نفت در ارتباط با یکی از مدیران متخلف شده بود که در نهایت دفاعیات وزیر محترم نمایندگان را قانع نکرد اما متاسفانه به جای توجه به اخطار مجلس شورای اسلا می در جهت رفع مشکل مدیریت نه تنها با مدیر متخلف هیچ برخوردی نشد، بلکه بار دیگر مهرورزی به جای این که شامل مدیران لا یق و با تجربه شود متوجه مدیری متخلف و بی تجربه شد و نیز کارشناس ورزیده و شناخته شده و امتحان پس داده قربانی ملا حظات سیاسی شده و مهر عدم همکاری را خورد که نتیجه جز متزلزل کردن پایه های صنعت نفت چیز دیگری به همراه ندارد. کما این که مدیران دیگری نیز طی روزهای اخیر از وزارت نفت برکنار شده اند و گویا مدیران دیگری نیز در آستانه برکناری قرار دارند.

غافل از این که این مدیران توانمند هستند که می توانند ذخایر زیرزمینی ما را به سرمایه های بزرگ تبدیل نموده و در جهت اعتلا ی کشور و خودکفایی گام های موثری بردارند و از تزریق نفت به بودجه جاری کشور جلوگیری نمایند. مدیریت کار آمد می تواند این سرزمین را در زمینه انرژی به خود کفایی برساند. حال مسوولا ن وزارت نفت در قبال از دست دادن این سرمایه های بزرگ و ارزشمند چه پاسخی دارند؟

قدس:روز ملی عراق

«روز ملی عراق»عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی قدس است که در آن می‌خوانید؛خروج نیروهای آمریکایی از شهرهای عراق و واگذاری امور امنیتی به نیروهای دولت مرکزی این کشور، امروز رسماً آغاز می شود.

صرف نظر از اینکه آمریکایی ها به طور کامل نیروهای خود را از همه شهرهای عراق خارج کنند یا نه، شروع این روند و اجرای این بخش از توافقنامه عراق با اشغالگران یک اتفاق فرخنده و مؤثر است که می تواند به عنوان یکی از مصداقهای استقلال از آن یاد شود.

هر چند خروج از شهرهای عراق و استقرار نیروهای آمریکایی در حومه، همچنان موضوعیت اشغالگری را حفظ خواهد کرد، ولی نفس خروج نیروهای اشغالگر به صورت مرحله ای از عراق، رخدادی است که عملاً به آمریکایی ها تحمیل شده است.

آمریکایی ها به عراق آمده بودند تا بمانند و از خوان گسترده نفت این کشور بهره ببرند و منابع انرژی آن را برای سالهای طولانی در اختیار بگیرند، اما فرآیند مبارزات ملت عراق چه در بعد نظامی در آغاز اشغال و چه در بعد سیاسی، با شکل گیری مسیر ایجاد دولت ملی در این کشور، موجب شد شیعیان عراق، متحد و یکپارچه، حرکتی را شروع کنند که تنها بخشی از نتیجه و سرانجام آن خروج نیروهای اشغالگر در این مرحله از شهرهای عراق است.

مقامهای آمریکایی چه قبل و چه بعد از اشغال و حتی پس از جابجایی قدرت در این کشور و روی کارآمدن باراک اوباما، به نوعی موضعگیری کرده اند که به وضوح نارضایتی و اجبار آنها را به پذیرش خروج مرحله ای از عراق نشان می دهد. کاملاً روشن است که با وجود هزینه های هنگفت و سنگین اشغال این کشور آنها تمایل زیادی به حفظ موقعیت خود داشته و دارند.

بویژه طی ماههای اخیر این تمایل را می توان از نوع اظهارات و گفته های مقامها و فرماندهان نظامی آمریکا و چهره های ارشد وزارت خارجه این کشور درباره وضعیت حساس و پرمخاطره امنیتی عراق، دریافت. تمامی عوامل اشغالگران، هم خود را بر این گذاشتند تا با بزرگنمایی مسأله امنیت شکننده در عراق و تشدید عملیاتهای کور تروریستی علیه مردم و بویژه شیعیان، صحنه عراق را عرصه رویارویی مذهبی جلوه دهند و شرایطی را پدید آورند که حتی با خروج نیروهای آنها ثبات و آرامش به راحتی به شهرها باز نگردد.

از همین روست که طی ماههای اخیر، عملیات تروریستی در عراق در مناطق تحت اختیار اشغالگران به شدت افزایش یافته است در حالی که نیروهای بومی در مناطق واگذار شده با وجود تمامی کارشکنی ها و نفوذ عوامل بیرونی با سیری رو به رشد در مهار ناآرامی ها و ممانعت از انجام عملیات تروریستی بسیار موفق عمل کرده اند و در همین مدت بسیاری از عملیاتهای تروریستی کشف، خنثی و عوامل آن منهدم شده است.

این وقایع در کنار مسائل و رخدادهای دیگری نظیر دیپلماسی مداخله جویانه کشورهایی چون عربستان، کویت، مصر و شیخ نشین های جنوب خلیج فارس علیه دولت مرکزی عراق و شیعیان این کشور و همسویی آنها با آمریکا، بیانگر حرکتی شکل گرفته با محوریت اشغالگران بود تا حتی پس از خروج نیروهای آمریکایی، ثبات به عراق باز نگردد.

با وجود همه این مشکلات تدابیر شدید دولت عراق از ماهها قبل و آموزش و تجهیز نیروهای امنیتی بومی برای اجرای مأموریت سرنوشت ساز به دست گیری کنترل و امنیت شهرها، زمینه و بستر لازم را برای شروع این جابجایی و خروج نیروهای آمریکایی از شهرها آماده کرد و هر بهانه ای را از اشغالگران گرفت.

البته این پایان کار نیست و این جابجایی و تحول بدون هزینه انجام نخواهد گرفت و نمی توان گفت پیروزی مردم عراق در مبارزه با اشغالگری، حتی به مرحله نیمه نهایی رسیده است، بلکه با توجه به سیاست آمریکایی ها در منطقه که متأثر از راهبردهای صهیونیستی و مبتنی بر تجزیه کشورهای اسلامی است، باید منتظر حوادث و رخدادهای جدیدی در این کشور بود.

نباید فراموش کنیم، طرح تجزیه عراق به سه کشور شیعه، سنی و کردنشین در سال 1982 از سوی رژیم صهیونیستی ارائه شده و هنوز هم در دستور کار لابی این رژیم در دستگاه سیاست خارجی آمریکا قرار دارد، لذا به نظر می رسد با خروج نیروهای نظامی آمریکا از شهرهای عراق، بویژه در مناطق شیعه نشین و مساجد و اماکن و مناطق مذهبی، موج گسترده ای از حملات تروریستی و ناامنی شکل گرفته و تشدید شود، کما اینکه در روزهای اخیر نیز نشانه ها و آثار این امر در افزایش چشمگیر بمبگذاریها در عراق مشهود بوده است.

از سوی دیگر، در صحنه دیپلماسی و روابط بین الملل و منطقه ای و تعاملات خارجی دولت عراق باید شاهد فشارهای فزاینده از سوی کشورهایی چون عربستان، کویت، امارات، مصر، اردن و حتی قطر بر حکومت و دولت مالکی باشیم.

با توجه به ارتباطاتی که نیروهای القاعده و جریانهای سلفی و نیروهای بازمانده بعثی با این کشورهای عربی و البته آمریکایی ها دارند و حمایتهای گسترده مالی، تجهیزاتی و سیاسی آنها از این گروههای تروریستی، موج گسترده عملیات خرابکارانه، تروریستی و ایجاد رعب و ناآرامی در عراق بدیهی به نظر می رسد و دولت عراق با یک دوره بسیار حساس و بحرانی روبه رو خواهد بود که در تثبیت موقعیت دولت ملی این کشور و استحکام موقعیت آن بسیار تعیین کننده است. لذا اگر دولت مالکی بتواند با مدیریت درست و هوشیارانه این وضعیت به مرور و در میان مدت بر شرایط بحران محتمل غلبه یابد و نظام امنیتی خودرا استحکام بخشیده و موقعیت خود را تثبیت کند خواهد توانست با قدرت بیشتری مراحل بعدی توافقنامه امنیتی با آمریکا را به پیش ببرد و آن را اجرایی کند تا طی دو سه سال آینده، خروج کامل نیروهای اشغالگر از این کشور محقق شود.

این امر مستلزم قوام، ثبات و پایداری دولت ملی عراق در مسیر تأمین امنیت بومی در کشور و تقویت و پشتیبانی دستگاهها و نیروهای امنیتی بومی و البته مبارزه و مراقبت در برابر جریانهای نفوذی در دستگاه امنیتی این کشور است.

صدای عدالت:بسیجی که ما می شناسیم!

«بسیجی که ما می شناسیم!»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی صدای عدالت به قلم بهرام گل زاده ‏است که در آن می‌خوانید؛ واژه بسیج و بسیجی شاید یکی از نادرترین واژه هایی باشد که پس از انقلاب اسلامی ' بویژه در سالهای دفاع و مقاومت در برابر تجاوز دشمن به مرزهای میهن' با هویت دینی و ملی انقلاب درآمیخته و همواره به عنوان یک پتانسیل و ظرفیت مورد توجه رهبران جامعه و دست اندرکاران سیاسی و اداره کشور بوده و در ادبیات سیاسی فرهنگی و اجتماعی جامعه ایران نیز جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داد و به تعبیری جایگاه ویژه ای در انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی داشته است.‏

بسیج و بسیجی به دلیل مقاوت ها و رشادت هایی که در مقابل تجاوز سنگین دشمن به میهن با بهره گیری از مدرن ترین سلاح ها و تسلیحات نظامی' از خود نشان داد همواره مورد تکریم و تعظیم ملت ایران بوده و در سخت ترین شرایط به عنوان نقطه قابل امید و اتکا در تصمیم سازی و تصمیم گیری ها و... مورد توجه قرار گرفته است.‏

اگر نیم نگاهی به تاریخ پس از انقلاب اسلامی و سالهای دفاع مقدس بیاندازیم خواهیم دید' بسیجی که ما شناختیم و برخی از نسل های ابتدایی انقلاب اسلامی به چشم خود دیدند همواره عناصری مومن و فداکار و از خود گذشته و پاکباخته و مایه دلگرمی و افتخار ملت بوده اند.

بسیج و به خصوص نسل های نخستین بسیجی که ما می شناسیم و از عملکرد و رفتار آنان آگاهی داریم واقعیت هایی بودند که از جان خود گذشتند و آرامش و امنیت به ملت هدیه کردند. برای خود هیچ نخواستند و هر چه خواستند برای ملت و مردم کشورشان خواستند. در سخت ترین شرایط در جبهه های جنگ زندگی کردند و به جمعیت میلیونی پشت جبهه اطمینان دادند که اجازه نخواهند داد دشمن تا دندان مسلح آسیبی به سرزمین و امنیت و آسایش آنان بزند و دشمن تا دندان مسلح را با قدرتمندی تا مرزهای بین المللی به عقب راندند.

بسیجی که ما می شناسیم؛ برای پول و حقوق نجنگید' به دنبال کسب موقعیت و امتیاز ویژه نبود' حتی برای کسب اعتبار و پرستیژ اجتماعی پا به میدان های نبرد نگذاشت. همیشه گمنام ماند و در گمنامی بزرگترین رشادت ها و از خود گذشتگی ها را در عمل نشان داد.بسیجی که ما می شناسیم؛ انسان هایی ویژه بودند'آنچه خوشحالشان می کرد و خستگی از جسمشان بیرون می راند تلاش و جانبازی برای نشاندن امید به دل ملت و خنده بر لبان آنان بود. پیروزی و ظفر را برای هم میهنان خود به ارمغان می آوردند و در مقابل' یا گمنام در صحنه های نبرد جان خود را فدا می کردند یا در میان مردم' همانند یک انسان معمولی بدون چشمداشت و باز هم گمنام زندگی کرده و می کنند.

بسیجی که ما می شناسیم؛ دغدغه ی ملت تنها دغدغه ی آنان بود! خواست ملت خواست آنان و بخشیدن غرور و سربلندی به مردم' بزرگترین افتخار آنان! و متقابلا در چشم ملت نیز سرداران بزرگ و ملی بودند که هیچ زمان از حافظه تاریخ این مرز و بوم پاک نخواهند شد و همواره از آنان با عنوان مردانی یاد خواهد شد که با ایمان الهی و انگیزه های قوی میهن پرستی' سربلندی و افتخار را به ملت هدیه کردند.

بسیجی که ما می شناسیم؛ نه تنها امنیت و سلامتی و آسایش خود را فدای امنیت هم میهنان کرد بلکه در مقابل دشمن متجاوز نیز بر خلاف نرم بین المللی' با برخوردها و رفتارهای اخلاقی' نمونه هایی از بزرگ منشی و ایثار در تاریخ بشریت به یادگار گذاشت و به الگویی انسانی و اخلاقی برای همه تاریخ بشر تبدیل شد!

یادمان نرفته که بسیجی در سخت ترین شرایط جنگی و نبرد با دشمن متجاوز' نیز هیچ زمان اخلاق و انسانیت را قربانی رفتار ها و ضرورت های طبیعی و غیرقابل اجتناب جنگی و نظامی نکرد. فراتر از کنوانسیون های بین المللی رفتار کرد. با اسرایی از جبهه دشمن که تا لحظاتی قبل از اسارت با آخرین توان با او جنگیدند همانند یک انسان رفتار کرد. نان اندک و آب گرم و جوشیده ی خود را تقدیم دشمن به اسارت گرفته شده کرد و تا اینجا نیز پیش رفت که با به خطر انداختن جان خود ' مانع از وارد آمدن کوچکترین لطمه به جان اسیر در بند شود و در واقع رفتاری انسانی و دینی و معصوم گونه از خود به جای گذاشت و در میدان نبرد نیز درس آزادگی و حریت به تاریخ داد!

و بسیجی که ما می شناسیم؛ فداکاری و از خود گذشتگی کرد اما در سخت ترین شرایط جنگی حتی لحظه ای از یاد ملت و ضرورت فداکاری برای آنان' غافل نشد چون خود را فرزند این ملت می دانست و به همین دلیل نیز همیشه در جان و دل این ملت جا داشت و دارد ...

بسیجی؛ بسیجی که در جبهه جنگ حاضر شد و رشادت و جانبازی کرد و جان خود را در کف دستان گرفت' برای ملت یک افتخار ملی و مومنی پاکباخته بود و هست و لذا بر همگان است که تلاش کنیم این بسیج برای همیشه در دل این ملت و در کنار این ملت باشد و به واقع بسیج بماند و مایه افتخار و سربلندی و نقطه اتکا و اعتماد و آرامش باشد.... و خدایی ناکرده در اثر بی تدبیری تبدیل به ابزار سیاسی نگردد! امیدوارم که اینچنین باشد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها