خداحافظ شعر دانشجویی!

شعر دانشجویی یا بهتر بگویم شعری که توسط دانشجویان سروده می‌شود، همواره شاخه‌ای توانا و پربضاعت در شعر جوان کشور به شمار رفته و می‌رود. این توانمندی به گونه‌ای است که گاهی شاعران دانشجو، بهترین نمونه از شاعران جوان به شمار می‌روند. مهم‌ترین موید چنین نگاهی، شاید عصر شعرها و شب شعرهایی باشد که در دانشگاه‌ها و محیط‌های دانشجویی برگزار می‌شود و به طور معمول جدا از شعرخوانی دانشجویان، با آغوش باز پذیرای شعرهای جوانانی است که یا تا چندی پیش دانشجو بوده‌اند یا امیدوارند که تا چندی دیگر دانشجو شوند.
کد خبر: ۲۶۲۲۷۸

البته اگر بخواهیم از منظر جامعه‌شناختی نیز به این موضوع بنگریم، به این تحلیل می‌رسیم که معمولا در کشور ما نوجوانان فرهنگ و ادب دوست، در سال‌های پایانی دبیرستان توسط خانواده‌ها بشدت به سمت ادامه تحصیل در دانشگاه‌ها ترغیب (!) می‌شوند و همین شاعران جوان در ابتدای سیر صعودی خود در عالم ادبیات، وارد دانشگاه می‌شوند و احتمالا با یاران دبستانی خود گروه‌هایی تشکیل می‌دهند و بیشتر می‌آموزند که چگونه باید در جامعه شعری حضور خود را پررنگ‌تر کنند.

این گروه‌ها بویژه از سال‌های آغازین و میانی دهه 70 با آغاز به کار کنگره‌های شعر دانشجویی منطقه‌ای و سراسری حالت رسمی‌و منظم به خود گرفت. نکته قابل توجه آن بود که اتفاقا این زمان، همزمان بود با دوران دانشجویی شاعرانی که در دوران دانش‌آموزی خود شاهد برگزاری کنگره‌های شعر دانش‌آموزی در سال‌های آغازین بودند و تا حد قابل توجهی با قواعد بازی در عالم ادبیات آشنایی داشتند.

این کنگره‌ها در سال‌های پایانی دهه 70 و سال‌های آغازین دهه 80 از نظر کمی ‌و کیفی به اوج خود رسید و بازخورد کاملا محسوسی در پختگی شاعران جوان و جریان‌سازی این قشر فرهیخته ادبی ایفا کرد. این کنگره‌ها در سال‌های اوج خود 3 ویژگی کاملا منحصر به فرد در متن خود دنبال می‌کردند. نخست آن که بیشتر این کنگره‌ها با موضوع آزاد برگزار می‌شد و با این تمهید، خود را از شائبه سفارشی بودن دور می‌کرد. دوم آن که این کنگره‌ها و جشنواره‌ها تقریبا به طور کامل و در تمام سطوح اجرایی و علمی‌ دانشجویی برگزار می‌شد و متعاقب آن سرشار بود از خلاقیت و هیجان. این ویژگی به حدی پررنگ بود که با تجربه‌اندوزی بیشتر دانشجویان در این مسیر، حتی دبیری، دبیری علمی ‌و داوری جشنواره‌ها به خود دانشجویان سپرده می‌شد که بی‌شک با روحیات و سلایق همسن و سالان خود آشناتر بودند. اما نکته سوم که بسیار نیز قابل توجه بود، به گستردگی زمانی جشنواره‌ها، کنگره‌ها و کارگاه‌های ادبی دانشجویان بر می‌گشت، به گونه‌ای که به استثنای ماه‌های دی و خرداد که زمان امتحانات دانشجویان به شمار می‌رفت، سایر ماه‌های سال سرشار بود از همایش‌های ادبی، دانشجویی. نکته جالب‌تر آن بود که این رویه حتی در فصل تابستان که زمان تعطیلی دانشگاه‌ها نیز هست ادامه می‌یافت و کارگاه‌ها و جشنواره‌های ادبی حتی جای خالی اوقات فراغت از تحصیل را نیز برای دانشجویان پر می‌کردند.

تاثیر این حرکت‌های ادبی دانشجویی بویژه در عالم شعر به حدی جدی و قابل توجه بود که تقریبا امروز تمام شاعران بنام بیست و چند تا سی و چند ساله کشور از متن آن موج برخاسته و مطرح شده‌اند.

اما متاسفانه در سال‌های اخیر و در راستای سیاست‌های فرهنگی کشور، بویژه در متن وزارتخانه‌های علوم، تحقیقات و فناوری و بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، جشنواره‌های ادبی آرام آرام کمرنگ شدند تا این که بالاخره در سال اخیر تقریبا از میان برنامه‌های فرهنگی دانشگاه‌ها حذف شدند.

به عنوان مثال بزرگ‌ترین جشنواره ادبی دانشجویان کشور  مهرگان  که هر ساله با حضور نمایندگان جریانات مختلف ادبی توسط وزارت بهداشت برگزار می‌شد، در سال گذشته برگزار نشد و امسال نیز خبری از برگزاری آن به گوش نمی‌رسد. یا جشنواره ادبی دانشجویان وزارت علوم پس از برگزاری نه‌چندان موفق در سال85 متوقف شد و ظاهرا هیچ امیدی به از سرگیری مجدد آن نیست.

این در حالی است که حتی جشنواره‌های ادبی موضوعی نیز از دستور کار نهادهای دانشگاهی کم‌کم خارج می‌شود که نمونه بارز آن حذف جشنواره سراسری دانشجویی شعر رضوی (گریز آهوانه) از دستور کار فرهنگی وزارتخانه‌های متولی است.

محمدرضا شالبافان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها