الف) مولفههای شکلی
1- حضور مستقیم زنان در عرصه انتخابات
با این توضیح که برای اولین بار برخی کاندیداها همسران خود را وارد عرصه انتخابات کردند؛ چنانکه همسر میرحسین موسوی در سفرهای استانی حضور داشت، او همچنین در کنار میرحسین موسوی در همه فعالیتهای انتخاباتی اعم از سخنرانی، حضور در میان مردم، برخی مصاحبههای مطبوعاتی و حتی به صورت سخنرانی حضور فعال داشت. باید گفت همسر محسن رضایی و احمدینژاد نیز در برخی فعالیتهای انتخاباتیشان حضور داشتند. از سوی دیگر باید به حضور فعال برخی زنان در عرصه انتخابات همچون جمیله کدیور به حمایت از کروبی اشاره کرد. این یک تحول خاص در عرصه انتخابات ایران بوده است؛ چرا که در گذشته نهتنها این مقوله کمتر بود، بلکه به لحاظ اخلاقی و دینی پسندیده نبود.
2- نقش نخبگان و روشنفکران
برخی نخبگان در همه انتخاباتها به گونههای مختلفی اعم از ارائه ملاکها، مصادیق، تحلیل مقتضیات زمانی اعم از داخلی و خارجی نقشآفرینی کردهاند، اما آنچه در مورد دهمین انتخابات میتوان به آن اشاره کرد، حضور برخی روشنفکران برجسته کشور همچون ملکیان در دفاع از خاتمی و حمایت خاص سروش از کروبی است. از سوی دیگر، برخی استادان و نخبگان دانشگاهی و بخصوص علوم سیاسی و جامعهشناسی، بیش از گذشته در دفاع از یک کاندیدای خاص وارد عرصه انتخابات شدند.
3- بهرهگیری گسترده و جدی از رسانههای نوین
با آن که بهرهگیری از رسانههای نوین بخصوص اینترنت از انتخابات گذشته آغاز شده بود، ولی در این انتخابات افزایش چشمگیری داشته است، چنان که برای اولین بار ثبتنام کاندیداها به صورت اینترنتی بود، گرچه باید کاندیداها با حضور در وزارت کشور ثبتنام اصلی را انجام میدادند. همچنین باید گفت بهرهگیری کاندیداها و نیروهای سیاسی از فناوریهای نوین ارتباطی بخصوص تلویزیون، اینترنت، سایت و وبلاگ در این دوره بسیار افزایش یافت، چنان که حامیان میرحسین موسوی بیشترین تاکید خود را بر این رسانهها گذاشتند. از سوی دیگر، استفاده از اس.ام.اس به منظور اطلاعرسانی سریع و ارزانقیمت را باید مورد توجه قرار داد. باید خاطرنشان کرد با توجه به این که چنین رسانههایی کارکردهای دوگانه یعنی مثبت و منفی (تخریب کاندیداها، نادیده گرفتن اخلاق انتخاباتی و...) در انتخابات دارند، نهادهای قضایی و امنیتی نیز نسبت به بهرهگیری غیرقانونی و غیراخلاقی از این رسانهها در انتخابات، سیاستهایی اتخاذ کرده بودند.
در واقع باید گفت رسانههای نوین در ابعاد گوناگون اطلاعرسانی و آگاهیبخشی، سیستمی و تسهیلبخشی به برگزاری انتخابات، دیپلماسی افکار عمومی، دسترسی آسان و با هزینه کمتر به افکار و اندیشههای کاندیداها و نیروهای سیاسی، افزایش قدرت مردم برای مقایسه آرا و برنامههای کاندیداها با یکدیگر و... مورد بهرهبرداری قرار گرفتند و حتی میتوان گفت یک نوع تقابل و مبارزات رسانهای بین جریانهای سیاسی شکل گرفت.
4- معرفی کابینه
گرچه معرفی بخشی از کابینه پیش از برگزاری انتخابات همچون انتخابات اول رئیسجمهور در برخی کشورها یک رویه است، اما در ایران این رویه انتخاباتی وجود نداشت؛ ولی در دهمین انتخابات ریاست جمهوری از سوی برخی کاندیداها همچون محسن رضایی و کروبی، معرفی کابینه پیش از برگزاری انتخابات مورد تاکید قرار گرفت، چنان که کروبی، کرباسچی را به عنوان معاون اول برگزیده بود.
ب) مولفههای محتوایی
1- سلطه گفتمان اقتصادی بر دیگر عرصهها
گرچه امور اقتصادی در همه ابعاد آن یک امر لازم و ضروری برای زندگی به شمار میرود، اما با توجه به آموزههای الهی نباید آن را به عنوان یک هدف نهایی و ارزش تلقی کرد. از سوی دیگر، باید گفت سیاست و فرهنگ به گونههای مختلف با اقتصاد پیوند و همبستگی دارند و پیشرفت در هر یک از 3 عرصه باعث افزایش قدرت دیگر عرصهها خواهد شد. با توجه به همین مساله اقتصاد در همه انتخابات ایران مورد توجه بوده است. در دهمین انتخابات، گفتمان اقتصادی، گفتمان مسلط کاندیداها و نیروهای سیاسی شده بود، گرچه در این دوره به مقولات توسعه سیاسی و فرهنگی نیز اشاره شد ولی شعارها، ادبیات سیاسی و برنامهها بیشتر حول محور امور اقتصادی قرار داشت که دلایلش را باید در گفتمان دولت نهم، افزایش توقعات و انتظارات اقتصادی مردم، چالشهای اقتصادی جامعه، تورم پاشنهآشیل دولت نهم و... جستجو کرد. نکته مهم این است که به نظر میرسد یک تحول و دگردیسی خاصی در جامعه به وجود آمده که اقتصاد به عنوان یک ارزش و هدف و برنامه کاری کاندیداها و نیروهای سیاسی انگاشته شده است.
2- مذاکره با آمریکا
همواره یکی از موضوعات مهم در عرصه انتخابات ریاست جمهوری، رابطه با آمریکا بوده است، ولی در بیشتر مواقع کاندیداها و نیروهای سیاسی از رابطه نداشتن سخن میگفتند و همچنین آن را جزو اختیارات رهبر معظم انقلاب میدانستند. گرچه از سال 1376 به بعد، سخنان خاصی در این زمینه ارائه شده است، ولی در همین انتخابات، برخی نیروهای سیاسی و کاندیداها بصراحت از مذاکره با آمریکا سخن گفتند و در واقع گفتمان مذاکره را به عنوان یک عامل افزایش آراء و پیروزی در انتخابات تلقی کردند. گرچه باید گفت بخشی از این تحول در ادبیات سیاسی ایران به سیاستها و برنامههای باراک اوباما نسبت به رابطه با ایران و مقتضیات عصر کنونی برمیگردد. در عین حال، این نکته قابل تامل است که بیشتر کاندیداها بصراحت از مذاکره و رابطه با آمریکا صحبت کردند. به عبارت دیگر، گفتمان عدم ارتباط و ترسیم آمریکا به عنوان یک شیطان، در شعارهای انتخاباتی تنزل یافته بود.
یکی دیگر از نکات قابل توجه، اتخاذ شعار انتخاباتی اوباما، یعنی تغییر از سوی برخی کاندیداها در ایران از جمله کروبی بود.
در واقع، بسیاری از شیوههای اوباما در انتخابات آمریکا اعم از شعار، ظاهر شدن در عرصه انتخابات به همراه همسر خود، بهرهگیری از وبلاگها و رسانههای نوین، اجتناب در طرح شعارها و برنامههای رادیکال و تند و اتخاذ سیاستهای مسالمتآمیز و معتدل در دهمین انتخابات ایران مورد توجه قرار گرفت.
3- گفتمان عدالت
در برخی انتخابات ها، یک تقابل جدی میان گفتمانهای مختلف اعم از تقابل آزادی و عدالتها و توسعه سیاسی یا توسعه اقتصادی شکل میگیرد، ولی صورتبندی این انتخابات به گونهای است که میتوان گفت بیشتر کاندیداهای مهم حول محور عدالت سخن گفتند.
به عبارت دیگر باید گفت اتخاذ این گفتمان گرچه از شائبههای سیاسی و کسب آرای مردم برخوردار بود، ولی بیانگر این مقوله نیز بود که نهتنها عدالت در جامعه برقرار نشده است، بلکه نابرابریها و تبعیضها در جامعه وجود دارد.
4- راهبرد یارانههای نقدی
موضوع اصلاح یارانهها از انتخابات گذشته تاکنون، در انتخابات مورد نزاع و کشمکشهای سیاسی بوده که از نهمین انتخابات ریاست جمهوری، نقدی کردن یارانهها بخصوص پول نفت، مورد توجه قرار گرفت؛ ولی در دهمین انتخابات، نقدی کردن یارانهها به صورتهای مختلف همچون طرح سهامی کردن پول نفت از سوی کروبی، تصویب قانون هدفمندی یارانهها و پرداخت ماهیانه نقدی یارانههای مردم در ارقام مختلف طرح و سهام عدالت بسیار برجسته شد، چنان که میتوان گفت بخش مهمی از مبارزات انتخاباتی حول محور این موضوع شکل گرفته بود. کروبی و احمدینژاد از ارائه نقدی یارانه و پول نفت و یارانهها به مردم دفاع کردند، ولی موسوی و رضایی به انتقاد از این راهبرد اقتصادی پرداختند.
5- تنزل برنامهها و سیاستهای کاندیداها و نیروهای سیاسی
با توجه به شعارها و اهداف ارائه شده از سوی جریانهای سیاسی و نامزدهای انتخاباتی به نظر میرسد همانگونه که در سطح جهانی با افول ایدهآلها و آرمانگرایی مواجه هستیم در جامعه ایران نیز بسیاری از برنامهها و سخنان در سطح پایین و عامهپسندانه ارائه شد. شاید این موضوع باعث قرابت و تعامل بیشتر کاندیداها و نیروهای سیاسی با عامه مردم شود، ولی باعث انفکاک نسبی میان اکثریت نخبگان با انتخابات و امور مهم سیاسی خواهد شد.
همچنین میتوان از ویژگیهای دیگری همچون عدم شکلگیری جبهه سیاسی در انتخابات، اتخاذ گفتمان سلبی از سوی جریان اصلاحطلب بخصوص از سوی حامیان موسوی، شکاف درونی بین برخی گروههای سیاسی اصولگرا و راست مدرن مثل کارگزاران و... سخن گفت.
6- بازگشت شخصیتهای خاموش دهههای گذشته
با این توضیح که برخی افراد و شخصیتها که به دلایل مختلف فرهنگی، فکری، سیاسی، اجتماعی و... در چند دهه گذشته سکوت اتخاذ کرده بودند، وارد عرصه رقابت دهمین انتخابات ریاست جمهوری شدند که در این زمینه میرحسین موسوی به عنوان کاندیدا، برجستهتر از دیگران بود، اما باید به شخصیتهایی همچون فرزندان شهید بهشتی همچون دکتر علیرضا حسینی بهشتی و صادق طباطبایی اشاره کرد. دلایل بازگشت را باید در مسائلی که این افراد عنوان کردهاند، جستجو کرد، مسائلی از قبیل بازگشت به قدرت سیاسی، احساس خطر برای کشور و انقلاب اسلامی و احساس حضور در قدرت و ساختار تصمیمگیری به عنوان تنها عامل تغییر در جامعه.
7- کنار گذاشتن سیاست تحریم و حضور همهجانبه در انتخابات
گرچه سیاست سکوت و تحریم انتخابات از طرف برخی گروههای سیاسی بخصوص اپوزیسیون خارجی در همه انتخابات وجود داشته است، ولی باید گفت برخی انتخابات از طرف گروههای داخلی نیز تحریم میشد یا برخی احزاب سیاسی و شخصیتها راهبرد سکوت را اتخاذ میکردند، ولی در دهمین انتخابات همه نیروهای داخلی اعم از افراطی و محافظهکار، سنتی و دگراندیش، حامیان وضع موجود و طرفداران تغییر وضع موجود،... به طور فعال وارد عرصه رقابتهای سیاسی شدند، حتی گروههایی که سیاست عبور از خاتمی را مطرح میکردند و معتقد بودند وضعیت و ساختار موجود، ظرفیت تغییر ندارد به حمایت از کاندیدای خاصی پرداختند.
8- تلاش علما و نخبگان دینی برای اتخاذ سیاست ارشادی و عدم معرفی مصداقی
علما و روحانیون برجسته در طول 3 دهه گذشته به گونههای مختلف در انتخابات، نقشآفرینی کردهاند که در این زمینه میتوان به افزایش مشارکت مردم، آگاهیبخشی، ارائه ملاکها و معیارهای مناسب برای انتخاب اصلح و... اشاره کرد. با وجود این در مواقع بسیاری به ارائه مصداق خاصی نیز اشاره کرده بودند، ولی در این انتخابات بیشتر علما از معرفی کاندیدای خاص اجتناب کردند. در واقع اهتمام علما، اتخاذ سیاست ارشادی و آگاهیبخشی بود؛ البته باید گفت برخی علما همچون آیتالله یزدی و آیتالله مهدویکنی که از گذشته تا حدودی با حضور در برخی گروههای سیاسی جهتگیری سیاسی خاصی داشتهاند، اقدام به معرفی کاندیدای اصلح کردند.
9- انتقاد از هاشمی رفسنجانی
انتقاد از هاشمی رفسنجانی از ابتدای انقلاب تاکنون وجود داشته است. ایشان با توجه به مسوولیتهایشان در سیاستگذاریها و برنامهریزیها، همواره مورد توجه رسانهها و تحلیلگران بوده است. ایشان در انتخابات دوم خرداد 1376 نقش خاصی ایفا کرد، گرچه مورد تمجید همه گروهها و کاندیداها اعم از راست و چپ قرار گرفت. در نهمین انتخابات ریاست جمهوری با ورود به عرصه کاندیداتوری با توجه به شرایط انتخاباتی کشور بار دیگر مورد توجه رسانهها قرار گرفت و البته مورد انتقاد جدی اصولگرایان بخصوص حامیان احمدینژاد واقع شد، اما آنچه از اهمیت خاصی برخوردار بود، انتقاد اصولگرایان از هاشمی رفسنجانی در دهمین انتخابات ریاست جمهوری بود.
10- ورود فعال استادان علوم سیاسی به رقابتهای سیاسی
استادان علوم سیاسی به طور معمول بنا به دلایل مختلف سیاسی، شغلی، فکری و معرفتی و... به طور مستقیم وارد عرصه رقابتهای سیاسی در حمایت از جریان سیاسی یا کاندیدای خاصی نمیشدند. گرچه ممکن بود به صورت فردی به عنوان کاندیدا در انتخابات مجلس یا به عنوان یکی از کارشناسان و مشاوران کاندیدا وارد رقابتها میشدند، ولی استادان علوم سیاسی در طول چند دهه گذشته و حتی در طول تاریخ ایران به صورت جمعی و ارائه بیانیه وارد جریان انتخابات نشده بودند؛ ولی اولین بار در دهمین انتخابات ریاست جمهوری استادان علوم سیاسی با ارائه بیانیهای به حمایت از یک کاندیدای خاص پرداختند.
11- توجه به اقلیتهای قومی و زبانی
همواره یکی از مسائل اساسی در انتخابات ریاست جمهوری، توجه به زبانهای محلی و اقلیتهای مذهبی بخصوص سنی بوده است که بتدریج در انتخابات دورههای اخیر اهمیت بیشتر یافته و در دهمین انتخابات از جایگاه خاصی برخوردار شده، چنان که چاپ مطالب به زبانهای محلی و ارائه سخنرانی به زبانهای غیررسمی بخصوص ترکی و لری بسیار افزایش یافت. در واقع توجه به این موضوع از سوی کاندیداها در جذب آرای مردم مورد تاکید قرار گرفت؛ البته برخی تحلیلگران معتقدند اتخاذ این شیوه در رقابتهای انتخاباتی تاثیرات خاصی نیز داشته است. از سوی دیگر توجه به اقلیتهای دینی بخصوص سنی نیز در دستور برنامههای انتخاباتی کاندیداها ازجمله موسوی و کروبی قرار داشت. به طوری که این مساله منجر به نامه نمایندگان سنی مجلس به کاندیداها در زمینه نحوه نگرش این کاندیداها به حقوق سیاسی و اجتماعی اهل تسنن شد.
12- رنگ، نماد یک جریان سیاسی یا کاندیدا
اگرچه توجه به کاربرد سیاسی رنگ و دیگر نهادها در مورد کشورها و احزاب در مورد سایر کشورها و جوامع وجود داشته است، ولی در مورد ایران کمتر مورد استفاده قرار گرفته بود که در دهمین انتخابات، رنگها به عرصه سیاسی و رقابتهای انتخاباتی وارد شدند.
13- هویتیابی کاندیداها از طریق دیگران
یکی دیگر از شیوههای اتخاذ شده از سوی کاندیداها در دهمین انتخابات، تعریف و برجستهسازی خود از طریق افراد شاخص بود. در توضیح این شیوه باید گفت شخصیتها در انتخابات ایران از گذشته تاکنون بسیار تاثیرگذار بودهاند، ولی خود این شخصیتها به عنوان کاندیدا در انتخابات وارد میشدند یا برخی شخصیتهای برجسته و مردمی به حمایت از کاندیدای خاصی میپرداختند.
آنچه در عرصه انتخاباتی دهمین انتخابات مشاهده شد گرچه شباهتهایی با انتخابات گذشته داشت، ولی به دلیل افزایش توجه به حضور فعال و هویتیابی افراد این دوره منحصر به فرد بود، چنان که تیزرهای تبلیغاتی و بیشتر برنامههای انتخاباتی کروبی به همراه کرباسچی و برنامههای تبلیغاتی موسوی با خاتمی پیوند معنایی داشت.
حسن ثمینی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم