در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خیابان منوچهری بورس لوازم آرایش است. وارد شدن به دنیای کسانی که به مردم رنگ! میفروشند برایم جالب بود. بیشتر فروشندهها مرد و اغلب پسران جوان بودند. به جز یکی دو تا مغازه که آنها هم راضی به صحبت نشدند. ویترینها پر بود از لوازم جدید و بعضا ناشناخته که هر چه قدر سعی کردم نفهمیدم به چه دردی میخورد. مارکها هم آن قدر متنوع و مختلف بود که واقعا نمیشد یا به سختی میشد سره را از ناسره تشخیص داد.
وارد یکی از مغازهها شدم که تازه باز کرده بود و مشغول مرتب کردن مغازه و حساب کتابفروش شب قبل بود. 29 ساله بود. به قول خودش از بچگی از همان دوران راهنمایی تابستان را در مغازه عمویش که در منوچهری بود کار میکرد. کمکم دید اینقدر به این کار علاقهمند شد که درس را ول کرد و از همان سالها مشغول کار شد. حالا برای خودش مغازه داشت و از کارش راضی بود. پرسیدم فکر نمیکنی این کار کمی زنانه است؟ گفت: خوب آره زنانه است. ولی من چون به این کار کشیده شدم و به این کار هم علاقه دارم فکر نمیکنم زنانه باشد. کار ما طوری است که تنوعش زیاد است و چون با آرایشگرها و گریمورها کارمی کنیم به نوعی کار تخصصی هم هست.
بعضی فروشندهها اصلا راضی به صحبت نمیشدند و به نوعی از خبرنگار و مصاحبه میترسیدند، ولی برخی هم با رویی گشاده پاسخ میدادند و حتی جواب سوالاتی که باب میلشان نبود را هم با متانت میدادند!
«یاسر سوگوار»، یک سال و نیم است که مشغول این کار است. کاردانی گرافیک از دانشگاه علمی کاربردی داشت و به نوعی کارش را با رشتهاش مرتبط میدید. خودش میگفت: برادرم اول وارد این کار شد. من هم برای در آمدش وارد شدم. معتقد بود که تجربه و علاقه خیلی در انجام این کار نقش دارد. «اگر علاقه باشد هر کسی میتواند این کار را انجام دهد. من خودم اول که آمدم حتی نمیدانستم که چه محصولی برای چه پوستی مناسب است ولی الان اگر مشتری وارد مغازه بشود متوجه میشوم که برای چه کاری آمده است. برای خرید آمده است یا سالن دار است و صرفا میخواهد بداند که چه جنسهای جدیدی وارد بازار شده است. همه اینها با تجربه به دست میآید.
پرسیدم خود شما چه طور محصولاتتان را به روز میکنید که جواب داد: بستگی به بازار دارد. همیشه احساس نیاز باعث ابداع میشود. وقتی کاری به سختی انجام میشود آدمها دنبال راهی میروند که آن کار را آسان انجام بدهند. حالا یا دنبالش میروند و سفارش میدهند که برایشان بسازند یا در بازار هست.
همه جور سنی در مغازهها مشغول کار بودند. از قدیمیهای این کار گرفته تا جوانترها که به جای قدیمیها آمده بودند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: