اکنون نکته اساسی مطرح میشود و آن این است «تولد و مرگ علم.» بسیاری بر این باورند که اصولا پرداختن به چنین مقولهای در جایی که دنیا با شتاب خیرهکنندهای در حال تغییر و تحول است اهمیت چندانی ندارد با این حال گروههایی نیز پیدا میشوند که برای علم و تولید آن به سرمنشا و آینده آن اهمیت زیادی میدهند. جدای از این مسائل و با نگاهی دقـیــقتــر بــه کـشــورهـای مـخـتـلـف جـهـان و بـخـصـوص سرزمینهایی که در آنها به توسعه زیرساختارهای علمی توجه زیادی میشود، میتوان به این نتیجه رسید که توسعه علمی در آسیا، شرق و غرب این قاره و همچنین بسیاری از جوامع اروپایی در دهههای اخیر درخشش خیرهکنندهتری نسبت به دهههای پیش از آن پیدا کرده است. این جهش علمی از قالب نگاهی نظری و عمدتا تئوریک پا را فراتر گذاشته و همسو با نیازهای از پیش تعریف شده، رشد و پرورش پیدا میکند.
به عقیده بسیاری از کارشناسان، این جهش علمی حتی در حال کنار زدن آمریکا قرار داشته و پیشبینی میشود در دهههای آتی کشورهای پیشروی علمی آسیا حرفهای جدیتر و جدیدتری برای گفتن در عرصههای مختلف نوآوری داشته باشند.
نکته عجیب این است که در میان بسیاری از آمریکاییها، بیماری عجیبی موسوم به ضد علم بودن در حال انتشار است. اما در نقطه مقابل، شواهد و مدارک موجود از آن حکایت دارند که در آسیا و به رغم قرار داشتن امکانات در سطحی به مراتب پایینتر، شاخههای جدیدی از علوم در حال شکوفایی و خودنمایی هستند و از اینرو میتوان مدعی شد که آینده علم میتواند از آن آسیا باشد.
مترجم: مهدی کیا
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم