در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
من از هرچه جز توست، دل کندهام
ز روی به غیر از تو شرمندهام
به بازار خر تو خر عاشقی
تو را مشتری گونه خرندهام
به سی و دو دنده که دارم قسم
در این عشق خود سخت یکدندهام
علیرغم آن که ندارم من آه
تو را وصلتا ، آه... خواهندهام
در این بیشکر دوره، شکر ای عزیز!
تو شکرلب و من شکرخندهام
تو دریاترین موج فرکانس عشق
به یمن تو موجی و زایندهام
تو را خانه دل نشد ضد سیل
و من سیلی از اشک بارندهام
اگر همنژاد خروسم، ولی
برای تو یک مرغ پر کندهام
***
من این بچه سیمرغ قاف وجود
از این "مرغ بودن" سرافکندهام
خدا عشق کل است و من بندهاش
که تابندهام "بنده"، تا بندهام
به اسم "الست" به گوشم چه خواند
که بیساز و آواز، خوانندهام
***
تو مجنون و من هم، و لیلی یکی است
تو یابیش یا "بنده" یابندهام؟
رقیبا! دو دل را دوئل میدهیم
من بیدل این بین، بازندهام
تو دل درد داری و من درد دل
تو سوزنده و بنده سازندهام
نیارد که آرد به بندم کسی
که تا زندهام باز "تازنده"ام
برو جان من، عشق کشک است، کشک
منم مثل تو کشک سابندهام!
1- خرنده: صیغه مبالغه فارسی شده؛ به معنای بسیار خرنده، زیادخر!
2- اشاره است به خطاب ساختن حضرت باریتعالی مر بندگان خویش را در یومالازل و در عالم ذر که پرسید: "الست بربّکم؟"؛ آیا من پروردگار شما نیستم؟
رضا رفیع
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: