اول اینکه، بدون آن پیشبرد مضمون نمایش و ارتباط با تماشاگر محال است، مگر آنکه از حرکات بدون کلام و نشانههای رفتاری نمایشهای پانتومیم استفاده شود که همین هم هرگز نمیتواند جایگزین کاملی برای زبان گفتاری و شنیداری محسوب شود.
دوم آنکه، شکل و ترکیب زبان در نمایشنامه برخلاف ژانرها و گونههای ادبی دیگری مثل قصه، داستان و رمان همیشه و بهطور یکسویه و فقط به عنوان برآیند زمینهها و اقتضائات مضمون و محتوای خود اثر به کار نمیرود، بلکه علاوه بر این مقوله، تابع خصوصیات زبان در دنیای تئاتر هم هست.
در نتیجه، میتوان برای کاربری آن قائل به دو شیوه بود: ممکن است زبان به دلیل تاکید نویسنده بر پس زمینههای رئالیستی و واقعی نمایش کاملا و تماما بر مبنای الگوهای زبان روزمره و محاورهای مردم به کار گرفته شود، یا آنکه علاوه بر الزام محتوایی چنین مقولهای، خصوصیات و ویژگیها و تعاریف دیالوگ در تئاتر هم در نظر گرفته شود؛ یعنی دیالوگها یا مونولوگها در کنار حفظ مضمون، محتوا و هنجارهای واقعیشان از لحاظ فرم و ترکیب و نیز کوتاه و بلند بودن دیالوگها یا مونولوگها طوری شکلدهی میشوند که هنگام بیان روی صحنه هم از لحاظ ریتم و صدا، زیبایی و نیز از نظر کوتاهی و قابل بیان شدن جملات و حتی میزان دلالتگری و معنا رسانیشان مناسبتر باشند و در آنها از برخی صناعات و ویژگیهای هنری و صوری زبان مثل تلویحی و کنایی شدن یا تمثیلی و نمادین بودن و حتی تاثیرپذیری از شاخصههایی مثل پارادوکسدار و متناقض شدن معانی هم استفاده شود؛ به ویژگیهای فوق باید پیکتوگراف (Pictograph) بودن، یعنی تصویرنگار بودن را هم افزود. در این رابطه و به عنوان مثال میتوان به کاربری زبان تصویر نگار در آثار دو نمایشنامهنویس بزرگ خارجی و ایرانی، یعنی ویلیام شکسپیر و بهرام بیضایی اشاره کرد.
رعایت چنین شاخصههایی دیالوگها را کنشمندتر، تاثیرگذارتر و زیباتر میکند. ضمنا جنبههای دراماتیک و نمایشی اثر را هنگام اجرا روی صحنه شدت و ارتقاء میبخشد.
گاهی استفاده از زبان و گویشهای محلی، بخصوص در نمایشهایی که به شیوه رئالیستی اجرا میشوند، ضمن غنابخشی به محتوای اجرا و کمک به فضاسازی و شخصیتپردازی، از تاثیرات شنیداری بدیع و زیبایی نیز برخوردار است.
این گویشهای محلی دادههای فرهنگی قابل توجه و خاصی را در بردارند و پس زمینههای جامعه شناختی و روانشناختی گروههای اجتماعی معینی را آشکار میکنند. ضمنا به طور همزمان ذهن مخاطب را به حوزههای فولکلوریک زبان ارجاع میدهند و معمولا سبب تقویت هنجارهای هیجانی و عاطفی نمایش میشوند.
این ویژگی را به عنوان یکی از مولفهها و شاخصههای متن در بخشی از نمایش «همه چیز درباره آقای ف» به نویسندگی و کارگردانی «آرش عباسی» میبینیم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم