خواندنی روز

نویسنده‌ای از جزیره تنهایی

جابر تواضعی :جروم دیوید سالینجر، معروف به جی. دی سلینجر از آن دسته نویسنده‌ها یا آدم‌هایی است که هاله‌ای از رمز و راز، دورشان را فرا گرفته است. او برای خود آمریکایی‌ها هم آدم مرموزی است. اولا کم می‌نویسد، با هیچ کس مصاحبه نمی‌کند، از زندگی اش اطلاعات خیلی کمی منتشر شده و از اواخر دهه 60 او از تبلیغات دوری و همیشه سعی کرده دیگران را به حریم زندگی‌اش راه ندهد. همین مسائل، این تصور را به وجود آورده که چیزی برای پنهان کردن دارد. این ماجرا آنقدر اشتیاق عمومی را زیاد کرده که در 1961 مجله تایمز گروهی از خبرنگاران را مامور بررسی و تحقیق در مورد زندگی خصوصی‌اش کرد. این ویژگی آنقدرقوی است که باعث شده هیچ وقت برای نوشته‌هایش فعالیت تبلیغاتی درست و حسابی نداشته باشد و حتی اجازه ندهد عکسش را هم در کتاب‌هایش چاپ کنند.
کد خبر: ۲۶۰۲۷۶

او خیلی کم منتشر کرده و معلوم نیست هنوز هم می‌نویسد یا نه. ولی از آنجا که در سال 1974 به نیویورک تایمز گفته: «من عاشق نوشتن هستم. اما فقط برای خودم و برای رضایت خودم می‌نویسم.» بعید است نوشتن را کنار گذاشته باشد. هر چی نباشد، نویسندگی هم تنها کاری است که بازنشستگی ندارد. برای همین این شایعه درباره اش وجود دارد که بعضی از نوشته هایش را با اسم مستعاری مثل «توماس پینچون» منتشر می‌کند.

سهل و ممتنع. این اولین چیزی است که برای داستان‌های نویسندگانی مثل کارور، همینگوی، منسفیلد، چخوف و مشابه هایشان  بویژه مینی مالیست‌ها  به ذهنم می‌رسد. قانون کلی همه آنها کم و بیش همان دستورالعمل چخوف است که می‌گوید هر چیزی را که می‌خواهی بگویی، آرام تر بگویی تاثیرگذارتر از کار در می‌آید.

«هفته‌ای یه بار آدمو نمی‌کشه» 10 تا داستان دارد که در سال‌های 1942 تا 1946 نوشته شده و اسم داستان‌ها هم از این قرار است: لوییز تگت قاتی آدم بزرگ‌ها می‌شود، ستوان با گذشت، هفته‌ای یه بار آدمو نمی‌کشه، روز آخر مرخصی آخر، پسر سرباز در فرانسه، غریبه، من خلم، شورش خاموش مدیسون، طرفین ذی‌نفع و الین.

نکته جالب قضیه این است که کتاب دوتا مترجم دارد. 5 تای اولی را امید نیک فرجام ترجمه کرده و5 تای دوم را لیلا نصیری ها. عنوان کتاب از داستان سوم همین مجموعه گرفته شده که نخستین بار در نوامبر و دسامبر1944 در مجله استوری چاپ شده است.

از نظر مضمونی هم خیلی از آنها به حاشیه‌های جنگ می‌پردازند. فقط کاش مترجم‌ها مقدمه کوتاهی می‌نوشتند و بعضی چیزها را توضیح می‌دادند. مثلا این که آیا این کتاب را خود سلینجر منتشر کرده یا تک و توک داستان‌هایی که در یک بازه زمانی در مجلات مختلف از او چاپ شده، در این کتاب گردآوری شده است. یا این که سلینجر این داستان‌ها را در چه شرایطی نوشته و تقدم و تاخر زمانی‌اش نسبت به بقیه کتابهایش چطور بوده است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها