در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یک فصل دیگر با استقلال قرارداد داری؟
بله. در فصل پیش و در زمان نقل و انتقالات با آقای فتحاللهزاده صحبت کردم و از آنجا که امیر قلعهنویی هم نظرش روی من مثبت بود قراردادم را به مدت 2 فصل دیگر با این باشگاه تمدید کردم.
فصل هشتم چطور برایت سپری شد؟
سختترین فصل فوتبالیام را پشتسر گذاشتم. هرگز آن را فراموش نخواهم کرد.
به خاطر همان اشتباهت در مصاف با پرسپولیس؟
دقیقا همین طور است. از اوایل نیمه دوم بود که قلعهنویی به من گفت خودم را گرم کنم. تیممان هم که جلو بود و بازی داشت خوب پیش میرفت، بنابراین قرار بر این شد که به میدان بروم تا به واسطه قد بلندم در محوطه هجده قدم خودمان، توپهای بلند را دفع کنم. من هم دقیقا همین کار را انجام دادم، اما در آن صحنه نمیدانم چطور شد که توپ را با دست زدم و آن همه حاشیه و جنجال در مورد من ساخته شد.
هیچ فکر میکردی روزی در چنین شرایطی قرار بگیری؟
خدا را شاهد میگیرم که هرگز فکر نمیکردم انسان تا این حد هم از سوی وجدان خودش و هم از طرف هواداران تحت فشار قرار گیرد. از وقتی بازی تمام شد چهار، پنج روز شب و روزم قاطی شده بود و هیچ لحظهای را بدون فکر کردن به آن دقایق و اتفاقات سپری نمیکردم.
در کوچه و خیابان هم همین طور بود؟
باور کنید 4 شبانهروز از خانه بیرون نرفتم. با این حال انرژی منفیای که از سوی هواداران استقلال به من وارد میشد را احساس میکردم. نهتنها من، بلکه خانوادهام و فامیل و دوستانم هم در تهران، کرمان و رفسنجان از این بابت تحت فشار بودند. متاسفم که خانوادهام چنین روزهای سختی را به خاطر من تحمل کردند. در آن روزها خیلی گریه کردم و روزهای سختی را پشتسر گذاشتم. قلعهنویی هر جا هست، امیدوارم موفق باشد چون با تماسهای خود مرا دلداری داد و گفت تا هر وقت که احساس میکنم به استراحت نیاز دارم در خانه بمانم و نگران تمرین کردن نباشم.
اما تو چندی قبل از آن بازی حساس یک گل به خودی دیگر هم زده بودی.
بله. برابر سپاهان بود که در محوطه جریمه خودمان توپ پس از برخورد به سرم به تور چسبید.
تو توپ را زدی یا توپ به سرت خورد؟
خیر. توپ به سرم خورد. زمانی که من به هوا برخاستم همراه من یک مهاجم دیگر از سپاهان هم بههوا بلند شد و من چون دید کافی روی توپ نداشتم فقط سعی کردم سرم را در مسیر توپ قرار دهم تا آن را دفع کنم، اما از شانس بد من توپ درست به همان مسیری رفت که نباید میرفت. در کل فصل خیلی بدی را پشت سر گذاشتم.
چرا این اتفاق افتاد؟
انگار در استقلال قرار است هر فصل یک بازیکن چنین شرایطی را تحمل کند. مدتها پیش احمد مومنزاده دچار چنین بدشانسیهایی شد. پس از او رضا عنایتی یک فصل بد را داشت و پس از رضا هم آرش برهانی در فصل هفتم همه جوره بدشانسی آورد. فصل گذشته هم این قرعه به نام من خورد و با یک بدشانسی بزرگ فصل را پشت سر گذاشتم.
هنوز هم آن را فراموش نکردهای؟
خیلی وقت است که آن اتفاقات را فراموش کردهام. درست روز قهرمانی استقلال (ششم اردیبهشت) در مشهد بود که وقتی سوت پایان بازی را شنیدم و قهرمانی استقلال مسجل شد همه دردسرهای آن خطا را فراموش کردم و اشکهای آن روز من در جوار حرم امام هشتمع فقط اشک قهرمانی نبود. شاید اگر استقلال به هر دلیلی قهرمانی را از دست میداد امروز من علیزاده متهم اول قهرمان نشدن استقلال بودم و زیر شدیدترین فشارها قرار داشتم؛ چرا که همه معتقدند پس از آن تساوی در دربی بود که شرایط روحی روانی استقلال در لیگ برتر به هم ریخت.
چرا استقلال فصل هشتم را بد شروع کرد؟
عامل اصلی آن تغییرات گسترده در جمع نفرات تیم بود. ما ابتدای فصل گذشته بیش از ده پانزده بازیکن را به تیم خود اضافه کردیم که هماهنگ شدن آنها با تیم نیاز به زمان داشت. به همین خاطر دیدید که با گذشت پنج شش هفته توانستیم در جدول یکه تازی کرده و از مکان هفدهم به صدر جدول برسیم.
تو فقط 5 بازی برای استقلال در ترکیب فیکس بودی و بیشتر بهعنوان یار جانشین وارد میدان میشدی؟
خب، پرمهره بودن استقلال در فصل هشتم این مشکل را نهتنها برای من بلکه برای خیلیهای دیگر هم به وجود آورده بود. من در تمرینات خیلی خوب بودم و همگان شاهد بودند که هیچ چیزی از نفرات فیکس تیم کم نداشتم؛ اتفاقی که برای علیرضا عباسفرد هم رخ داد. من و علیرضا پا به پای آرش و سیاوش در تمرینات کار میکردیم، ولی به هر حال قلعهنویی که نمیتوانست در آن واحد هر 4 نفر ما را به زمین بفرستد.
بنابراین اگر این مساله را به بدشانسیهای من در فصل گذشته اضافه کنید به جواب سوالتان پی میبرید که چرا من فقط در 5 بازی فیکس بودم.
خودت بگو چرا؟
در همان مسابقههایی که به میدان میرفتم تا میخواستم به خودم بیایم و فوتبال همیشگیام را ارائه کنم بازی تمام میشد و پس از آن هم دوباره نیمکتنشین میشدم. شما نمیتوانید از فوتبالیستی که هر چند هفته یکبار به میدان میرود انتظار داشته باشید در حد و اندازههای یک بازیکن همیشه ثابت ظاهر شود.
البته خودم هم بدشانس بودم. بعد هم که آن اتفاقات رخ داد و یک گل به خودی زدم و آن خطای پنالتی را مرتکب شدم تا فصل ناکامیهایم کامل شود. با این همه، باز هم خدا را شکر میکنم که استقلال قهرمان شد.
با این حال تو بهترین گلزن آسیایی استقلال هم شدی؟
(خنده) به هر حال هیچ کس برای استقلال 2 گل نزد، اما من در لیگ قهرمانان این فصل 2 گل به ثمر رساندم و از این حیث آمار بهتری نسبت به دیگران داشتم.
قبول داری که هر دو گلت (به الاتحاد و الجزیره) هم مشکوک بود؟
به هر حال آنچه مهم است این بود که با آن دو گل استقلال از شکست خانگی برابر الاتحاد و شکست در مصاف با الجزیره نجات پیدا کرد. در ضمن من هرگز به گذشته فکر نمیکنم و بیش از هر چیز به فکر آینده هستم.
از آینده گفتی. از سرمربیگری مرفاوی خوشحال شدی؟
باید خوشحال میشدم؟
به هر حال او پیش از این مربی تو بوده و کاملا هم به تو اعتقاد داشته است. فکر نمیکنی حضور مجدد او در راس کادر فنی به تو فرصت خواهد داد که بازی برای استقلال را بیشتر از فصل پیش تجربه کنی؟
خیر. در زمان قلعهنویی هم من مورد توجه وی قرار داشتم و اینطور نبود که به من اعتقاد نداشته باشد.
اما خب من چون توسط آقا صمد به استقلال آمدم و یک فصل خوب را هم کنار وی تجربه کردم میتوانم بگویم از این تصمیم کادر مدیریتی باشگاه خوشحال شدم.
تو برای مرفاوی بازیکن به درد بخوری بودی. اینطور نیست؟
من در آن فصل هفده هجده امتیاز را به تنهایی برای استقلال کسب کردم و پرتابهای اوت دستیام حسابی شهره خاص و عام شد.
از این بابت که نامت در تاریخ فوتبال ایران به عنوان اوتانداز ثبت شده است چه حسی داری؟
حس خاصی ندارم و فقط از این بابت که توانستم از این استعداد و توانایی ذاتیام در مسیر خوشحال کردن دل هواداران استقلال و دیگر تیمهایی که برایشان بازی کردم، استفاده کنم خوشحالم.
آن زمان که تو با اوت استقلال را به گل میرساندی خیلیها شیوه و عملکرد این تیم را سطح پایین تلقی میکردند. به نظرت آیا چنین چیزی حقیقت داشت؟
خیر. به نظرم پرتاب اوت دستی در نزدیکی محوطه جریمه خود یک تاکتیک قابل قبول و مهم است که امروز خیلی از تیمهای لیگ برتری به این نتیجه رسیدهاند که میتوانند از این طریق به گل برسند. همین تیمهای سپاهان و پرسپولیس امروزه با اینکه بازیکنی به نام علیزاده ندارند، اما میبینیم از پرتابهای اوت دستی بخوبی استفاده میکنند و روی دروازه حریف خطر ایجاد میکنند؛ بنابراین هرکس این تاکتیک را قبول ندارد اشتباه کرده است.
فکر نمیکنی بازیکنانی که سعی دارند مثل تو اوت پرتاب کنند، روش تو را تقلید میکنند؟
خیر. به هر حال تنها راه برای پرتاب اوت با دست همین است و آنها همکاری غیر از این نمیتوانند انجام دهند.
تمرین خاصی برای کار داری؟
خیر.
از چه زمانی متوجه این استعداد شدی؟
حدود هفتهشت سال پیش بود که در خدمت تیم مس کرمان بودم که احساس کردم پرتابهای اوت دستیام خیلی بلند است. بعد روی این کار تمرینات بیشتری کردم و توانستم اوتهایم را خیلی بلند ارسال کنم.
بیشترین مسافتی که توپ را پرتاب کردهای چقدر بوده است؟
تا به حال متر نکردهام، ولی میدانم خیلی پرتاب میکنم.
توصیهای به مرفاوی نداری؟
نه. او مراحل مختلف کلاسهای سرمربیگری را پشت سرگذاشته و مدتها هم مربیگری کرده است؛ البته منکر این نمیشوم که کار خیلی سختی را در پیش دارد. در کل معتقدم ما باید در فصل نهم طوری فوتبال بازی کنیم که از اسم قهرمان لیگ هشتم به خوبی دفاع کنیم.
محمدرضا مدنی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: