اکبر نبوی هفته گذشته با بیان این جمله در نشست خبری جشنواره فیلم کودک که قرار است مرداد در همدان برگزار شود نشان داد که مدیری واقعبین است و میداند که پسلرزههای انتخابات حتما به حوزه سینما هم سرایت خواهد کرد و او چندان نباید امیدوار باشد که به عنوان سکاندار بتواند جشنواره فیلم کودک را به نتیجه برساند. از این گفته نبوی میتوان به چند نتیجه رسید؛ اول اینکه وقتی مدیری نمیداند که تا چند روز یا چند هفته دیگر در سمت خود باقی خواهد ماند یا نه چگونه میتواند برای اموری که به عهده دارد برنامهریزی کند؟ نبوی نمیداند که بعد از انتخابات باز هم دبیر جشنواره خواهد بود یا نه... به همین سادگی او میتواند هم باشد و هم نه. اگر باشد که همه چیز به روال معمول پیش میرود و اما اگر نباشد برنامههای کل یک جشنواره که داعیه بینالمللی بودن دارد به هم میریزد. این بهمریختن برنامهها نشان دهنده این موضوع است که سینما و جشنوارههای مرتبط با آن برنامهریزی بلند مدت ندارد و با برنامههای مقطعی کار خود را پیش میبرد به همین دلیل با تغییر مدیران اصولش بههم میریزد. البته نبوی حتما خودش هم میداند که دبیر جشنواره باقی خواهد ماند و خواسته است با این سخن خود همردیفان و دیگر مدیران سینمایی را به این نکته آگاه کند که آنها هم نتوانستهاند برای سینما برنامه مدون با عمر زیاد طراحی کنند. نبوی میداند جشنوارهای که بینالمللی است نباید با تغییرات زیادی روبهرو شود مثلا نباید شهر محل برگزاری آن تغییر کند. میداند که تاریخ آن هم نباید عوض شود اما این را هم میداند که سینمای کشور ما بر مدار خود میچرخد.
جشنواره فیلمهای کودک اما این حسن را دارد که مدیران سینمایی را به این فکر میاندازد که سینما یک ژانر پربیننده دارد که ژانر کودک نام دارد و روزی روزگاری دراین مملکت بهترین فیلمها در این ژانر تولید میشدهاند. ...بله انگار دوباره داریم به دام حرفهای تکراری میافتیم حرفهایی که حدود 15ــ 10 سال است شنیده میشود، مدیران قول میدهند و بعد عمل نمیکنند و کودکان و نوجوانان بدون فیلم میمانند و مجبورند برای استفاده از تفریحی به نام سینما همراه خانوادههای خود یا به دیدن فیلمی مانند اخراجیها بروند که اصلا مناسب سن آنها نیست و یا همراه مادر خود به دیدن فیلمهایی مانند کنعان، دعوت و... بروند که مـادرشان را متاثر میکند اما آنها باز هم از آن سردرنمیآورند.
نبوی حتما مدیر جشنواره فیلم کودک خواهد بود و در سخنانش در نشست خبری تاکید کرده است که میخواهد سینمای کودک را به دغدغه مهم سینماگران تبدیل کند. نبوی اگر با این اندیشه به سینمای کودک نگاه کند این سوال را در ذهن سینماگران به وجود خواهد آورد که چرا ما اکنون سینمای کودک نداریم... اما قبول کنیم اگر سینمای ایران از برنامه درازمدت پیروی نکند زیاد نمیتوان به سینمای کودک و رونق دوباره آن امیدوار بود.
هامون تئاتری میشود
محمد رحمانیان قرار است نمایشنامهای را براساس فیلم مستند هامون بازان به روی صحنه ببرد. هفته گذشته سایت سینمای ما اعلام کرد که رحمانیان فیلم مستند هامون بازان را دیده است و علاقهمند شده است که براساس این فیلم نمایشنامهای را به روی صحنه ببرد. هامون بازان را مانی حقیقی ساخته است. این کارگردان دو سال پیش طی فراخوانی از همه کسانی که فیلم هامون را دوست دارند خواست تا درباره علاقهشان به فیلم هامون برای او بنویسند و بعد از میان نوشتههایی که به دستش رسید 5 نفر را انتخاب کرد و مقابل دوربین برد. حالا رحمانیان با دیدن این فیلم آنقدر از این موضوع خوشش آمده که تصمیم گرفته است آن را تئاتری کند البته رحمانیان گفته است که چندین طرح سینمایی دارد که قابلیت کار در تئاتر را دارند. زندهیاد خسرو شکیبایی بازیگری که با نوع اجرای خود توانست هامون را جاودانه کند بازیگری را از صحنه تئاتر آموخته است و شاید رحمانیان خواسته باشد در نمایش خود ادای دینی بکند به شکیبایی که هامون را جاودانه کرد. رحمانیان گفته است که چندین طرح سینمایی دارد که میتواند آنها را در تئاتر به نمایش بگذارد؛ حال باید منتظر ماند و دید که این کارگردان و نویسنده خلاق با هامون بازان جهان چه میکند.
بیدلیل دوستش داریم...
چندی پیش پروین سلیمانی درگذشت؛ بازیگری که سالها درخشید و سالها در حاشیه زندگی کرد. او سالهای گذشته فقط به پسرش که نابهنگام درگذشته بود فکر میکرد و از او و داغی که بر دل سلیمانی گذاشته بود سخن میگفت. سلیمانی بعد از یک دوره بیماری درگذشت اما این رفتن درست در زمانی بود که جامعه در تب انتخابات رئیسجمهوری میسوخت و فوت بازیگر کهنهکار سینما و تلویزیون ایران در حاشیه اخبار انتخاباتی قرار گرفت. در چنین فضایی اما مسعود کیمیایی، پروین سلیمانی را فراموش نکرد و پس از مرگ او گفت: پروین سلیمانی با وجود تجربه فراوان شریفتر از آن بود که به دنبال نقش به کسی رو بیندازد. پروین سلیمانی در میان بازیگران زن سینمای ایران که در فیلمهای من بازی کردند، یک بازیگر شاخص محسوب میشود. او بهترین بازیهایش را در دو فیلم <خاک> و <گوزنها> به نمایش گذاشت. آن جا که قرار بود در نقش شخصیت زن دردمند بازی کند، چنان مسلط در قالب این نقش رفت، که کمتر کسی میتوانست این ذوق و قدرت او را در باورپذیری نقش انکار کند.
در تمامی کارهایم تلاش میکردم حتماً پروین سلیمانی را در کنار خود داشته باشم و حالا چقدر غمگینم از نداشتن بازیگری که با عمق درک و دانش غریزی خودش تماشاگر را همراه میکرد.
پروین سلیمانی تربیت سینمای قدیم را داشت. به موقع سرصحنه حاضر میشد. با وجود بیماری در تکرار پلانها خم به ابرو نمیآورد و تمام اصول حرفهای کار را رعایت میکرد.
او حرفهای بود. خانمی از قدیم. این جملهای است که میتواند به تمامی اخلاق او را در همکاریهایش توصیف کند. بازیگری که با وجود6 دهه حضور مداوم و پر فراز و نشیب در سینمای ایران و ترکتازی ستارگان دوام آورد، نامدار ماند و هیچ گاه تمام نشد.
اگر کسی بخواهد داستان زن به حاشیه رانده و زجرکشیده ایرانی را بنویسد، تصویر پروین سلیمانی برای او کافی است. بیدلیل همیشه دوستش داشتیم.
او یک حرفهای است
رخشان بنیاعتماد کارگردان هوشیاری است. او میداند که چه وقت به دور از هر هیاهو چگونه باید به عنوان فیلمساز کار خود را انجام دهد و فیلم خود را بسازد. بنیاعتماد چند سال پیش در بحبوحه انتخابات رئیسجمهوری فیلم روزگار ما را با محوریت حضور زنان در انتخابات ساخت و اکنون فیلم ما نیمی از جمعیت ایران هستیم را با محور مطالبات زنان از دولت آینده مقابل دوربین برده است. نکته جالب اینجاست که بنیاعتماد هیچگاه از موضع خود به عنوان یک زن کوتاه نمیآید و میداند اکنون که تریبونی به نام سینما در اختیار دارد باید از این تریبون به نفع زنان استفاده کند. بنیاعتماد با ساخت فیلمهایی مانند بانوی اردیبهشت، روسری آبی، زیر پوست شهر، گیلانه، خون بازی و... نشان داده که زنان و مطالبات آنها برایش مهم است و باید این خواستهها را به گوش مسوولان برساند تا آنها را هوشیار کند که نیمی از جمعیت کشور را زنان تشکیل مـیدهـنـد پـس رئـیس کشور باید برای این نیمه برنامهریزی حساب شده داشته باشد.
جومونگ و لسکو
سـریـال جـومـونگ و کمیسر لسکو را میتوان طفلکیهای انتخابات رئیسجمهوری دانست. در دو هفته مانده به انتخابات رئیسجمهوری و با داغ شدن تب مناظرات نامزدها، تلویزیون پخش سریال پرطرفدار جومونگ را از یک بار در هفته به سه بار در هفته تبدیل کرد شواهد نشان دادند که سه بار در هفته پخش شدن جومونگ نتوانست مثل ایام نوروز به محبوبیت این سریال بین مردم بیفزاید. حالا علاقهمندان سینهچاک جومونگ دی وی دی این سریال را تهیه کردهاند و با خیال راحت و فارغ از تغییر پخش این سریال به تماشای آن نشستهاند اما طفلکی کسانی که نمیتوانند این دیویدیها را تهیه کنند و مجبورند خودشان را مدام با زمان پخش سریالی که سخت به آن علاقهمند هستند تنظیم کنند. شبکه یک سیما هم بعد از پایان سریال فاکتور 8 سریالی را روی آنتن نفرستاد و سریال کمیسر لسکو را به عنوان ذخیره برنامههای نمایشی هر موقع که آنتن سریال لازم داشته باشد روی امواج ماهوارهای خود میفرستد. حالا میتوان به این نکته فکر کرد در فضای کاملا انتخاباتی چه کسانی نشستهاند و وقت گذاشتهاند و سریالی را تماشا کردهاند که مدتهاست از پخش آن میگذرد و هیچکس دقیقا نمیداند که نمایش این سریال از چه زمانی آغاز شده، ماجرای آن چیست و چه مخاطبانی دارد. کمیسر لسکو در کشور سازنده خود یعنی فرانسه حتما طرفداران زیادی دارد اما در کشور ما از سریالهای مهجور مانده است که مسوولان پخش هم از آن مهجور بودن استفاده میکنند و هر وقت شرایط حساس میشود لسکو را روی آنتن میفرستد چون میدانند این سریال آنقدر خنثی است که نمیتواند در ذهن بینندگان جایی برای خود داشته باشد.
سارا بختیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم