انتشارات سخنگستر مجموعه داستان «کسی انگار دارد مینوازد» و مجموعه شعر «آوازهایی که باد برد» را اخیرا با گزینشی از داستان و شعر هنرمندان جوان کشورمان منتشر کرده است.
در این مجموعه آثار تعدادی از هنرمندان جوانی که آثارشان را قبلا در مطبوعات، نشریات و جشنوارههای ادبی و هنری کشور خواندهایم یکجا جمع شده است و میتوان با خواندن این آثار به تازهترین تولیدات ادبی گروهی از جوانان اهل ادبیات کشور پی برد.
نکته قابل ذکر در این مجموعهها، توجه به ارزش ادبی شعر و داستان بدون درگیر شدن در دغدغههای مصنوعی نظیر قالب، جنسیت و خط و ربطهای ادبی و مانند آن است؛ چنانکه مثلا در مجموعه «آوازهایی که باد برد» قالب های کلاسیک شعری نظیر غزل در کنار شعر نو و سپید نشستهاند.
شاید با مرور کردن این دو مجموعه بتوانید بخشی از ساعات خود را با خواندن نمونههایی قابل توجه از شعر و داستان هنرمندان جوان کشور پرکنید.
یکی از شعرهای این مجموعه را میخوانید:
رفتنت را عجیب مجبورند جادههایی که جابهجا شدهاند
باز دنبال تو میآیم با کفشهایی که تا به تا شدهاند
از عبورت دوباره جا ماندم، مثل یک ساک دستی کوچک
زیپهای خراب ذهنم تا... تا ته از اضطراب وا شدهاند
یک نفر رختهای چرکش را در دلم / با گناه میشورد
توبههایم چروک و تبدارند، گریههایم چه بیصدا شدهاند
توی تهماندههای «باران» باز نفسم داشت «بند میآمد»
مثل کپسولهای اکسیژن، ریههایم پر از هوا شدهاند
به خودت شوک بده مرا امشب باید از زندگیات برگردم
من که رگهای خوانیام از تو از تمام تنم جدا شدهاند
سیده صدیقه حسینی
آرش شفاعی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم