در سخنرانیهای خود اعلام کردهاید ضمن حمایت از محمود احمدینژاد، انتقادهایی نیز به عملکرد دولت نهم دارید. این انتقادات درچه حوزههایی بوده است؟
اصولگرایان از ابتدای پیدایش در سپهر سیاست ایران، نقد درون گفتمانی را وجهه همت خود قرار دادهاند، حتی خود دولت و شخص رئیسجمهور بحث انتقاد از خود را در دستورکار داشت. به همین دلیل ما شاهد تغییرات وسیع در کابینه بودیم. بنابراین نقد از درون، یک امتیاز اصولگرایان است. بنده هم به سهم خودم برای اصلاح امور نقدهایی به دولت داشتم. برخی از آنها را در جلساتی که با رئیسجمهور داشتم مطرح کردم. برخی را علنا در موضعگیریهای جبهه پیروان خط امام و رهبری بیان داشتم. مسوولان و شخص آقای احمدینژاد اعتنایی جدی به این انتقادها داشته و با سعهصدر آنها را گوش کرده و برخی را که صحیح میدانسته عمل کرده است. این انتقادها در همه حوزهها بوده و حوزه خاصی را در برنمیگیرد.
دلایل اصولگرایان برای حمایت از آقای احمدینژاد چه بود؟
ما در جمعبندیهای خود کارنامه دولت را موفق و قابل دفاع یافتیم. ما دولت نهم را یکی از دولتهای کارآمد و موفق پس از انقلاب میدانیم. موفقیت دولت اگر بیشتر از موفقیتهای آشکار دولتهای پیشین نباشد قطعا کمتر از آن نیست. رئیس دولت و اعضای کابینه 4 سال مداوم، خستگیناپذیر واقعا در سعی و کوشش جدی دویدهاند و به اعماق کشور سفر کردهاند و مسائل مردم را از نزدیک یافته و مشکلات را تا توانستهاند برطرف کردهاند. دکتر محمود احمدینژاد فاصله دولت و ملت را پر کرده و یک ارتباط منطقی، عاطفی و صمیمی با مردم برقرار کرده است. این یک دستاورد بزرگ برای کشور و یک نعمت الهی است که دولت اثبات کرده خادم مردم است و به این خدمت افتخار میکند؛ البته در جبهه اصولگرایان، رجال سیاسی و مذهبی زیادی داریم که توانمند هم هستند، اما درجه مقبولیت مردمی آنها به اندازه احمدینژاد نیست. به همین دلیل خود را در معرض رای مردم در انتخابات اخیر قرار ندادند. حال آنکه در انتخابات دوره نهم آمده بودند و مقبولیت خود را در ترازوی رای مردم مورد ارزیابی قرار دادند.
محمود احمدینژاد چه برتریهایی نسبت به دیگر کاندیداهای بالقوه داشت که اصولگرایان را در حمایت از خود متقاعد کرد؟
احمدینژاد یک کارنامه 4 ساله با ضعفها و قوتها دارد و آزمون خود را در مدیریت کشور به عنوان یک مدیر توانا داده است. او در عمل اثبات کرده مومن به نیروی ملت و ارزشهای انقلاب است و گفتمان امام و انقلاب را در راس قوه مجریه نسبتا خوب مدیریت کرده است. احمدینژاد چهره خود را در خدمت به مردم شاداب و بانشاط نشان داده است و این مساله را میتوانیم لمس کنیم. وی کفایت و شجاعت و اخلاص خود را در خدمت به مردم نشان داده و در صحنههای بینالمللی از آبرو و عظمت ملت ایران صیانت کرده است. احمدینژاد نگاهی ویژه به محرومان و مستضعفان دارد و رویکرد اصلی دولت را حمایت و دفاع از لایههای زیرین جامعه قرار داده است. او مومن به استقلال کشور است و مملکت را از بعد پیشرفت جهشی جلو برده است. ایران را وارد باشگاه هستهای جهان و باشگاه هوافضا کرده و رتبههای علمی ایران را در سطح جهان ارتقا داده است. این ویژگیها را در عمل مشاهده کردهایم. دلیلی ندارد کسانی که آزمونی در این مورد ندارند را بیازماییم. او یک دوره خدمت کرده، باید خدمات خود را در دور دوم تکمیل کند، باید به او این فرصت را داد. مردم به روسای جمهور گذشته این فرصت را دادهاند، به رئیسجمهور فعلی هم احتمالا با رای بالا این فرصت را خواهند داد.
سایر کاندیداهای مطرح به غیر از محمود احمدینژاد، محور شعارهای تبلیغاتی را بر ضرورت <تغییر وضع موجود> قرار دادهاند. تحلیل شما از دلایل اتخاذ چنین رویکردی از سوی کاندیداها چیست؟
روشن نمیگویند آنها چه چیزی را میخواهند تغییر دهند. الان مسلطترین گفتمان، گفتمان عدالت، پیشرفت و خدمت است. مردم این را پذیرفتهاند. آیا میشود این گفتمان را تغییر داد و چیز دیگری جایگزین آن کرد.
اگر منظور از تغییر، تحول در خدمت بیشتر و اندیشیدن به مقوله پیشرفت کشور است، آقای احمدینژاد بیشترین تغییر را تاکنون داده است مسلما در دوره بعد این تغییرات معطوف کارآمدی نظام ادامه پیدا میکند؛ اما اگر منظور از تغییر، تغییر رئیسجمهور کنونی است این را باید مردم تصمیم بگیرند. هر چه مردم تصمیم بگیرند باید تبعیت کرد. بعید به نظر میرسد مردم نامزدهای مطرح فعلی را به احمدینژاد ترجیح دهند.
برخی اصولگرایان از جمله جامعه روحانیت مبارز در این دوره سکوت کردند و موضع خود را آشکار نکردند، دلیل این موضع چیست؟
اصولگرایان سکوت نکردهاند. جبهه پیروان خط امام و رهبری به عنوان یک ضلع از 3 ضلع جبهه فراگیر و متحد اصولگرایی به احمدینژاد رای میدهد. ایثارگران و رهپویان و نیز رایحه خوش خدمت و دیگر گروههای اصولگرا تاکنون موضع خود را اعلام کردهاند. شخصیتهای روحانی از جامعه مدرسین و روحانیت مبارز به طور انفرادی مصاحبه و از دولت و احمدینژاد دفاع و حمایت کردند. جامعه روحانیت مبارز هم بحثهای زیادی کردند، اما هنوز به تصمیم نرسیدهاند و سکوت نکردهاند. آن بزرگان هم بزودی موضعگیری نهایی خواهند کرد.
آیا دلخوری برخی اصولگریان از احمدینژاد به خاطر این نیست که وی در کابینه خود سهمی برای آنها در نظر نگرفت؟
کابینه شرکت سهامی نیست که هر کس تقاضای سهم خودش را بکند. رئیسجمهور که از مردم رای مستقیم میگیرد، یک وظیفه خطیر الهی و تاریخی به دوش او میآید باید پاسخگوی خدا و خلق خدا باشد، نه پاسخگوی سهامداران خیالی! هر کس سهمی خواسته و به آن نرسیده است، حق ندارد به این بهانه توقعاتی داشته باشد. این افراد از سوی اصولگرایان طرد میشوند. به یقین اصولگرایان واقعی ادعای سهم نخواهند داشت. اصولگرایان خود را موظف میدانند به دولت کمک کنند. اگر دولت یا رئیس آن کمکی از آنها نخواست، باید خدا را شکر کنند که وظیفهای از دوش آنها برداشته شده است.
مخالفان دولت به سیاستهای اقتصادی آن متمرکز شده و آن را نقطه حمله خود قرار دادهاند. ارزیابی شما از سیاستهای اقتصادی دولت نهم چیست؟ آیا به قول برخی از کاندیداها وضعیت بحرانی است؟
ما عملکرد اقتصادی دولت را موفق میدانیم. این به معنای آن نیست که هیچ اشکال و ایرادی به عملکرد اقتصادی دولت وارد نیست. اما باید انصاف داد دولت رکوردی از خدمت را در حوزه اقتصادی به جای گذاشته است که در دولتهای پیشین در این حد و پایه سابقه نداشته است.
دولت در مهار تورم و نقدینگی موفق بوده است و فقط در سال 2008 بنا بر اعلام مجامع جهانی رتبه منطقهای ایران 10 پله ارتقا یافته است. برخی دوستان از روی بیمهری میگویند دولت نهم مملکت را به لب پرتگاه برده است. این تعابیر بر مبنای انصاف نیست. بحمدالله مااکنون در بسیاری از رشتههای علمی جزو 10 کشور اول جهان هستیم. از نظر قدرت حرف اول را در منطقه میزنیم. چه کسی باور میکند در لب پرتگاه باشیم. الان آمریکا درخواست میکند با دولت ایران مذاکره کند. دست از تهدیدهای نظامی برداشته است، چون خودش را در برابر قدرت لایزال ایمانی ملت و دولت ایران میبیند. آیا در این شرایط ما لب پرتگاه هستیم. آیا وضعیت ما بحرانی است. الان دنیا در بحران اقتصادی غوطه میخورد، همانها که میخواستند برای مملکت بحران درست کنند و با تحریمها ما را دچار بحران کنند الان در بحران دست و پا میزنند. البته این لطف خدا، اخلاص مردم و تلاشهای دولت بوده است چرا باید این واقعیتها را نادیده گرفت؟
رهبر معظم انقلاب در سنندج نامزدها را دعوت به انصاف در نقد کرده و فرمودند با حرفهایی که واقعیت ندارد افکار عمومی را تخریب نکنند. مسائل خلاف واقع درباره اوضاع اقتصادی کشور مطرح نکنند. خوب ما باید اگر اصولگرا هستیم به این نصایح عمل کنیم.
برخی معتقدند حضور محسن رضایی باعث شکسته شدن رای آقای احمدینژاد خواهد شد. آیا چنین تحلیلی درست است؟
ورود هیچ نامزدی اعم از اصولگرا و اصلاحطلب جای هیچ کس را در انتخابات آینده تنگ نمیکند. مردم خودشان از همه نامزدها و قابلیتهای آنها اطلاع دارند هیچ کس رای دیگری را نمیشکند و رای خودش را دارد.
حمایت اکثریت اصلاح طلبان از میرحسین موسوی را چگونه میبینید؟ آیا دیدگاههای او را قبول دارند یا کس دیگری غیر از او نداشتند که پشتسرش قرار گیرند؟
دوم خردادیها در انتخابات دوره دهم با دو آرایش پا به میدان رقابت گذاشتهاند. آقای مهندس میرحسین موسوی و حجتالاسلام والمسلمین آقای کروبی هر دو از رجال سیاسی و مذهبی کشورند و اشخاص محترمی هستند. ما برای آنها آرزوی توفیق میکنیم. هر کدام از آنها قرائتی از فهم دوم خردادیها نسبت به مسائل کشور را مدیریت میکنند. باید منتظر ماند و دید که مردم چه مقبولیتی برای این دو قرائت در انتخابات آینده قائل هستند.
چه قرابتی میان موسوی و برخی گروهها همچون مشارکت و مجاهدین انقلاب پیدا شد که موسوی حمایت آنها را پذیرفت؟ آیا این حمایت برای موسوی هزینهبر نخواهد بود؟
آقای موسوی، به اعتقاد این دو گروه سیاسی بنیانگذار چپ است. لذا ایشان در دهه اول انقلاب در آزمون خدمت خود به کشور در کنار اعضای این دو سازمان بوده است. پیشینه همکاری آنها به دولت ایشان در دهه اول انقلاب برمیگردد. برخی معتقدند این حمایت به سبب عدم پایگاه مردمی این دو حزب و بیمهری آنها در حق نظام و انقلاب در دولت اصلاحات برای آقای موسوی هزینهبر است. برخی هم میگویند درآمدزاست. باید دید فردای پس از 22 خرداد کدام یک از این دو دیدگاه صحیح بوده است.
تحلیل شما از حضور مهدی کروبی در انتخابات چیست؟ شیخ اصلاحات در این دوره اگرچه با حمایتهای زیادی از سوی احزاب تاثیرگذار اصلاحطلب همراهی نمیشود اما توانسته چهرههای شناخته شدهای از اصلاح طلبان را با خود همراه کند. همراهی این چهرهها تا چه حد بر موفقیت کروبی تاثیرگذار خواهد بود.
آقای کروبی خودش آدم معقول و معتدلی است، اما برخی از کسانی که خود را طرفدار ایشان میدانند، پیشینه اعتدال و روش خردمندانه ندارند. حتی برخی از آنها به سبب افراطیگری دارای سابقه ویژه هستند.
همه میدانیم شورای نگهبان، نگهبان اسلامیت و جمهوریت نظام است. ما میتوانیم به آنها نقد داشته باشیم، اما مردم لحن اهانت و پرخاش را نمیپسندند.
از خداوند استدعا داریم به همه ما توفیق مرحمت فرماید که در این آزمون الهی پیروز شویم. البته مهم است چه کسی انتخاب میشود، ولی مهمتر از آن این است که به انتخاب مردم احترام بگذاریم ولو آن که این انتخاب برخلاف میل و سلیقه و جریان ما باشد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم