با این حال برای بیشتر افراد بیتجربه پیش میآید با کسی همکار میشوند که واقعا نمیتوانند حتی برای یک لحظه هم، کار با آنها را تحمل کنند. در چنین شرایطی اگر به دنبال راههایی برای رفع این خصومت نباشید تنش موجود، محیط کار را برای شما به جهنمی غیرقابل تحمل بدل میکند و آسایش را از شما و حتی دیگر همکارانتان سلب میکند. آیا به راستی ادامه کار در چنین شرایطی واقعا غیرممکن است؟ آیا نمیتوان امید داشت دو فرد که با یکدیگر تفاهم ندارند و هم عقیده نیستند به خاطر مصلحت خودشان با یکدیگر خوب شوند؟ جک لیمپتون، مدیر فروش در شرکت حمل و نقل دیوز در بوستون میگوید: «من همکاری دارم به اسم تونی، ولی وقتی کار فرمایمان به ما گفت که اگر یاد نگیریم با هم همکاری کنیم هر دو اخراج خواهیم شد حسمان نسبت به هم عوض شد و یاد گرفتیم به عقاید و خصوصیات یکدیگر احترام بگذاریم و رفتاری دوستانه در پیش بگیریم. من به هوش و درایت او احترام میگذارم و تواناییهایش را تـحـسین میکنم. ما در حال حاضر تیم موفق و در عین حال غیرقابل شکستی را تشکیل دادهایم.»
تشابه، دشمن تفاهم
به گفته دیوید هارد کسل، استاد علوم اجتماعی در دانشگاه مریلند، همکارانی که از نظر اخلاقی شبیه هم هستند لزوما با یکدیگر رفتاری دوستانه ندارند. آنها که شخصیتهای شبیه هم دارند، بیشتر دچار اختلاف با یکدیگر میشوند. این استاد دانشگاه به منظور بررسی علت اختلافات میان همکاران با کارمندان مختلف، درباره خصوصیات آن دسته از همکارانی که با یکدیگر سازش نداشتند با آنها مصاحبه کرد. جواب همگی آنها حاکی از آن بود که همکارانی که با یکدیگر خوب نیستند و به دشمنی با یکدیگر بر میآیند، بیشتر از آنکه خصوصیات متفاوتی داشته باشند مشترکات زیادی بین خود دارند و همین نقطه اشتراک، گاهی باعث میشود نتوانند یکدیگر را تحمل کنند و برتری یکی بر دیگری را بپذیرند. به اعتقاد دکتر هارد کسل، اگر همکارانی که با یکدیگر خوب نیستند مجبور به کار با یکدیگر شوند پس از مدتی با یکدیگر از در سازش وارد خواهند شد، زیرا معمولا شخصیتهای مشابه، روشهای مشابهی برای انجام کارهای مختلف دارند.
حال اگر شما در شرایطی قرار گرفتید که اختلاف عقیده و دشمنی با یک همکار، محیط کارتان را برای شما و دیگر همکارانتان غیرقابل تحمل کرده چه میتوانید بکنید و چاره کار شماچیست؟ با راهکارهای زیر شاید بتوان بخشی از این تنش را از بین برد.
به محض مشاهده هر گونه تیرگی در روابط و بروز اختلاف، آن را میان خود حل کنید.
کارشناسان معتقدند نباید اجازه داد دامنه اختلافات به جایی کشیده شود که دو طرف علاقهای به حل کردن این اختلاف یا توانایی لازم برای انجام این کار نداشته باشند. اگر یک گفتگوی ساده و فارغ از تظاهر نمیتواند به حل اختلافتان کمک کند، از یک همکار دیگر (نفر سوم) برای وساطت کمک بگیرید یا از او بخواهید برای رفع این اختلاف، پـیـشـنهادهای خودش را به شما ارائه کند. بسیاری از روانشناسان معتقدند در چنین شرایطی، کمک خواستن از برخی همکاران با تجربه و با سابقه، بهترین کار است. کارمندان قدیمی و با سابقه میتوانند به همکاران جدید و تازه استخدام خود درباره روابط حرفهای در محیط کار، راهنماییهای لازم را بدهند و بدین ترتیب از بروز بسیاری از این تنشها در آینده جلوگیری کنند. در بسیاری از کشورها و در بسیاری از محیطهای اداری، این مساله به یک سنت دیرینه تبدیل شده است و بسیاری از اختلافات پیش از آنکه به چشم بیاید حل میشوند. در تلاش برای یافتن علت اختلافات خود با همکارانتان برآیید و از آن برای رسیدن به راهکاری برای حل اختلافتان استفاده کنید. در این فرآیند ممکن است به توصیه یا مشاوره دیگران هم نیاز داشته باشید، زیرا گاهی بالا گرفتن دامنه اختلافات باعث میشود هر دو طرف ایراد کار خود رانبینند و تنها در صدد تلافی برآیند. با این حال، با کمی تامل و دقت در رفتار خود یا طرف مقابل خواهید توانست به بخشی از علت این اختلاف آگاهی پیدا کنید. اگر شدت اختلاف، قدرت هر گونه واقع بینی را از شما سلب کرده است، از دیگران کمک بگیرید تا بتوانید وضعیت موجود را آنگونه که هست (و نه آنگونه که غرورتان دوست دارد در تخیلات شما بسازد) تصور کنید. یافتن علت اختلافات، درست مثل یافتن علت یک بیماری، گام اول برای هر اقدامی است. یک پزشک تا وقتی نداند چه ویروسی علائم خاص را در بیمارش ایجاد میکند، نمیتواند داروی لازم را برای او تجویز کند.
با تصور صحنه آشتی، یک گام به جلو بردارید
میتوانید در ذهنتان نمایشی را بازی کنید که در آن هر دو تصمیم میگیرید با هم آشتی کنید و اختلافتان راکنار بگذارید. جوابهای طرف مقابل را پیشبینی کنید و جوابهای خودتان را آماده کنید. اینگونه برای یک آشتی واقعی آمادگی بیشتری خواهید داشت.
بر احساسات منفی خود فائق آیید
اگر با همکارانتان اختلاف نظر دارید در مواجهه با او، جلوی خشم و احساسات منفی خود را بگیرید، زیرا این خود زمینهساز بروز اختلافات جدید یا عمیق شدن اختلاف موجود میان شما میشود. به جای فکر کردن به دعوایی که داشتید و حرفهایی که در آن دعوا با یکدیگر رد و بدل کردید، بر احساسات خود مسلط شوید و به هدف اصلی که از بین بردن و رفع اختلاف است فکر کنید.
هیچ وقت پیش خودتان فکر نکنید که طرف مقابل شما علاقهای به سازش و رفع اختلاف ندارد.
به گفته روانشناسان، اختلاف میان 2 همکار به لحاظ عاطفی برای هر دو طرف دعوا ناگوار است. سینیتا برون استین، روانپزشک و مشاور اجتماعی در کالج برین ماور میگوید: «بیشتر کارمندان نمیدانند اختلافات آنها با دیگران چه لطمهای بر کار و بازدهی شغلی طرف دیگر دعوا میگذارد. او نیز مسلما از اینکه نمیتواند کاری برای بهبود اوضاع انجام دهد متاثر است و شاید حتی تلاش خود را برای حل کردن اختلافش با شما انجام دهد، اما از دید شما پنهان میماند. تجربه ثابت کرده همکارانی که زمانی باهمدیگر اختلاف داشتند پس از سازش، دوستی صمیمانهای با یکدیگر بر قرار میکنند.»
اختلاف را فراموش کنید
به این فکر کنید اگر 2 نفری که انرژی خود را صرف دعوا میکنند، همان انرژی را وقف کار و بالا بردن بازده کاری خود کنند چه منافع هنگفتی نصیب خود آنها و کارفرمایانشان خواهد شد. اگر قرار بود به خاطر این اختلاف، یکی از دو طرف، اخراج یا به بخش دیگری منتقل شود، این امر منتفی میشد. به عبارت دیگر یکی از بزرگترین محاسن حل اختلاف در محیط اداری به دست آوردن امنیت و ارتقای شغلی است. از سوی دیگر، انجام بسیاری از طرحهای تیمی یا گروهی، مستلزم مشارکت و همدلی همه اعضا است. در مواردی که این گونه اختلافات دیده میشود بازده کل گروه پایین میآید و حتی انجام بسیاری از کارها منتفی میشود.
اگر هیچ راهی وجود نداشته باشد
حتما این ضربالمثل قدیمی را شنیدهاید که میگوید دوری و دوستی. در محیط کاری چنین ضربالمثلی برای کسانی که نمیتوانند اختلاف عقاید با یکدیگر را تحمل کنند صدق میکند. اگر تمام راههای بالا را آزمودید و موثر نبود با دورماندن از کسانی که با آنها اختلاف نظر دارید، به کاهش تنشهای ایجاد شده کمک کنید و حــداقــل روابــط حــرفــهایتـان را خـدشـهدار نـکـنـیـد. به همین منظور ممکن است مجبور شوید تقاضای جابهجایی یا منتقل شدن به بخش دیگری را بکنید.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم