در انتخابات، مردم با آرای خود فردی را که ارائه کننده برنامه مطلوب و مورد نظر آنهاست و توانایی اجرای آن را دارد برمیگزینند. یک انتخابگر واقعی کسی است که آگاهیهای لازم را از گزینه مورد نظر خود داشته باشد.
گرچه آگاهیهای افراد نسبی است، ولی برآیند آنها که آرای جمعی مردم را شکل میدهد معیاری دقیق و کامل است. مردم همواره در جامعه نقشی مهم و تعیینکننده دارند و اگر بخواهیم طرح یا فعالیتی را در کشور بدرستی سامان دهیم، بدون کشف و جلب رضایت مردم امکانپذیر نیست، خاصه در امر خطیری چون انتخابات که مردم رکن رکین و اساسی آن هستند.
در برخی کشورها مشارکت دادن مردم در فعالیتهای اجتماعی با صرف هزینههای گزاف همراه است که بدون آن نمیتوان مردم را پای صندوقهای رای کشاند. در عصر حاضر این واقعیت در کنار فعالیتهای وسیع و پرحجم رسانههای خصوصی و حزبی، به پیدایش پدیدهای موسوم به مدیاکراسی در غرب منجر شده که به وضوح بر آلودگی کامل دموکراسی غربی به القائات رانتی و حزبی صحه میگذارد.
مدیاکراسی به معنی شکلدهی و جهتدهی افکار عمومی از طریق شبکههای تلویزیونی، رادیویی و اینترنتی است که مکانیسمهای مورد اعتنای علمی از جمله نظرسنجیها را نیز به بازی میگیرد.
نمونه بارز چنین ترفند سیاسی را میتوان در انتخابات ریاستجمهوری فرانسه در سال 2002 میلادی مشاهده کرد که طی آن یک راستگرای افراطی به دور دوم انتخابات راه یافت، اما بلافاصله با همدستی رسانههای اروپا، به واسطه ترس از گسترش گرایش دیگر ملل اروپا به نئونازیسم، فضایی ایجاد شد که مردم فرانسه بکلی فرد موصوف را از یاد بردند و مسیر انتخابات ریاستجمهوری فرانسه عوض شد.
رویه مذکور قطعا خلاف مشی دموکراسی و نظام مبتنی بر اندیشه و آرای آزاد مردم است که در آن رسانهها دور از هر قسم آلایندههای تبلیغی و شانتاژهای سیاسی باید صرفا زمینه مشارکت بالای ملی و ایجاد انگیزه انتخاب در آحاد مردم را فراهم کنند.
این را قطعا باید از زمره توفیقات سیاسی نظام ما و مجموعه کارگزاران آن دانست که با میانگین برگزاری سالی یک انتخابات طی 3 دهه، هرگز چنین حاشیه سیاسیای نداشته که فرانسه به اصطلاح مهدآزادی با آن مواجه و به آن متهم بوده است، بلکه اراده و آرای مردمی در آن همواره با کمترین میزان اریب و به طرزی چشمگیر محقق شده است.
این اتفاق خجسته را ما یکبار دیگر در روزهای آینده تجربه میکنیم و ملت ما باز نشان خواهد داد که تحقیقا بلوغ فکری و سیاسی بینظیری در نظام بینالملل دارد.
اما آنچه در این روزها کانون توجه همگان است، انجام وظیفه خطیری است که رسانه ملی در عرصه انتخابات پیشرو بر دوش دارد. فضای انتخابات در کشور ما قطعا بدون تحرک و جنبش رسانه ملی و برپاسازی یک موج فزاینده تبلیغی به اوج شور و بالندگی خود نمیرسد. صداوسیما در همه جنبههای مربوط به انتخابات نقشی انکارناپذیر دارد.
کمترین فعالیت و تحرک مورد انتظار از رسانه ملی این است که نظرها و نیازهای واقعی مردم را دستهبندی و منعکس کند تا هم مسوولان و کارگزاران از خواست عمومی مطلع شوند و سیاستهای کشور را براساس آن تنظیم و اجرا کنند و هم مردم تعیین کنند که آرای آنها بدرستی و بیمضایقه منتقل میشود، ضمن آنکه اساسا رسانهها میتوانند با فراهم آوردن زمینههای نقد و نظر، بدون رویکردهای جانبدارانه مردم را در تشخیص اصلح و انتخابشان یاری رسانند و با انتقال صحیح و بههنگام اطلاعات و انعکاس درست وقایع، پرده از تبلیغات کاذب فرو اندازند و عرصه سوءاستفاده را بر مغرضان تنگ کنند.
باید توجه داشت که انتخابات سرمایهگذاری عظیم و سپردهگذاری ملت برای اداره صحیح کشور و دستیابی به آیندهای روشن است و هر رایی که به صندوق ریخته میشود، در واقع کمک به فزونی این سرمایهگذاری ملی است. در چنین شرایطی وظیفه صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به عنوان رسانهای که از سوی حضرت امام خمینی (ره) دانشگاه بزرگ اسلامی خوانده شده، کاملا روشن است.
* قائممقام اجرایی معاونت صدا
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم