در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

ازدواج اجباری در خانوادههای سطح بالای اروپا در سده 1900 رایج بود و هنوز هم در بخشهایی از جنوب آسیا خاورمیانه و آفریقا مرسوم است. در حال حاضر هم در غرب اروپا و شمال آمریکا بیشتر در میان مهاجران دیده میشود.
در بیشتر موارد نیز زنان وادار به ازدواج اجباری میشوند.
خانوادههایی که بیشتر دچار غرور و تعصب هستند، تن به این کار میدهند.
در پاکستان، افغانستان، ترکیه و ... این نوع ازدواجها هنوز مرسوم است.
در پاکستان گاهی مقابل تعیین همسر احساس وظیفه میشود که برای نوزادی که هنوز متولد نشده نیز همسر آینده به طور اجباری تعیین میشود.
برای مثال مادری به خواهرش قول میدهد که اگر فرزندش دختر شد، او را به عقد پسر خواهرش درآورد.
آمار نشان میدهد در 3 ماه نخست سال 2008 بیش از 1300 مورد ازدواج اجباری در میان اقوام پاکستانی، هندی و بنگلادشی که به انگلستان مهاجرت کردهاند، ثبت شده و این رقم نسبت به سال 2007 در حدود 79 درصد افزایش نشان میدهد که جای تامل دارد.
در بسیاری از موارد سوءاستفادههای جسمی جنسی و روحی نیز در این گونه ازدواجها دخیل است. ترس از بدهیهای مالی و فشارهای خانوادگی، بسیاری از زنان را وادار به ازدواجهای اجباری میکند.
در ترکیه و آفریقای جنوبی دختران نوجوان تحت فشارهای قومی و قبیلهای و رسوم قدیمی وادار به ازدواج با افرادی که دیگران برایشان در نظر گرفتهاند میشوند.
این موضوع به قدری اهمیت دارد که در دهه 1980 در فرانسه گروهی از زنان انجمنی علیه سوءاستفاده از زنان و وادار کردن آنها به ازدواج تشکیل دادند.
در فرانسه ازدواج اجباری به قدری تابو و زشت تلقی میشود که افرادی که میخواهند چنین کاری انجام دهند، سعی میکنند در خفا و به شیوهای کاملا محرمانه اقدام کنند. آمار نشان میدهد که در دهه 1990 در میان خانوادههای ترک 43 درصد از دختران وادار به ازدواج شدهاند و در میان دختران جنوب آفریقا نیز 36 درصد آنها وادار به این کار شدهاند.
نکته قابل توجه این است که ازدواج اجباری به منزله کابوسی برای دختران جوان در این گونه جوامع است و قربانیان، تجربیات تلخی دارند.
این ناراحتی به حدی است که بسیاری اجباری بودن ازدواج و انگیزه آن را در سالهای بعدی از دیگران مخفی میکنند و میکوشند درباره فشارها و درد ناشی از این تجربه صحبت نکنند.
برخی از این دختران در خانوادههایی بزرگ شدهاند که تحت فشار روحی و مالی زیادی بودهاند و با این کار یا میخواستهاند از محیط خانه فرار کنند و یا اینکه با خارج کردن خود از خانواده موجب استحکام بیشتر آن شوند و از بار مالی و اقتصادی خانواده بکاهند. این گونه افراد در بسیاری از موارد نخواهند توانست مادر خوبی برای فرزندانشان باشند و درخصوص همسرشان نیز ترس یا نگرانی از وخیم شدن اوضاع، آنها را وادار به سازش میکند. در برخی کشورهای اروپایی غیبت ناگهانی و دائمی دانشآموزان از مدرسه به این معناست که وادار به ازدواج شدهاند. فقط در کشور انگلستان سالانه بیش از 300 مورد ازدواج اجباری ثبت میشود که بیشترین تعداد آن نیز در شهر لوتون است.
با توجه به اینکه در کشور انگلستان تعداد ازدواجهای اجباری زیاد است، سال 2007 قانونی در این کشور تصویب شد که به موجب آن، قربانیان ازدواج اجباری میتوانند به منظور حمایت قانون از آنها به دادگاه مراجعه کنند.
اما اینکه چرا برخی والدین، فرزندان خود را وادار به ازدواج ناخواسته میکنند این است که آنها تصور میکنند با این کار وفاداریشان به سنتها را نشان میدهند. به همین دلیل گاهی اوقات در سنین بسیار کم، رضایت و موافقت فرزندانشان را بابت ازدواج در آینده از آنها میگیرند.
برخی انگیزههای والدین نیز در این ارتباط عبارتند از:
- کنترل رفتارهای غیرقابل انتظار فرزندان از قبیل رفتارهای جنسی
- کاهش فشارهای روحی و قبیلهای
- تلاش برای تقویت ارتباطات خانوادگی و فامیلی
- اطمینان خاطر از اینکه اموال و املاک در خانواده میماند و به دست غریبهها نمیافتد
- حمایت از عقاید و خرافات قدیمی
- جلوگیری از ازدواجهایی که نامناسب به نظر میرسند
- شرافت خانوادگی
- تعهدات طولانیمدت خانوادگی
از نظر سازمان ملل ازدواج اجباری نوعی سوءاستفاده از حقوق بشر محسوب میشود، زیرا این کار آزادیهای فردی افراد را نقض میکند.
مترجم: سحر کمالینفر / منبع: ISIS
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: