ماجرا از اینجا شروع میشود که وقتی در اوج نا امیدی به سر میبرید و مضطرب و سرگردان به سیم آخر میزنید، دری به روی شما باز میشود. کافی است گوشی تلفن خود را بردارید واین شماره را بگیرید : 123. از آن سوی خط کسی پاسخ میدهد: شما با خط 123 اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی تماس گرفتهاید. خدمات این خط در زمینه کودکآزاری و سایر آزارها و خشونتهای خانوادگی است. لطفا چند لحظه تامل فرمایید تا ارتباط با کارشناس برقرار گردد.
اورژانس اجتماعی یکی از زیر مجموعههای دفتر امور آسیبدیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی است که به منظور توانمندسازی افراد در معرض آسیبهای اجتماعی شکل گرفته است. این اورژانس مواردی همچون کودک آزاری، همسر آزاری، فرار، زنان آسیب دیده اجتماعی، زوجین متقاضی طلاق، افرادی که اختلال هویت جنسی دارند و کسانی که اقدام به خودکشی کردهاند را پوشش میدهد. هدف این است پای جوان یا نوجوانی که از خانه فرار میکند، پدر و مادری که به هر دلیل کودک خود را آزار میدهند یا هر کس به هر نحوی که دچار یکی از آسیبهای اجتماعی میشود، در اولین مرحله به کلانتری باز نشده و برای او پرونده قضایی و سابقه مجرمیت تشکیل نشود.
حسن موسوی چلک میگوید: ما هرچقدر هم که تلاش کنیم نمیتوانیم آسیب اجتماعی را در جامعه به صفر برسانیم. او اورژانس اجتماعی را راهی برای قضازدایی و پیشگیری از جرم میداند و به اصولی اشاره میکند که در تاسیس اورژانس اجتماعی و به کار گیری خودروهای آرمدار و ویژه برای مداخله در بحرانهای اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است. توضیحات مدیرکل دفتر آسیب دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی را بخوانید: در اورژانس اگر خدمات ما به موقع نباشد نوشداروی پس از مرگ سهراب است. از طرف دیگر، فعالیتهای ما باید حتما علمی باشد. ما در این حوزه نمیتوانیم با پند و نصیحت همه را به زندگی سالم برگردانیم. همچنین نگاه صرف امنیتی و سیاسی داشتن و برخورد قهری در حوزه کنترل و کاهش آسیبهای اجتماعی نمیتواند تاثیرگذاری پایداری داشته باشد. اصل دیگر این که با توجه به ماهیت فرابخشی آسیبهای اجتماعی، موفقیت اورژانس اجتماعی منوط است به همکاری نهادهای مختلفی همچون قوه قضاییه، نیروی انتظامی، آموزش و پرورش، دادگستری، مخابرات، دانشگاه، تشکلهای غیردولتی و از همه مهمتر خود مردم و رسانهها. شناسایی آسیبهای اجتماعی شایع و در حال شیوع و این که در چه مناطق و کانونهایی چه آسیبهای اجتماعی شایعتر است از اهداف دیگرتشکیل اورژانس اجتماعی به شمار میرود.
123 قبل از 110
صفحه حوادث روزنامهها را ورق میزنیم. تازگیها گاه و بیگاه خبرهایی از آزار کودکان خردسال توسط پدر یا مادر میخوانیم، فرار دختران، آمار تکان دهنده و روزافزون طلاق و... اما هیچ پدر یا مادری از روی عمد فرزند خود را آزار نمیدهد مگر این که اختلال داشته باشد. در این صورت دستبند و زندان مشکلی را حل نخواهد کرد، بلکه اختلال آنها باید پیگیری شود. هیچ جوانی محیط بی در و پیکر جامعه را به محیط خانواده ترجیح نمیدهد، مگر این که یا خود دارای مشکلات فردی است و یا خانواده نتوانسته است ارتباط خوبی با او برقرار کند و روشهای درست علمی تربیتی را در محیط خانواده به کار گیرد. کلانتری، کانونهای بازپروری و سایر محیطهای مشابه تنها موضوع را پیچیدهتر میکند، بنابراین صحیحتر این است که به مشکلات او رسیدگی شده و خانواده در جریان روشهای نوین تربیتی و روانشناسی رشد قرار گیرند و سرانجام درصد همسرانی که واقعا هیچ راهی برای ادامه زندگی مشترک ندارند بسیار کمتر از شناسنامههایی است که هر روز مهر طلاق میخورند، پس چه بهتر که قبل از هر اقدامی با انجام مشاوره مشکلات ریز و درشت، اما نه غیر قابل رفع را از پیش روی خود بردارند.
جامعه ما در گذر از سنت به مدرنیته دست پدر بزرگها و مادربزرگها را از دخالت در تربیت فرزندان و حل مشکلات خانوادهها کوتاه کرده است، درحالی که هنوز فرهنگ مشاوره را به عنوان جایگزینی در استفاده از تجربیات ریش سفیدها نپذیرفتهایم؛ بنابراین موسوی میگوید: ما امیدواریم فرهنگ مردم آنقدر ارتقا پیدا کند که برای بهبود کیفیت زندگی قبل از این که دچار مشکل شوند با استفاده از مشاوره زندگی بهتری داشته باشند و اعتقاد داریم اگر قرار است مداخلهای صورت بگیرد، این فرهنگ باید جا بیافتد که مردم 123 را بر 110 ترجیح دهند. در هر صورت توانمندسازی فردی که در خانه مشکل دارد به مراتب آسانتر از کسی است که به زندان رفته و بازگشته است.
اورژانس اجتماعی با زیرمجموعههای مرکز مداخله در بحران فردی خانوداگی اجتماعی، پایگاههای اورژانس اجتماعی، تیمهای سیار اورژانس اجتماعی و خط تلفن 123سعی دارد دسترسی مردم را به خدمات خود آسانتر کند تا همانطور که مردم در زمان حادثه به راحتی با آتشنشانی، فوریتهای پزشکی و یا پلیس 110 تماس میگیرند، در صورت لزوم بتوانند به سرعت با روانشناسان، روانپزشکان، کارشناسان علوم تربیتی، مشاوران حقوقی و مددکاران اجتماعی ارتباط برقرار کرده و مشکل خود را قبل از این که حاد و لاینحل شود برطرف نمایند. به عبارت دیگر در اینجا رویکرد مرکز محوری به رویکردی جامعه محور تبدیل شده است. به این معنی که کارشناسان اورژانس اجتماعی منتظر نمیمانند تا مردم به سراغ آنها بروند، بلکه خود به سراغ افرادی که مشکل دارند خواهند رفت. به عبارت دیگر، اورژانس اجتماعی به جای سیستم مددکاری اجتماعی غیر فعال از سیستم مددکاری اجتماعی پویا بهره میگیرد.
موسوی که خود را مددکار اجتماعی معرفی میکند، میافزاید: میخواهیم بگوییم مردم برای دریافت خدمات اجتماعی نباید محدودیت زمانی و مکانی داشته باشند. این به معنی به صفر رسیدن زمان بروز مشکل تا زمان مداخله نیست. اما میتوانیم آن را کمتر کنیم. اعتقاد ما این است که هر چقدر از زمان بروز مشکل تا زمان مداخله فاصله کمتر باشد، مزمن شدن مشکلات کمتر و تاثیرگذاری مداخلات بیشتر خواهد شد. این اورژانس کمک میکند دسترسی مردم به این خدمات آسانتر باشد و سرعت بیشتری پیدا کند. به کارگیری این روشها باعث شد طرح اورژانس اجتماعی، طرح برتر اجتماعی کشور شناخته شود. در اجرای این طرح که کاملا علمی و اجرایی است، از تجربیات دیگر کشورها نیز استفاده شده است، اما طراحی برنامه در قالب 4 محور فوق برای اولین بار در کشور ما به اجرا درآمده است.
از «الف» تا «ی» در اورژانس اجتماعی
اورژانس اجتماعی، فعالیتهای خود را در قالب 4 زیر مجموعه انجام میدهد. مراکز مداخله در بحران را موسوی در حکم مادر دیگر مراکز میداند و آن را با بیمارستانهای تخصصی مقایسه میکند که بیمار در صورت داشتن شرایط حاد به آنجا ارجاع داده میشود. در مورد آسیبهای اجتماعی نیز اگر مشکلات فرد حاد و نیاز به مراقبتها و رسیدگیهای ویژه داشته باشد، به مراکز مداخله در بحران ارجاع داده میشود. پایگاههای خدمات اجتماعی زیرمجموعه دیگری است که در سکونتگاههای غیررسمی، مناطق حاشیهنشین و مانند آن که آسیبپذیری بالاتری دارند به منظور شناسایی، آگاهسازی عمومی، معرفی خدمات سازمان و مداخله در موارد ضروری با کمک مردم منطقه و ظرفیتهای موجود محلی تشکیل میشود. درست مانند درمانگاه و مراکز بیمارستانی عادی که بیماران سرپایی را مداوا و موارد تخصصی را به بیمارستانهای مجهزتر ارجاع میدهند. خدمات سیار اورژانس اجتماعی نیز به منزله بیمارستانهای سیار عمل میکند. هرجا که گروههای هدف امکان مراجعه به مراکز و پایگاههای مرکزی را نداشته باشند، پایگاههای سیار خدمات خود را به طور مستقیم به آنها ارائه میدهند؛ و سرانجام خط 123 نیز از سال 83 برای فراگیرتر کردن خدمات اورژانس اجتماعی به راه افتاده و در طول 2 سال اخیر فعالیتهای خود را بیشتر و فراگیرتر کرده است. به این ترتیب شما هر جا که باشید در صورت نیاز میتوانید با گرفتن شماره 123 با کارشناس مورد نیاز خود صحبت کرده و یا تقاضا کنید تا تیم سیار به محل شما مراجعه و برای رفع مشکلتان مداخله نماید. آنگونه که موسوی میگوید خدمات این مراکز به صورت شبانهروزی و رایگان است.
خودروهای اورژانس اجتماعی با آرم مخصوص را این روزها در بعضی از میدانهای شهر دیدهایم. داخل این خودروها طراحی ویژهای دارد. میز و صندلی و فلاسک چای و خلاصه اسباب پذیرایی. همه اینها تمهیداتی است که برای آسانتر کردن دسترسی مردم به خدمات مشاورهای و دیگر خدمات مددکاری اجتماعی صورت گرفته است.
فردی که با اورژانس اجتماعی ارتباط برقرار میکند، چه از طریق پایگاههای سیار و چه از طریق 123 ابتدا باید پذیرش شود. موسوی معتقد است اولین برخورد یک پذیرش خوب است و آن را سنگ بنای کار میداند که اگر کج گذاشته شود سایر مراحل دشوار خواهد بود. بویژه اگر بدانیم برقراری ارتباط با آسیب دیدگان اجتماعی پیچیدگیهای خاص خود را دارد. مرحله بعد اعتمادسازی است. بر این اساس کارشناسان اورژانس اجتماعی تلاش میکنند ملاحظات اخلاقی و حرفهای را رعایت کنند تا افراد بتوانند اعتماد کنند. سپس اطلاعات مختصری از افراد گرفته شده و بر اساس آن به مرکز مرتبط ارجاع داده میشوند. اگر نیاز به نگهداری طولانی مدت باشد انجام میشود، اگر نیاز به گرفتن حکمی از قاضی باشد، پیگیری میشود؛ بعضی فقط راهنمایی میخواهند و یا منابع را نمیشناسند، که ما در این صورت با استفاده از بانک اطلاعاتی غنی خود آنان را راهنمایی میکنیم؛ بعضی تنها نیاز به مشاوره دارند و این مرکز آنان را به نزدیک ترین پایگاه مشاوره معرفی میکند. اینها را موسوی میگوید و در ادامه نحوه برخورد با دختران فراری را مثال میزند: در مورد دختران فراری ابتدا با خانواده تماس گرفته شده و شرایط سنجیده میشود. چنانچه محیط خانواده برای بازگرداندن فرد مناسب باشد، این کار انجام میشود، در غیر این صورت با کسب اجازه از دادگستری، فرد برای استفاده از خدمات حمایتی و مشاورهای به مراکز مربوط ارجاع داده میشود. پس از آن در تماس با خانواده تلاش میشود شرایط مساعد برای بازگشتن فرد به محیط خانواده فراهم شود.
انقلابی در حوزه مداخلات روانی - اجتماعی
تاکنون با طرحهای زیادی در کشور مواجه بوده ایم که با آمدن یک مدیر شکل گرفته و با رفتن او به دست فراموشی سپرده شده است. موسوی در تلاش برای جلوگیری از این سرنوشت به تعاملات انجام شده با دستگاههای مختلف و بویژه قوه قضاییه برای نهادینه کردن اورژانس اجتماعی اشاره میکند. به گفته او قوه قضاییه با ارائه لایحهای که پیشگیری اجتماعی را در اولویت قرار داده است و لایحه دیگری تحت عنوان حمایت از کودکان و نوجوانان که در شورای عالی قضایی به تصویب رسیده است گام مهمی در جهت نهادینه شدن اورژانس اجتماعی برداشته است.
سعیده کافی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم