در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
امسال هم مثل سالهای گذشته اولین برنامه ارائه شده از سوی مرکز هنرهای نمایشی لیست بلند و بالایی از جشنوارههای مختلف بود که در کنار جشنواره مهم و غیرمهم نهادها و سازمانها و مراکز دیگر قرار میگیرند. بلافاصله پس از آغاز سال جدید هم جشنواره نوپای سیاه و سپید در سکوت و بیتفاوتی تمام برگزار شد و اختتامیه آن با افتتاحیه جشنواره بینالمللی تئاتر دانشگاهی همزمان شد. چند روز بیشتر تا برگزاری جشنواره بینالمللی تئاتر مقاومت باقی نمانده و پس از آن هم به فاصلهای اندک جشنواره آیینی و سنتی برگزار میشود. فراخوان جشنوارههای فجر، بانوان، ایثار، رضوی، دانشجویی عروسکی و... هم از همین حالا به موعد تحویل آثار نزدیک شده و اغراق نکردهایم اگر بگوییم که تا پایان سال 88 و با احتساب جشنوارههای سراسری مختلف حداقل هر ماه یک جشنواره بزرگ و پرخرج را پیش رو خواهیم داشت.
اما پرسش مهمی که در میان تمام مشکلات و کاستیهای پایانناپذیر تئاتر نیمه جان ما همیشه در کنار همه این جشنوارهها مطرح بوده، این است که: «برگزاری این همه جشنواره با خرجهای زیاد چه نتایج مثبتی را برای تئاترمان به همراه آورده است؟» و شاید سادهترین پاسخ این باشد که شکل برگزاری این جشنوارهها و تعدد و موازیکاری در برگزاریشان، نه تنها چیزی به تئاترمان نمیافزاید، بلکه آن را دچار شتابزدگی، بیپولی، سطحیپردازی مناسبتی و به اصطلاح جشنوارهزده هم میکند. برای به دست آوردن پاسخی بهتر و کارشناسیتر در این گزارش با چند نفر از کارشناسان و فعالان حوزه تئاتر به گفتگو پرداختیم و آنچه میخوانید، برآیند کلی نظرات این کارشناسان درباره آثار مثبت و منفی برگزاری جشنواره متعدد تئاتر در کشور است.
محل برخورد اندیشه هنرمندان
دکتر رحمت امینی (مدیر گروه نمایش دانشکده هنر و معماری) به هر دو جنبه مثبت و منفی جشنوارهها اشاره میکند، اما درباره تاثیر جایگاه جشنواره تئاتر در کشور میگوید: آثار مثبت جشنوارهها در کشور ما تا دورهای تنها محدود به این بود که برای تئاتر تبلیغی صورت گرفته باشد و ما به مردم بگوییم که تئاتر داریم و نتیجه و دستاورد آن هم این است که در جشنوارهها عرضه میشود. اما این روند رفتهرفته جنبههای بهتری پیدا کرد. شاید مقایسه میان استقبال چشمگیر علاقهمندان تئاتر در روزهای برگزاری جشنواره و تعداد کمتر آنها در روزهای دیگر به نوعی نشاندهنده تاثیرات مثبت جشنواره در بازخورد اجرایی آن باشد. ضمن این که در میان همه جشنوارههایی که در طول سال برگزار میشوند، جشنواره بینالمللی تئاتر فجر رفته رفته شکل بهتری پیدا کرده است.
هادی مرزبان (کارگردان تئاتر) جشنوارهها و همایشهای گروهی تئاتر را محل برخورد اندیشه هنرمندان، علاقهمندان و تماشاگران تئاتر معرفی میکند و میگوید: وقتی که جشنوارهای در یک مقطع زمانی برگزار میشود، طبیعی است که ما باید در آن شاهد بهترین تولیدات تئاتری باشیم که توسط گروهها تولید شدهاند و از میان آثار بسیار دیگری برگزیده شده و برای اجرا در یک فستیوال تئاتری آماده شدهاند.
دکتر قطبالدین صادقی (کارگردان و مدرس تئاتر) نحوه عرضه آثار در جشنواره را در رسیدن به اهداف و نتایج مثبت برای جشنواره بسیار مهم میداند و در این باره میگوید: نکته مهم این است که ما باید تلاش کنیم بهترین کارها را در جشنوارههایمان عرضه کنیم و این مساله بویژه درخصوص جشنوارههای بینالمللی باید رعایت شود. در این رابطه باید سعی کنیم بهترین کارها از خارج از کشور به جشنوارههایمان دعوت شوند. این در حالی است که متاسفانه در این باره بیشتر دچار بیدقتی شدهایم و عوامل دیگری را در انتخابهایمان دخالت دادهایم.
مهرداد ابروان، عضو کانون ملی منتقدان و مدرس تئاتر بیشتر از دیگران به آثار مثبت برگزاری جشنوارهها توجه دارد. او به برخی جشنوارههای رایج تئاتر کشور اشاره میکند و میافزاید: به نظر من جشنوارهها در نوع خودشان مثبتاند و باعث شکلگیری حرکتهای تئاتری میشوند.
ایوب آقاخانی، نویسنده و کارگردان تئاتر نیز به نوعی دیگر به آثار مثبت جشنوارهها اشاره میکند و معتقد است جشنوارهها اصولا در تمام دنیا آثار مثبت زیادی دارند و همه هم این مساله را قبول دارند. وی میافزاید: فستیوالهای تئاتری در همه جای دنیا بستری هستند برای آشنایی گروههای نمایشی و هنری با سلیقههای مردم. طی این اتفاقات مجموعه تئاتر با ارتباط مردمی حضور پویاتری پیدا میکند و این مساله قطعا نمیتواند خالی از فایده باشد. بدون شک این اتفاق خوبی است و مطمئنا اگر جشنواره مسیر مشخصی داشته باشد و دارای یک نگره درست و روشن مدیریتی باشد، حتما به طور طبیعی نتیجه خوب و مثبتی خواهد داشت. آقاخانی در ادامه صحبتهایش میافزاید: اصولا جشنواره چه در ایران و چه در دورترین نقطه جهان و کشورهای صاحب تئاتر، فصلی است برای گسترش تئاتر و فرهنگ تئاتری مردم و این بدون شک بهتنهایی اتفاق مثبت و بزرگی است. به نظر من جشنوارههای متنوع میتوانند چنین مسیری را مدیریت کنند.
رقابت یا کیفیت
یکی از مهمترین مباحثی که درباره نتایج و اهداف جشنواره مطرح شده به خروجیهای کیفیتی آنها برمیگردد. این که جشنواره باید بستری شتابزده و سطحی برای رقابت کوتاهمدت گروهها را فراهم کند یا برآیندی از بهترینهای تئاتر کشور ما باشد، مهمترین مباحثیاند که دراینباره مطرح هستند. غیررقابتی شدن جشنواره بینالمللی تئاتر فجر در سالهای اخیر اتفاقی است که در این راستا روی داده و در پی دستیابی به آثار مثبت یک جشنواره استاندارد و با کیفیت برنامهریزی شده است.
دکتر چیستا یثربی، اما با این مساله چندان موافق نیست و آن را در پویایی هنرمندان و جذابیت جشنواره برای مخاطبان مهم میداند و میگوید: مسلما مخاطبان تئاتر کارهای رقابتی را با جدیت و اشتیاق بیشتری دنبال میکردند. اصلا در همه جای دنیا همینطور است و به هر حال هر کشوری حداقل یک جشنواره رقابتی مهم دارد. درباره شکلگیری تدریجی یک جشنواره آکادمیک در ادامه غیررقابتی شدن موقتی جشنواره تئاتر فجر هم باید به گونهای دیگر با قضیه برخورد کرد؛ این که انجمن نمایش چند جایزه صوری و بیاهمیت را در مراسم اختتامیه اهدا کند که رقابت نیست. اصلا ظاهر جشنواره فجر هم تا به حال آکادمیک نبوده است.
البته اگر از اول اصناف و تشکلهای تئاتری چنین مسالهای را اعلام میکردند، میتوانست اینگونه باشد.
مهرداد ابروان هم در اینباره زمان را در شکلگیری نتایج موثر میداند: باید دید آنچه دوستان طراحی کردهاند، پس از چند سال چطور نتیجه خواهد داد. در حال حاضر سیستم رقابتی حذف شده و فستیوال مجموعهای از اجرای منتخب یک سال تئاتر کشور است. زمانی میتوان گفت تئاتر یک مملکت فعال است که همه بالقوگیها بتوانند به صورت بالفعل درآیند و همه نیروهای قدیمی و جدید بتوانند کار کنند. جشنواره باید بتواند چنین محملهایی را به وجود آورد.
داوری و انتخاب بهترینها
در کنار همه مسائلی که جشنوارههای تئاتر را به سمت نتایج مثبت و منفی گرایش میدهند مبحث داوری و قضاوت از مهمترین موضوعات است و بویژه درباره گزینش آثار بخشهای بینالمللی واکنشها و برخوردهای متفاوتی را برانگیخته است.
هادی مرزبان این بحث را به طور جدی مورد اشاره قرار میدهد و میگوید: امیدوارم داوران و منتخبانی که برای گزینش و بازبینی آثار میروند، چه در تهران و چه در شهرستانها کارهای خوب و ارزندهای را برای شرکت در جشنواره برگزینند. ضمن این که در مورد انتخاب آثار خارجی این انتظار حتی بیشتر از کارهای داخلی هم هست. من فکر میکنم آثاری که از سراسر جهان برای شرکت در جشنواره بینالمللی فجر انتخاب میشوند، باید آثار ارزشمندی باشند و دستکم برای علاقهمندان هنر تئاتر نکته و چیز تازه و جالبی داشته باشند. به هر حال وقتی هزینه میشود و زحمت کشیده میشود، چه بهتر که کارهایی به کشورمان بیایند که ما هم از آنها چیزی یاد بگیریم. وی میافزاید: نباید اینطور باشد که نمایشی از آن طرف دنیا وارد جشنواره بشود و به اجرا درآید، اما کیفیت آن طوری باشد که ما در کشورمان آثار خیلی بهتر از آن را هم داشته باشیم. البته باید توجه داشت که اینگونه آثار باید با مسائل سنتی، مذهبی و فرهنگی ما هم تناسب داشته و سازگار باشند. به نظر من، مهمترین دغدغه داوران باید این باشد که آثاری را انتخاب کنند که لیاقت یک جشنواره بینالمللی معتبر را داشته باشند. دلیل آن هم این است که اگر آثار مناسبی انتخاب نشود مهمترین و معتبرترین جشنواره کشورمان زیر سوال رفته است.
دکتر صادقی، برای دستیابی به نتایج مثبت و رفع کاستیها و کمبودهای جشنوارهها به بحث انتخاب آثار بخش بینالملل و تعامل جدیتر در این بخش اشاره میکند و میگوید: شاید یکی از مهمترین کاستیهای جشنوارهها و در راس آنها جشنواره تئاتر فجر این باشد که تعامل آن با دنیا کم است. به نظر من، سیاستگذاری و برنامهریزی جشنواره فجر باید طوری باشد که وجهه بینالمللی وداخلی آن دقیقا نصف به نصف باشد.
جشنواره، آماری برای پر شدن
در کنار همه ویژگیهای مثبت و مباحث مختلفی که درباره روند برگزاری جشنوارهها و بررسی راهکارهای بهبود جریان برگزاری آنها میتوان برشمرد، ویژگیهایی هم هستند که باعث بروز آثار منفی بر بدنه تئاتر کشور میشوند. دور شدن از اجرای عمومی، جشنوارهزدگی و مناسبتی شدن تئاتر بخشی از این نتایج و ویژگیهای منفی است.
رحمت امینی علاوه بر اشاره به برخی آثار مثبت جشنوارهها خاطرنشان میکند: این جشنوارهها در حال حاضر، متاسفانه رفته رفته به ضد تئاتر تبدیل شدهاند. یعنی این که تعداد بسیار زیاد جشنواره و نحوه برگزاری آن باعث شده تئاتر حالت اجرای عمومیاش را از دست بدهد. بسیاری از علاقهمندان این هنر هم نیازها و مطالباتشان از تئاتر را تنها در جشنواره جستجو میکنند. از سوی دیگر، دکتر چیستا یثربی معتقد است جشنوارههای تئاتر کشور ما در حال حاضر اثر مثبتی بر تئاتر کشور ندارند. یثربی میگوید: البته تا وقتی جشنواره به صورت رقابتی برگزار میشد، این تاثیر به صورت مثبت وجود داشت. دلیل آن هم این بود که به دلیل وجود فضای رقابت متنهای اورژینال تولید میشد. اما حالا که جشنواره تنها برآورد سالانه کارنامه تولیدات کشور تبدیل شده است به نظر من کلیت آن شکل آماری پیدا کرده است و آمار و ارقام و کمیتها به کیفیت و تازگی آثار ارجحیت داده میشود.
کدام جشنواره محمل رشد تئاتر کشور؟
مهرداد ابروان هم میگوید: مهمترین ویژگی منفی جشنوارهها جشنوارهزدگی هنرمندان است. من در شیراز و بوشهر به دلیل تدوین تئاتر در دانشگاه همیشه با جوانان در ارتباط بودهام و هنرمندان این شهرها را هم از نزدیک میشناسم. متاسفانه در بسیاری از گروههای تئاتر کشور ما، تئاتر تنها به چند جشنواره منطقهای و استانی محدود شده است و پس از جشنواره به طور کل همه چیز تعطیل میشود. جشنواره اگر در خدمت باروری تئاتر باشد، خوب است، اما اگر خود آن تبدیل به یک هدف بشود، کاملا غلط است و مضر خواهد بود. ایوب آقاخانی قواعد و اصول را در نتیجه دادن و به هدف رسیدن فستیوالهای تئاتری بسیار موثر میداند و میگوید: جشنواره زمانی میتواند بد باشد که پس از تمام قاعدهبندیها ورودی بعضی آثار و خروجی آنها از این جشنوارهها بیضابطه و بیقاعده انجام شود. جشنواره معمولا با مشخصات ویژه خود باید باعث شود ذهنیتمحوری طراحانش را درست به بار بنشاند. در این مسیر هرگاه تناقضی با این ذهنیت به وجود آید، مسلما جشنواره به بیراهه خواهد رفت.
بیبرنامگی در برگزاری جشنوارهها
جشنوارهها با عرضه تولیداتشان از طرفی گفتمان شغلی میان گروهها را به وجود میآورند و از دیگر سو، به محملی برای ایجاد تعامل و ارتباط میان عرضهکننده و مخاطب و دریافتگر هنر تبدیل میشوند. جشنوارهها در مقاطع مختلف زمانی شور و شوق تعامل و ارتباط را افزایش میدهند و از این حیث میتوانند به لحاظ جلب مخاطب در زمانهای دیگر مثمر ثمر باشند. هرساله تعداد بسیار زیادی از جشنوارههای مختلف مناسبتی و غیرمناسبتی در کشورمان برگزار میشوند و این جشنوارهها به لحاظ آماری در مقاطع زمان برگزاریشان مخاطبان زیادی را هم به برخی سالنهای تئاتر میکشانند.
اما آیا واقعا این تعداد جشنواره و همایش تاثیر مثبتی بر بدنه تئاتر کشور دارند؟ در این رابطه برخی معتقدند جشنوارهها خواهناخواه به واسطه برقراری داد و ستدی پویا در رشد تئاتر کشور تاثیر مثبتی دارند و برخی نیز اعتقاد دارند جشنوارهها به عنوان یک نقطه پایان به حساب میآیند و خاتمه یک دوره فعالیت هنری را به همراه دارند. بعضی هم اظهارنظر دراینباره را به آمار و ارقام و پژوهشهای کارشناسی دقیقتر وا میگذارند و از آن طفره میروند.
به هر حال آنچه مشخص است اینکه جشنواره با صرف هزینههای مالی و به کارگرفتن انرژی و زمانهای بسیار زیاد باید بالاخره به دنبال دستیابی به هدف و نتایج مثبتی باشند و شاید تعدد و بیبرنامگی در برگزاری، آنها را تا اندازهای از نتایج مثبت و اهداف مطلوب دور کند.
مهدی نصیری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: